- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
جزييات قتل و عام رانندگان ترکمنصحرا در عراق از زبان يك بازمانده
بای بک، آذربایجان | جمعه, 27th فروردين , 2007 اینجی ایل, چولا 07:39 [am] | خبرلر, فارسجا
|
بعد از ماشين اولي انها بطرف ماشين بعدي كه متعلق به ” آنا رجب اشرفي” بود امدند و به او امان پياده شدن را هم ندادند،پشت فرمان تير را به بدنش زدند و يك تير خلاص هم بعد شليك كردند.
من وقتي اين صحنهها را ديدم معطل نكردم از ماشين پياده شدم رانندههاي ماشينهاي سوم ، چهارم و پنجم يعني خسرو جهانگيري ، رضا كر و عبدالخليل دوجي مثل من از ماشين پياده شدند و چهار تايي به طرف عقب شروع به فرار كرديم، متعاقب اين اقدام ما انها شروع به تيراندازي كردند. |
شمسالدين يارعلي يكي از بازماندگان حادثه قتل و عام رانندگان ترکمن (ايراني) كه هفته گذشته در عراق به قتل رسيدند جزييات اين حادثه هولناك را تشريح كرد.
حدود سه ماه است كه از طريق شركت ايراني “پارسا ترابر پرشيا” با تريلر گاز مايع به عراق حمل ميكرديم والبته رانندههايي كه من با انها هم سرويس بودم بعضا سه چهار سالي است كه گاز مايع به عراق حمل ميكردند.
وي ادامه داد : در اين سفر كه ۷راننده بوديم جمعه ۲۴فروردين از مرز خسروي واردعراق شديم. سه روز در خانقين مانديم ، سپس بطرف سعديهحركت كرديم و در انجا از طرف رييس شركت نفت منطقهحاج عماد و نماينده شركت گاز ابوعلي نزد ما امدند و گفتند كه بايد بارمان را در بعقوبه خالي كنيم. با.
يارعلي اضافهكرد: برغم ناامني موجود در عراق براي عزيمت به بعقوبه تنها يك وانت دو كابينه پليس براي اسكورت در اختيار ما قرار دادند.
وي گفت : وقتي عازم بعقوبه شديم قرار بود بارها همان روز جمعه خالي شود ولي بنا بر دلايلي از جمله ضعيف بودن برق و اين بهانه كه ماشين سوپاپ كار نمي كند ، ان روز گاز مايع تخليه نشد و اين كار به روز بعد موكول شد.
به گفتهيارعلي ، روز شنبه ، بار ماشينها خالي شد و به رييس تاسيسات گاز بعقوبه گفته شد كه براي برگشت همانند رفت اسكورت دهند ، اما به بهانههاي مختلفاسكورت داده نشد و با توجه بهاينكه شرايط عراق را ميدانستيم و يقين داشتيم كه هر چه هم وقت تلف كرده و اصرار كنيم از اسكورت خبري نخواهد بود ، ساعت يك بعد از ظهر همان روز به سمت مرز خودمان حركت كرديم.ی بک.
حدود ۱۰۰كيلومتر آمده بوديم ، ۵كيلومتري مانده به سه راهي سعديه و ايست بازرسي يك سرازيري است و من از ۷تا تريلياخرين ماشيني بودم كه حركت مي كردم.
يارعلي گفت: ناگهان متوجه شدم ماشين اولي كه رانندهاش ” رضا اسدي” بود، ايستاد و ۷الي ۸نفر مسلح كه صورتشان را باچفيه پوشانده بودند جلو آمدند و اسدي از ماشين پياده شد.
تا يادم نرفته بگويم كه جسدي روي جاده افتاده بود ، اين جسد را بگونهاي روي جاده قرار داده بودند كه هر ماشيني ميخواست عبور كند نميتوانست و مجبور به توقف ميشد. با.
بهر حال رضا شروع به صحبت كردن با انها كرد، دستهايش را بالا و پايين مي برد و ظاهرا به انها توضيح ميداد در همين حين گلولهاي شليك شد و ديدم رضا روي زمين افتاد ، انها معطل نكردند يك تير خلاص هم به او زدند.
بعد از ماشين اولي انها بطرف ماشين بعدي كه متعلق به ” آنا رجب اشرفي” بود امدند و به او امان پياده شدن را هم ندادند،پشت فرمان تير را به بدنش زدند و يك تير خلاص هم بعد شليك كردند.
من وقتي اين صحنهها را ديدم معطل نكردم از ماشين پياده شدم رانندههاي ماشينهاي سوم ، چهارم و پنجم يعني خسرو جهانگيري ، رضا كر و عبدالخليل دوجي مثل من از ماشين پياده شدند و چهار تايي به طرف عقب شروع به فرار كرديم، متعاقب اين اقدام ما انها شروع به تيراندازي كردند.ی بک.
من براي اينكه گلوله هابمن نخورد زيگ زاگ ميدويدم حواسم فقط بخودم بود فقط ميدانم كه به اطراف پاهايم تير اصابت ميكند با هر زحمت بود خودم را به درون يك گودال انداختم وبعد از چند لحظه متوجه شدم كه علاوه بر پشت سر از تپه مقابل هم بسوي ما تيراندازي ميشود، انها از دو طرف ما را در كمين خودشان داشتند و خواست خدا بود كه زنده بمانم چون گودال به اندازه جثه من جا داشت. واقعا زنده ماندن من مثل يك معجزه بود.
يار علي افزود : بعد از ۵دقيقه تيراندازي قطع شد، من باز تكان نخوردم فقط داد ميزدم خسرو و رضا، از آنها خبري نبود با خودم فكركردم شايد انها هم جايي پنهان شدند تا سر فرصت بيرون بيايند مدتي به همين منوال گذشت و من وقتي سرم را بلند كردم ديدم خبري نيست.
از گودال بيرون امدم روي جاده جسد خون آلود خسرو جهانگيري ، رضا كر و عبدالخليل دوجي رامشاهده كردم با چشمهاي باز جان داده بودند.دنبال جمشيد رمضاني ميگشتم. بطرف ماشينها رفتم ، ديدم جمشيد توي ماشين نشسته بود و از اينكه او را سالم ميديدم خيلي خوشحال بودم ، گفتم مثل اينكه من و تو فقط زنده ماندهايم انها همه را شهيد كرده بودند. با.
تروريستها هم پس از ارتكاب اين جنايت با چند خودرو از منطقه فرار كرده بودند.
بعد از ۲۰دقيقه سر و كله سربازان عراقي پيدا شد ، شرح ماوقع را از ما خواستار شدند. ما هم توضيحات لازم را ارايه داديم ، سپس جسدها را پشت وانت سربازان گذاشته و به طرف مرز ايران حركت كرديم.
همچنانكه بطرف مرز در حركت بوديم سير وقايع را مانند يك فيلم در ذهنم مرور ميكردم ، براستي تقصير كه بود ما براي كسب روزي و كمك به مردم عراق به آنجا رفته بوديم ولي در نهايت اين به يك فاجعه تبديل شد.ی بک.
ياد آور ميشود از ۵راننده كشته شده ايراني توسط تروريستهاي عراقي كه هفته گذشته روي داد دو نفر اهل گرگان و ۳نفر از بندر تركمن و آق قلا بودند.
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/598.azr
یازینین اینترنت آدرسی
گوروش کاپانیبدی