لبخندي بر حماقتنامه وحيد كاظم زاده قاضي جهاني٫ کفگير شوونيستهاي فارس به ته ديگ خورده و ديگر نويسنده ندارند
![]() |
. | اين در حاليست كه شخصيت هاي نامبرده هيچ هماهنگي با تفكر تجزيه طلبي پان تركها نداشتند (قهرمانان ملي و روشنفکر تورک را به حساب ايرانيهاي عقب مانده مينويسند!!). بر فرض مثال اگر ستارخان داراي افكار جدايي مي بود در آن دوران كه كشور ايران (هنوز کشور ايران تحميلي متولد نشده بود) بصورت ملوك الطوايفي اداره مي شد و اوضاع نابساماني داشت. وي مي توانست با مجاهدين خبره خود آذربايجان را از ايران جدا نمايد (ايراني در آنموقع وجود نداشت٫ هر چه بود مال امپراطوري تورک قاجار بود) و
در واقع در پشت سناريوي تعيين شده ، الهام علي اف و دوستان وي در تركيه به اين نتيجه رسيده اند كه از طريق ديپلماسي امكان بازپسگيري قره باغ از ارمنستان وجود نخواهد داشت و اقدام نظامي هم منتفي هست چونكه جمهوري آذربايجان هيچ مرزي با قره باغ ندارد (اين ديگر حماقت محض است٫ قراباغ در داخل آذربايجان است ولي اين شخص ابله ميگويد آذربايجان با قاراباغد مرز ندارد!!! البته من ميدانم که نويسنده ناخچيوان را با قاراباغ اشتباه گرفته و اين حاکي از بلاهت شوونيستها ميباشد. البته جداماندن ناخچيوان نيز به دليل اعطاي سرزيمن آذربايجان ره ارامنه توسط شوروي ميباشد٫ اما هنوز به عنوان بخش جدائي ناپذير آذربايجان شناخته ميشود.). مي ماند يك راه بايد با يك تير دو نشان را هدف گرفت. بدين ترتيب كه با جدا كردن آذربايجان از ايران بدليل وجود مرز ميان آذربايجان ايران با قره باغ مي توان اقدام نظامي براي گرفتن قره باغ صورت داد. اين پروژه ننگ آور و منحوس است كه پان تركهاي به ظاهر وطني در آن نقش پياده نظام را ايفا مي كنند. (با اين اطلاعات ابلهانه طوري از پروژه سخن ميگويد که انگار در سازمان اطلاعات کار ميکند!!!) |
پایلاش | آردی...| پرینت
