- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
آرايش سياسي کردهاي آذربايجان غربي در انتخابات هشتم مجلس
بای بک، آذربایجان | آنناآخشامي, ۲۲-ي زومار آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۳۴ [آ.خ] | فارسجا, مقاله
![]() |
. | توجه به پراکنش جغرافيايي اينان ميتوانند از لحاظ تاثيرگذاري در حوزه هاي ماکو و چالدران و خوي و سلماس بر جريان انتخابات تاثير بگذارند هرچند که در هيچ يک از اين حوزه ها در اکثريت نيستند. اين کردها از لحاظ خاستگاه سياسي تا حدودي تحت تاثير کردهاي همجوار خويش و گاهي هم در معرض آسيميلاسيون ترکها قرار دارند. با اين وجود گروههاي صرفا مذهبي همچون جماعت دعوت و اصلاح و جماعت تبليغ در ميان مردم پايگاههايي دارند که ميتواند در جريان انتخابات تاثيرگذار باشند.
ط) کردهاي ساکن اورميه و توابع (شکاک-قوم هرکي و مهاجرين شهرهاي جنوبي استان) حکايت اورميه متفاوت تر از ساير مناطق است چراکه حساسيتهاي بالاي قومي هميشه نتايج انتخابات اين خطه را تحت تاثير قرار داده است |
توضيح کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان:
مقاله زير از دو هفته نامه هاوار اخذ شده است. صاحب امتياز و مديرمسئول اين نشريه کردي شخصي بنام سيد هاشم هدايتي دانشجوي دکتري مديريت و عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و مسئول بخش قوميتها و مذاهب تشکيلات فوق الذکر است. وي از همفکران و باند عبدالله رمضانزاده سخنگوي دولت خاتمي است. همچنين وي از همفکران بسيار نزديک جلال جلالي زاده از اعضاي شوراي مرکزي جبهه مشارکت به مانند وي کرد زبان مي باشد. اين سه نفر به همراه بهالدين ادب که اخيرا مرد از تئوريسينهاي اصلاحطلبا در مناطق غربي آذربايجان هستند و عموما گرايشهاي آنتي تورک در بين ايشان شديد ميباشد. اينان عوامل تشکيل شوراي اصلاح طلبان کرد و جبهه متحد کرد هستند که همگي بر عليه منافع ملي آذربايجان فعاليت مي کنند.
غرض از انتشار اين مقاله توسط کميته مردمي دفاع از غرب آذربايجان آشنايي با گروهها و عوامل دخيل و تاثيرگذار در انتخابات غرب آذربايجان است تا بع عنوان الگويي هرچند ناقص در اختيار علاقمندان قرار گيرد.
شايان ذکر است که در اين مقاله بارها ديدگاه احساسي و کذب نويسنده بر قلم جاري شده است و بر اکثريت کرد بودن استان و واژه کردستان اشاره شده است که البته ما بنا بر اخلاق سياسي و حرفه ايي خود مطلب را بدون سانسور و کم و زياد تقديم خوانندگان ميکنيم و نيز بدليل محدوديتهاي موجود بحث دخالتهاي گروهکهاي تروريستي پ.ک.ک و پ.ژ.ا.ک در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته نشده است.
آرايش سياسي کردهاي آذربايجان غربي در انتخابات هشتم مجلس
اشاره: آذربايجان غربي با مساحتي در حدود ۲۷۶۱۴ کيلومتر مربع و جمعيتي بالغ بر دو ميليون و نهصد هزار نفر به علت ترکيب جمعيتي و آرايش سياسي موجود در آن در يک سده اخير همواره کانون توجهات جريانات و مسائل سياسي قرار داشته است. چه اينکه علاوه بر جنگهاي صفوي و عثماني اين منطقه شاهد اتفاقات سياسي شگرفي همچون قيام اسماعيل آقا سيمکو، حکومت نوپاي جمهوري مهاباد، اشغال روسها، جنگهاي خونين داخلي و در نهايت يکي از محورهاي اصلي جنگ ايران و عراق بوده است.
علاوه بر اين تنوع جمعيتي استان و وجود دو قوم آذري و کرد به همراه گروههاي کوچکي از ساير اقليتهاي ديني باعث بروز مسائل عديده ايي در ابعاد سياسي، اجتماعي و …. در اين منطقه بوده است.
گرچه آمارهاي رسمي حکومتي بيانگر وجود جمعيت آذري بيشتري در استان است اما به دلايلي از جمله به روز نبودن آمارهاي در دسترس، علمي نبودن آمارهاي در دسترس، پاره ايي اغراض سياسي و قوميتي و … نمي توان اين آمارها را مبناي نهايي قضاوت قرار داد. با اين وجود اگر جمعيت کردهاي استان برابر با ساکنان آذري زبان نباشد احتمالا تفاوت چشمگيري با آن نمي تواند داشته باشد.
برغم حقايق موجود در بافت جمعيتي استان اما در توزيع و تقسيم سياسي قدرت مشارکت رقمي حتي کمتر از 10 درصد جمعيت کردها بسيار جاي بحث و بررسي دارد، امري که در طول دولت هاي گذشته نيز به شدت و ضعفي در همين حدود خودنمايي کرده است.
اينکه ريشه هاي اين نابرابقري و بي عدالتي در چيست و به کجا برميگردد از عهده اين مقال خارج است و آنچه مد نظر است آرايش سياسي موجود در مناطق کرد نشين آذربايجان غربي (کمربند غربي و جنوبي استان) در برابر انتخابات هشتم مجلس شوراي اسلامي است. در اين رابطه ميتوان چند طرز تفکر و نحله فکري و همچنين وضعيت مناطق عموما کردنشين را مورد بررسي قرار داد . مطالعه هريک از اين گروهها و مناطق و چگونگي برخورد آنان با مقوله انتخابات مجلس و احزاب سياسي دخيل در آن مي تواند در شناخت رفتار انتخاباتي آنها موثر باشد.
الف) طرفداران تحريم
بدلايل متعدد از جمله سرخوردگي مردم از احزاب و برنامه هاي آنان و يا تشديد حس ناسيوناليستي بخشي از جامعه که مي تواند ناشي از افزايش فشار حاکميت، موفقيت هاي کردهاي همجوار و يا انتخاب آگاهانه اين رفتار توسط پاره ايي از مردم باشد، همچنين وجود پايگاه احزاب سنتي معارض در داخل منطقه (از آنجا که بطور سنتي جنوب استان آذربايجان غربي حوزه نفوذ دموکرات بوده است) به همراه تجارب تلخ اين مردم از هردو جناح سياسي بارز کشور تعدادي از ساکنان اين مناطق در انتخابات گزينه تحريم را انتخاب خواهند کرد. اين افراد بطور سنتي تمام انتخابات ها را تحريم کرده و شايد تنها در انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ و بدنبال آن در دور اول انتخابات شوراها از تحريم دست کشيدند اما عدم تغيير جدي در روند سياسي اقتصادي و اجتماعي منطقه در دولت اصلاحات اکنون آنان را در مقام تحريم مصمم تر کرده است.
ب) اصلاح طلبان
وجود جنگهاي خونين داخلي در کردستان و به تبع آن جنوب استان آذربايجان غربي و همراه آن ناامني بوجود آمده که همچو پيراهن عثمان بهانه تمامي دولتهاي گذشته براي پرهيز از هرگونه اقدام عمراني در منطقه بود و در کنار همه اين عوامل اختناق سياسي حاکم در طول جنگ تحميلي و در دوره حکومت هاشمي رفسنجاني و اقتدار جنگ سالاران محلي (عموما آذري زبان در منطقه) باعث اقبال شديد و مقطعي مردم به شعارهاي نو و بديع سيد محمد خاتمي و اصلاح طلبان شد.
البته هرکس تا حدودي به آرايش سياسي کردستان آشنايي داشته باشد مي داند که کردها (بجز عده معدود که از رانتهاي حکومتي بهره مي برند) هيچوقت در اردوگاه اصولگرايان قرار نگرفته و نخواهند گرفت. با وجود اين اکنون شايد قويترين و پر طرفدارترين نحله سياسي حاضر در صحنه کردستان همان اصلاح طلبان باشند امري که آراي معين در آخرين انتخابات رياست جمهوري نيز بر آن صحه نهاد.
اينکه اصلاح طلبان اعم از اصلاح طلبان کرد يا جبهه متحد کرد با چه برنامه و چهره هايي از اقبال مردم به خود در اين مناطق بهره خواهند برد بايد در انتظار روزهاي آتي ماند. هرچند که هرگونه اهمال و سستي از آنان مي تواند به قيمت برنده شدن افراد به ظاهر مستقل اما در عمل در خدمت اصولگرا منتهي گردد. در اين بين اصلاح طلبان اگر بتوانند بر بحران بي اعتمادي عمومي فايق آيند مي توانند نقش فعالي در انتخابات آينده داشته باشند.
ج) افراد بي تفاوت
در تمامي نظامهاي سياسي با هرگونه تفکر و انديشه تعدادي از افراد جامعه نسبت به مسائل و حوادث سياسي و تحولات اجتماعي جامعه خويش بي تفاوت هستند اين پديده حتي در دموکراتيک ترين کشورهاي دنيا (چيزي تا حدود ۵۰–۴۰ درصد مردم) ديده ميشود. البته جمعيت اين افراد چندان هم کم نيست که بتوان بي تفاوت از کنار آن گذشت بطوريکه براحتي جمعيتي بين ۲۰ تا ۳۰ درصد جامعه را تشکيل ميدهند. خارج کردن اينان از بي تفاوتي و تشويق و ترغيبشان به مشارکت در روندهاي سياسي مستلزم تبليغات و برنامه هاي منسجم سياسي است و گرايش اين افراد در صورت خروج از بي تفاوتي احتمالا به سود اصلاح طلبان خواهد بود تا اصولگرايان.
د) گروههاي اسلامي موجود در بطن جامعه
برغم وجود گروههاي رسمي سياسي و مذهبي (همچون يک حزب سياسي مجاز) در کردستان اما گروههاي مختلف با صبغه ديني در اين مناطق به فعاليت ديني و در کنار آن سياسي (بصورت غير مستقيم) ميپردازند که ميتوان آنها را در چند دسته اصلي طبقه بندي کرد:
1-جماعت دعوت و اصلاح ايران
شايد بتوان منظم ترين گروه اسلامي که در چند سال اخير در عرصه اجتماعي کردستان ظهور کرده باشد را همين جماعت دعوت و اصلاح ايران برشمرد. گروهي که با داعيه دفاع از حقوق شهروندي اهل سنت ايران –که کردها نيز بخش عمده آنرا تشکيل ميدهند- از کردستان سر برآورده است. ولي دايره فعاليت آن به پهناي مناطقي است که اهل سنت در آن حضور دارد. اما برغم حضور افرادي از ساير اقوام ايراني (بلوچها، آذريها، ترکمن ها، عربها و فارسها) اين کردها هستند که هسته اصلي رهبري و اجرايي آنرا تشکيل ميدهند. قرابت تفکرات اين جماعت با اخوان المسلمين شايد نام اخوان المسلمين ايران را برازنده آنان کند. از بارزترين مشخصات اين گروه ميتوان به ميانه روي و اعتدال، برنامه محوري و تاکيد بر آموزش مستمر اعضا و هواداران اشاره کرد. گرچه اين گروه دغدغه اصلي خويش را دفاع از حقوق اهل سنت ايران و در کنار آن کردستان مي داند و با برگزاري دو کنگره نشان داده است که در تصميم گيريهاي اساسي و اصلي با در نظر گرفتن تمام شرايط اتخاذ تصميم مي کند اما مشترکات اينان با احزاب اصلاح طلب بيش از همفکري آنان با اصول گرايان مي باشد. گرچه تعداد اصلي اين گروه در کردستان بيشتر نيست اما بدليل تشکيلات منظم و اعضاي نخبه در سطوح مختلف جامعه مي تواند در روند کلي سياسي منطقه تاثير گذار باشد. البته اگر اين جماعت تصميم به معرفي کانديداهاي خود در سطح شهرهاي استان داشته باشد يقينا بنا بر مشارکت جدي آنان خواهد بود. گو اينکه انتخابات مجلس ششم حوزه پيرانشهر – سردشت و پيروزي چشمگير يکي از کانديداتورهاي منتسب به آنان در سردشت گوياي ميزان نفوذ و تاثير آنان در اين حوزه انتخابي است.
2- مکتب قرآن
مکتب قرآن شکل تحول يافته مدارس قرآني است که در سالهاي ۱۳۵۶-۱۳۵۵ ابتدا در شهر مريوان و سنندج و شهرهاي ديگر بوسيله مرحوم کاک احمد مفتي زاده بنا نهاده شده است. اين گروه بعد از سال ۱۳۶۱ که رهبرشان به زندان افکنده شد و حدود ۲۰۰ نفر از فعالانشان تبعيد يا به زندان رفتند صبغه ديگري در فعاليتهايش به خود گرفت. زندان ده ساله علامه مفتي زاده و فوت نابهنگام وي چند ماه بعد از آزاد شدن آنان را به کلي از سياست دور کرد.
کاک احمد در ملاقاتهاي عمومي در اواخر عمرش و نامه هايي که از زندان براي پيروانش مي نوشت آنان را به دوري از سياست و تزکيه فرا خواند. در نتيجه مکتب از هرچه نامش ساست است بريد. هرچند که اين گروه نيز همچو ديگر گروهها و جماعات ملي و مذهبي با اختلافات و درگيريهاي داخلي روبروست و عمده قواي آنان بجاي پيگيري اهداف مکتب صرف تنشهاي درون گروهي شده است، بصورتيکه اين مکتب به دو گروه اکثريت (طرفداران سعدي قريشي) و اقليت (طرفداران حسن اميني) منشعب شده است.
در استان آذربايجان غربي و خصوصا در پايگاه سنتي اين مکتب يعني شهرستان بوکان نيز دو گروه عملا در برابر هم قرار گرفته اند. در رابطه با دو شاخه اين مکتب بايد گفت که گروه اکثريت هيچ اعتقادي به مشارکت و انتخابات سياسي ندارد و تاکنون در هيچ انتخاباتي شرکت نکرده است و عملا در گروه تحريمها قرار گرفته است امري که در انتخابات آتي نيز چندان دور از انتظار نخواهد بود.
اما امکان شرکت گروه اقليت برهبري حسن اميني در انتخابات و اقبال آنها به افراد معتمد و مستقل و يا احزاب اصلاح طلب دور از ذهن نيست. در مجموع بايد خاطرنشان کرد که احتمالا جهت گيري سياسي جماعت دعوت و اصلاح ايران و اقليت مکتب قرآن (حسن اميني) شبيه هم خواهد بود.
3- سلفيون (جهادي-عقيدتي)
سلفيون و يا گروهي که به اشتباه وهابي ناميده مي شوند -هرچند که بشدت متاثر از افکار محمد بن عبد الوهاب و نياي فکري وي اين تيميه هستند- يکي ديگر از نحله هاي فکري کردهاي آذربايجان غربي است. اينان البته به دو دسته تقسيم ميشوند دسته ايي عملگرا و افراطي تر که اکنون عمدتا در بوکان، مهاباد و پيرانشهر فعاليت مي کنند و گروهي ديگر که با مشي معتدل تر مخالف اقدامات راديکال هستند و به سلفيون عقيدتي شهرت دارند که پايگاه عمده آنان نيز بوکان است. در رابطه با جهت گيري سياسي اين گروه بدليل ماهيت آنان و حساسيتهاي موجود اطلاعي در دست نيست ليکن شايد هردو گروه از شرکت در انتخابات امتناع خواهند کرد. و به تبع آن ساکنان حوزه هاي تحت نفوذ خود را نيز به اين امر تشويق خواهند کرد اما ميزان تاثيرگذاري آنان از ميزان آگاهي و شعور سياسي و سن و سطح سواد مردم خواهد بود بصورتيکه احتمالا اين گروهها در شهرهاي جنوب استان توان اقناع مردم را نخواهند داشت در حاليکه ممکن است در منطقه دورافتاده ايي همچون ((صوماي برادوست)) و … بتوانند رفتار سياسي مردم (بخوانيد جوانان و نوجوانان کم تجربه) را جهت دهند.
4- جماعت تبليغ و دعوت
اين جماعت که خواستگاه آن به مدارس ديني پاکستان و بلوچستان (مدرسه مکي و زعامت مولوي عبدالحميد) برميگردد در قالب گروههاي تبليغي بيشتر بدنبال ظواهر تبليغي مذهبي است و بسيار کم خود را درگير مسائل سياسي مي کند. حوزه نفوذ اين گروه در بين کردهاي شکاک و هرکي (از ماکو تا حوالي اورميه) بدليل وجود آگاهي عمومي بيش از ساير مناطق است اما تاکنون هيچ جهت گيري سياسي موافق يا مخالف ديده نشده است.
5- شيوخ و طريقتها
گرچه تاريخ گواه اين مطلب است که طريقتها هميشه از شرکت در سياست امتناع داشته اند و اصولا با مشي دنياگريز خود پرداختن به امور دنيوي را مانعي در راه ((حق)) دانسته اند اما شورش شيخ نهري، شيخ محمود حفيد و شيخ باران بر اين طرز تفکر در سده معاصر کشيده است. امروزه دايره نفوذ شيوخ و طريقتهاي قادري و نقشبندي در کردستان گسترده است. اما اينان همواره در آذربايجان غربي در يک محافظه کاري صرف بسر برده اندو از اظهار نظر مستقيم در خصوص مسائل سياسي امتناع کرده اند گرچه ارتباطات گسترده شيوخ با حاکميت بر کسي پوشيده نيست با اين وجود بعيد است که حاکميت بتواند از نفوذ شيوخ براي کسب مشارکت سياسي بهره گيرد و تاکنون اين کانديداهاي منفرد بوده اند که به رقابت پرداخته اند.
ه) احزاب اپوزيسيون خارج از نظام
اين احزاب تا کنون بجز دور اول انتخابات شوراهاي شهر و روستا تاکنون تمامي انتخابات برگزار شده را تحريم کرده اند و نيز انتظار نمي رود که تغييري در اين زمينه در آينده صورت گيرد. گروههايي چون دموکرات با دو شاخه اش و پژاک بيش از ساير گروهها در منطقه کردنشين آذربايجان غربي فعال هستند و مواضع آنان در قبال انتخابات آتي مي تواند در روند نهايي انتخابات بي تاثير نباشد هرچند که شواهد و قراين از تحريم انتخابات توسط اين گروهها حکايت دارد.
و) اصولگرايان
شايد تا قبل از دور دوم رياست جمهوري رفسنجاني کردها هيچگونه نقشي در روند سياسي کشور نداشته و دسته بنديهاي احزاب حکومتي چون اصولگرا، چپ، راست، کارگزاران، روحانيت مبارز و … براي ادبيات سياسي اين مردم بيگانه بود. اما در دهه ۷۰ بود که اين اصطلاحات وارد قاموس سياسي کردستان شد و از همان موقع کردها هيچگاه به اصولگرايان روي خوش نشان ندادند امري که شايد از ناپختگي بلوغ سياسي آنان حکايت مي کند. با اين وجود انتخابات خرداد ۱۳۷۶ و شعارهاي جذاب آن کردها را چنان دلبسته خود کرد که اکنون پس از ۱۰ سال از آن واقعه و محقق نشدن اقلي ترين خواست مردم هنوز هم اقبال آنان به مشي اصلاح طلبي بيشتر است. با همه اين تفاسير اين اصولگرايان هستند که بصورت عموما غير بومي و تعدادي هم بومي پستهاي حکومتي در مناطق کردنشين را در دست دارند. مسلما اقتدار آنان و عقبه تدارکاتي آنها در انتخابات آتي بسيار تاثير گذار خواهد بود.
ز) افراد مستقل
بدليل سابقه ناموفق احزاب حکومتي تاکنون غالب افراد شرکت کننده در انتخابات را افراد مستقل تشکيل داده اند. شايد يکي از حربه هاي احزابي که در کردستان پايگاهي ندارند همين حربه باشد. بنابراين شناخت هريک از کانديداها با توجه به اين واقعيت ميتواند ما را از افتادن در دامي که گروههاي سياسي آنرا پهن کرده اند مصون دارد.
ح) کردهاي شکاک (ماکو-چالدران-خوي-شمال اورميه)
با توجه به پراکنش جغرافيايي اينان ميتوانند از لحاظ تاثيرگذاري در حوزه هاي ماکو و چالدران و خوي و سلماس بر جريان انتخابات تاثير بگذارند هرچند که در هيچ يک از اين حوزه ها در اکثريت نيستند. اين کردها از لحاظ خاستگاه سياسي تا حدودي تحت تاثير کردهاي همجوار خويش و گاهي هم در معرض آسيميلاسيون ترکها قرار دارند. با اين وجود گروههاي صرفا مذهبي همچون جماعت دعوت و اصلاح و جماعت تبليغ در ميان مردم پايگاههايي دارند که ميتواند در جريان انتخابات تاثيرگذار باشند.
ط) کردهاي ساکن اورميه و توابع (شکاک-قوم هرکي و مهاجرين شهرهاي جنوبي استان)
حکايت اورميه متفاوت تر از ساير مناطق است چراکه حساسيتهاي بالاي قومي هميشه نتايج انتخابات اين خطه را تحت تاثير قرار داده است و تجربه ثابت کرده است که هرگاه کردها از سهم ۳ نفري اين شهرستان بيش از ۱ سهم تصاحب کرده باشند انتخابات بدلايلي مخدوش و نتيجه انتخابات باطل اعلام شده است. انتخابات در اورميه بيش از آنکه حزبي باشد طايفه ايي و عشيره ايي است بطوريکه هر طايفه ايي بتواند حمايت ساير ايلات و عشاير را جلب کند احتمال موفقيتش بيشتر است. گرچه در دو دوره اخير نمايندگاني با تحصيلات بالا به مجلس راه يافته اند اما آنان داراي برنامه مدون و وابسته حزب سياسي نبوده اند. با همه اين تفاسير ردپايي از گروههاي اسلامي در اورميه به چشم مي خورد و آنان مي توانند ولو محدود بر انتخابات تاثير گذار باشند. با اين وجود حساسيتهاي قومي و طايفه ايي است که در نهايت معلوم خواهد کرد چه کسي در اورميه برنده انتخابات است.
ي) کردهاي نقده و اشنويه
شايد بتوان پرچالش ترين انتخابات مجلس در کشور را به نقده و اشنويه داد. بطوريکه بارها بدلايل مختلف انتخابات اين حوزه باطل و يا به مياندوره اي کشيده شده است. ترکيب جمعيتي آذري و کرد اين منطقه و در کنار آن تصاحب مناصب قدرتي توسط ترکها همواره منشا درگيري و چالشهاي فراوان مخصوصا در انتخابات گذشته است. در کنار اين دخالتهاي برخي از منتفذان استاني نيز اوضاع را پيچيده تر کرده است. گرچه بلوغ سياسي هردو قوم ترک و کرد بالاست اما اين نژاد است که در نهايت معلوم مي کند چه کسي به بهارستان مي رود نه احزاب و برنامه هاي سياسي. با وجود اين شانس اصولگرايان در هردو شهر نسبت به بقيه بالاست چراکه در نقده رسول پورزمان نماينده دو دوره گذشته و کنوني مجلس شانس بيشتري دارد در اشنويه نيز اپورتونيست ها و فرصت طلباني که در خرداد ۱۳۸۴ سنگ ((معين)) را به سينه ميزدند و با هزينه شخصي بنر تبليغاتي سفارش مي دادند و در تير همان سال کت احمدي نژادي در تن و چفيه در گردن در انظار عمومي حاضر مي شدند شانس بيشتري در نبود رقباي قدرتمند خواهند داشت و اينان استعداد بيشتري نسبت به گرايش به اصولگرايان دارند تا اصلاح طلبان. هرچند که بر خلاف قبل عمده مردم نظر به مشارکت در انتخابات دارند و با فرض اين مشارکت و برغم تعداد بيشتر آراي کردها نسبت به ترکها احتمال پيروزي کانديداهاي کردها بيشتر خواهد بود.
ک) کردهاي پيرانشهر و سردشت
در اين دو شهر اين نه قوميت و گرايش سياسي بلکه سکونت در يکي از دو شهر است که تعيين ميکند چه کسي به بهارستان برود. در طول ساليان متمادي برغم وجود کانديداهاي شايسته بدليل تشديد روحيه همشهريگري هرگز انتخاب مردم اين دو شهر عقلاني نبوده است و بيشتر حالتي احساسي بخود گرفته است. همين مساله باعث شده افرادي که بهارستان رفته اند عمدتا از بين اصولگرايان سر برآورند. جو عمومي اين دو شهرستان بالاخص قشر فرهنگي تابعي از نظريات گروههاي مذهبي از جمله جماعت دعوت و اصلاح نيز مي تواند باشد.
ل) کردهاي ساير شهرهاي استان (مهاباد – بوکان)
رقابت عمده انتخاباتي را ميتوان در اين دو شهر جنوبي استان در نظر گرفت. جايي که بدليل بلوغ سياسي و يکپارچگي جمعيتي برنامه هاي سياسي و احزاب مدنظر هستند نه طايفه و عشيره.
در اين ميان مهاباد بعنوان کانون تحريم (مشارکت مردم مهاباد همواره از ۲۰ درصد کم بوده است) شايد اينبار رفتاري متفاوت از قبل در پيش گيرد و اگر چنين اتفاقي بيافتد شانس کانديداهاي اصلاح طلب بيش از بقيه (حتي آيين پرست نماينده فعلي اين شهر) است. اخباري نيز مبني بر کانديداتوري فرماندار محبوب دوران اصلاحات ((صمدي)) بگوش مي رسد. البته در اين بين نمي توان از استعفاي نوربخش مديرکل کار استان و کانديداتوري وي غافل بود.
اما بوکان امسال شهد رقابت چهرهاي قدرتمندي همچون قسيم عثماني (قبلا رد صلاحيت شده است) و انور حبيب زاده (نماينده متفذ فعلي از اصولگرايان وابسته به موتلفه اسلامي) خواهد بود. در کنار اين بوکان شديدا تحت تاثير احزاب و گروههاي سياسي و مذهبي و ملي قرار دارد و برنده انتخابات کسي است که از تمامي فاکتورها (اقبال مردم به مشي اصلاح طلبي، حمايت گروههاي مذهبي و شيوخ و سادات منطقه و عدم دشمني نهادهاي شبه امنيتي) به نحو احسن استفاده نمايد.
م) کردهاي حوزه مياندوآب-شاهيندژ و تکاب
گرچه بسياري از ساکنان تکاب و شاهين دژ و روستاهايشان را کردان تشکيل ميدهند اما در طي ساليان گذشته اينان هيچگاه نتوانسته اند در انتخابات تاثير گذار باشند و تاکنون سهميه دو نماينده نصيب کردان نگشته است. نفوذ گروههاي اسلامي و ملي نيز در بين کردهاي آنجا با آن حدي نيست که اينان را براي انتخابات مشايعت کند.
نتيجه گيري:
در مجموع ميتوان گفت که در ايده آلترين شرايط کردهاي استان قابليت کسب ۷ کرسي و تاثير گذاري بر ۵ کرسي ديگر را دارا هستند و اين مساله مستلزم برنامه ريزي دقيق احزاب موجود در فضاي انتخاباتي و صيانت از راي واقعي مردم مي باشد.
آنچه در اين مقال مورد بحث و بررسي قرار گرفت صرفا نظرات شخصي نگارنده است و لزوما بيانگر واقعيتهاي موجود نمي باشد.
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/2625.azr
یازینین اینترنت آدرسی
گوروش کاپانیبدی