- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

به بهانه مقاله آيدين تبريزي با عنوان “طلسم اپوزوسيون” - سودا مهرپور

بای بک، آذربایجان | دوزگؤن, ۲۷-ي بوز آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۳:۲۲ [گ.ؤ] | فارسجا, مقاله

. با اشاره به تمام مسائلي كه كرده ايد چند موضوع را به صورت مختصر بررسي مي كنم و اميد دارم در كوتاهي به آنچه معتقدم فعالين خارج از كشور از آن دور مي باشند مختصر اشاره اي داشته باشم. موضوع شكل گيري حركت ملي در آذربايجان موضوع ريشه داري است و تحليل دقيق آن به بررسي حركت هاي مختلف در طول تاريخ منجر خواهد شد. اما با شمردن حركات ضد مركز در طول تاريخ معاصر به مساله اي مهم بر مي خوريم و آن اعتقاد تمام فعالين به تماميت ارضي ايران و دموكراسي براي تمام ايران است. به طوري كه حتي پيشه وري كه بسياري از مخالفان حركات ملي او را پان ترك ، تجزيه طلب و خائن مي نامند. تا آخرين لحظات به تماميت ارضي ايران اصرار مي ورزيد و حتي از “آب افتادن دهان افندي ها” و مخالفتش با اين موضوع صحبت ميكند. بررسي تاريخ انقلاب مشروطه، حركات خياباني، حركات حزب خلق مسلمان انقلاب ۱۳۵۷ و. نيز منجر له چنين تحليل تاريخي مي گردد. البته نبايد از ياد برد كه در تمام اين حركات مساله و بحران ملي يكي از شالوده هاي حركت را تشكيل ميدهد و انكار حركت بدون در نظر گرفتن اين قسمت ابتر است.

با سلام،

آيدين عزيز بحث بسيار جالبي آغاز كرده ايد و از اين بابت از شما متشكرم.

با اشاره به تمام مسائلي كه كرده ايد چند موضوع را به صورت مختصر بررسي مي كنم و اميد دارم در كوتاهي به آنچه معتقدم فعالين خارج از كشور از آن دور مي باشند مختصر اشاره اي داشته باشم. موضوع شكل گيري حركت ملي در آذربايجان موضوع ريشه داري است و تحليل دقيق آن به بررسي حركت هاي مختلف در طول تاريخ منجر خواهد شد. اما با شمردن حركات ضد مركز در طول تاريخ معاصر به مساله اي مهم بر مي خوريم و آن اعتقاد تمام فعالين به تماميت ارضي ايران و دموكراسي براي تمام ايران است. به طوري كه حتي پيشه وري كه بسياري از مخالفان حركات ملي او را پان ترك ، تجزيه طلب و خائن مي نامند. تا آخرين لحظات به تماميت ارضي ايران اصرار مي ورزيد و حتي از “آب افتادن دهان افندي ها” و مخالفتش با اين موضوع صحبت ميكند. بررسي تاريخ انقلاب مشروطه، حركات خياباني، حركات حزب خلق مسلمان انقلاب ۱۳۵۷ و. نيز منجر له چنين تحليل تاريخي مي گردد. البته نبايد از ياد برد كه در تمام اين حركات مساله و بحران ملي يكي از شالوده هاي حركت را تشكيل ميدهد و انكار حركت بدون در نظر گرفتن اين قسمت ابتر است.

هر چند به نظر اين جانب بررسي تئوريك حركات ملي به عنوان يك پروسه سياسي بسيار پيچيده مي باشد و متاسفانه بيشترين نقص در حركات ملي آذربايجان جنوبي مربوط به اين ناحيه است به طوري كه استراتژي صحيحي در جهت سامان دهي و برنامه ريزي براي رسيدن به هدف از لحاظ سياسي موجود نمي باشد و بيشتر فعالين داخل بر خلاف اكثر فعالين خارج مرز ها به روش هاي غير راديكال اعتقاد دارند. هر چند بنده به عنوان يك شخص هر گونه فعاليت در راستاي حركت ملي از جانب بخش راديكال حركت ملي را بسيار محترم ارزيابي مي كنم. البته اشاره به اين مساله كه فاز فرهنگي حركات ملي آذربايجان بعد از حوادث خرداد ۱۳۸۵ وارد فاز سياسي شده است در اين مكان حائز اهميت است.

چنانكه هم اكنون فعاليت در دو فاز سياسي و فرهنگي به طور همزمان در حال پيشرفت مي باشد. هر چند شايد اعتراف بنده به اين مساله كه وقوع دير هنگام حركت مشابهي با حركات خرداد ۱۳۸۵ مي توانست بسيار پر ثمر تر از آنچه كه شد باشد، خالي از لطف نباشد. چرا كه پس از حادثه فوق حركات و فعاليتهاي فرهنگي اين جنبش فضاي بسيار بسته تري را پيش رو دارند و براي مثال مقالات و نشريه هاي دانشجويي يا سخنراني هاي مختلف در دانشگاه مختلف -كه منجر به بيداري توام با آگاهي در بين بخش رو شنفكر آذربايجان شده بود- حال محيطي بسيار سنگين تر را تحمل مي كند. شايد اگر هم اكنون كسي ادعاي مطالب چاپ شده در نشريات سال ۱۳۸۴ را داشته باشد با مجازات بسيار سختي مواجه شود. بررسي نحوه حركت از لحاظ سياسي بحثي بسيار مهم پيچيده و تخصصي است و اميد است فعالين حركت ملي بر اين موضوع بيشتر اصرار ورزند.

۱. بر خلاف تصور فعالين سراسري خارج از كشور مساله ملي در آذربايجان بسيار ريشه اي و جا افتاده است و بي دليل نيست كه بزرگترين حادثه بعد از انقلاب ۱۳۵۷ را ميتوان حركات خرداد ۱۳۸۵ دانست. اين مساله از چندي پيش نيز قابل مشاهده بود. نمونه بارز آن مساله انتخابات رياست جمهوري ۱۳۸۴ بود كه در نتيجه آرا آقاي مهر عليزاده در مجموع استان هاي ترك نشين حائز بيشترين آرا گرديد. اين موضوع موضوع بسيار پر اهميتي است و كمتر به آن توجه شده است. همان طور كه تمام فعالين حركت ملي واقفند، الويت اصلي و يا به عبارتي دغدغه اصلي حركات ملي مربوط به خواسته هاي ملي و بومي است كه از ديد بنده از خواسته اقتصادي منطقا اي نسبت به دولت مركز گرا آغاز شده و به رسميت زبان تركي و حق تعيين سر نوشت منجر مي شود.

طبيعي است كه در اين حركات به مشابه آنچه در بخش اكثريت اپوزوسيون خارج جمهوري اسلامي (حمايت از احمدي نژاد و جمهوري اسلامي در صورت از بين رفتن جنبه پان ايرانيستي حكومت) ديده مي شود فاكتور ملي بر ساير فاكتور ها ارجحيت دارد. در انتخابات رياست جمهوري در ايران با كنار گذاشتن احزاب تحريم كننده معمولا بي تاثير دو جريان اصلي شامل جريان اصلاح طلبان و محافظه كاران در انتخابات به رقابت پرداختند كه خود اين دو جريان نيز به دو زير مجموعه در آن زمان تقسيم مي شدند و با اينكه تقريبا پيشبيني نتايج انتخابات بر له احمدي نژاد كاملا دور از انتظار بود ولي پيروزي جريان محافظه كار بسيار محتمل شمرده مي شد.

براي مثال اكثر فعالين دانشجويي در دانشگاه ها با تبليغ دكتر معين سعي در تغيير روند انتخابات بودند. در چنين جوي كسب بيشترين آرا توسط مهر عليزاده پيغام بسيار مهمي بر فعالين سراسري در ايران دارد. ملت آذربايجان با علم به اين مساله كه انتخاب مهر عليزاده غير ممكن است بدون در نظر گرفنن كشمكش هاي سياسي درون حكومت مساله ملي و” پوتين هاي ستارخان” را به محافظه كاران و اصلاح طلبان ترجيح داد و اين اصلي ترين ويژگي جنبش هاي ملي است.

چندي پيش مطلبي در يكي از روزنامه هاي محلي تبريز خواندم (۱) كه مورد توجه چنداني قرار نگرفت و دوست دارم از آن به شورش مقامات بومي بر عليه تهران ياد كنم. در زماني كه در تهران و اپوزوسيون جمهوري اسلامي چه در خارج و چه در داخل در تنها بحثيكه مبني بر جنبه پان ايرانيستي است توافق وجود دارد مقامات جمهوري اسلامي در آذربايجان جنوبي بر عليه اين جنبه شوريده اند. اين موضوع بعد از حوادث خرداد ۱۳۸۵ بسيار بيشتر ديده مي شود. اعتراضات هيات امنا دانشگاه تبريز و تهديد به استفاء دست جمعي، اخطار امام جمعه اردبيل، صحبت عجيب شخصيت معروف ملا حسني در ارومبه مبني بر بحران پان تركيسم و …… از جمله اين مسائل اند. و اخيرا راديو تلوزيون محلي در آذربايجان با تمام توان نمايندگان را به بر حذر داشتن از تبليغات قومي جلب مي كرد. اين در حالي است كه بوي خواسته هاي ملل در وبسايت ها و منشور برنامه ها به طور عملي مشاهده ميشود. اين مساله نساندهنده پتانسيل بالفعل و بالقوه حركت ملي در آذربايجان است. اشاره به اين موارد اخطاري است بر تمام مدعيان دموكراسي ، تماميت ارضي ايران در اپوزوسيون. اگر فعاليني با تمام نيرو در جهت آشتي بين اپوزوسيون و حركات ملي مي كوشند چنين ناجوانمردانه چاقو مي خورند بخشي كوچكي از آنچه مي تواند اتفاق افتد را مي بينند.

خطاب به تمام شما، مشكل شما با چند نويسنده در خارج از كشور نيست مشكل شما با خيل عظيمي از ملت است كه افكار ملي در حال شكل گيري در آنهاست. بر خلاف آنچه اپوزوسيون مي انديشد و مي خواهد، حركت آذربايجان جنوبي يك حركت انقلابي نخواهد بود و اين حركت به تنهايي در حال اصلاح خويش است. براي نمونه به موردي كه بيشتر فعالين سراسري به آن خرده مي گيرند مي پردازم.

در اين جريانات شعارهايي نسنجيده نيز از جانب ملت آذربايجان داده شد كه شامل ۲ شعار مهم مي باشد:
اولين شعار ” هركس كه بي طرف است از فارس نيز بيشرف تر است”
دومين شعار ” زبان فارسي، زبان سگ”
سومين شعار “روس، فارس، ارمني دشمن ملت ترک”

هر چند دوستان بسياري از فعالين حركت ملي اين شعار ها را نقد كرده و در باره آنها مطالبي نوشته اند اما من نيز به نوبه خود اشاره اي به آنها خواهم داشت. در مورد شعار اول بيشتر از اين كه توهين به فارس زبانان باشد نوك پيكان سوي نيروهاي خفته خودي را مي گيرد. اين موضوع كاملا پرواضح است كه استفاده از زبان تحقير در بيدارسازي عمومي روشي نابجاست كه معمولا جوابي منفي در پي خواهد داشت. اما موضوعي كه به آن مي پردازم مبنيبر مشاهدات شخص خودم از حوادث خرداد ۱۳۸۶ تبريز است. از آمار . ارقام و قدرت حركت كه بگذريم چند موضوع بسيار پر اهميت است. مورد اول بحث بر گزار شدن حتي ك.تاه چنين حادثه اي از پيش اعلام شده در تبريز بود. اين موضوع در حالي اتفاق افتاد كه تمام نيروهاي سركوب آماده و در صحنه حضور داشتند. به عنوان يك شاهد عيني معتقدم در صورت عدم سركوب فوري حركت، حماسه اي مشابه انچه در خرداد ۱۳۸۵ در تبريز را شاهد بوديم، تجربه مي كرديم. مساله بعدي اصلاح شعار ها بود. پس از شعارهاي عمومي مردم با هم شعار ذكر شده را صدا كردند. اين شعار فقط سه بار گفته شد، در اين ميان صدايي عمومي از ميان به گوش رسيد كه “يوخ” “برادر تركم تو هم بيا”. واقعا به شعور ملتم افتخار كردم.

در مورد شعار دوم، از ياد نبريم چنين شعارهايي يك عامل كاملا ثانويه در اين حركت ميباشند. منظور از لحاظ فيزيكي عكس العمل قانون سوم نيوتن است. تمحقر ترك ها را از ياد برده ايد؟ جك ها را از ياد برده ايد؟ توهين ها را؟ چطور وقتي اين همه توهين در جامعه در حال عادي و نرمال موجود است كسي چيزي نمي گويد ولي زماني كه عكس العمل آن مشاهده مي شود همه اعتراض مي كنند و كل حركت را به سبب چنين شعاري زير شعار مي برند!

واقعا بايد قبول كرد جواب ترك خر همان فارس سگ است. وقتي من در تمام اظهار نظر ها كه مدعيان فرهنگ و تمدن مي نويسند، جز توهين چيزي نمي بينم چطور از از جوان در حالت انقلابي انتظار هيچ لغزشي داشته باشم؟

چه طور در تمام كتب تاريخي و تحليلي و درسي به ترك ها بدترين توهين ها ميشود كسي چيزي نمي گويد حال كه در چنين شرايطي حتي به فرض تمام ملت چنين چيزي گقته اند داد آقايان در ميآيد. چنين رفتار شما هيچ تاثيري جز تسريع بيداري عمومي و راديكاله شدن حركت ملي در آذربايجان نخواهد داشت!

در مورد شعار سوم اگر منظور تظاهرات كنندگان از اين سه ملت شريف دول غير شريفشان باشد بايد بر شعور اين ملت احسنت گفت! البته اين به معني تاييد چنين شعاري نيست، چنانچه اين شعار نيز در هيچ يك از تظاهرات بعدي نيز گفته نشد.

سير بيداري در حركات آذربايجان جنوبي در حال شتاب گيري است و اين قدرت را بدون هيچ اغراقي مي توان قوي ترين حركات در داخل كشور دانست. علتي از اين مساله نيز در الويت بودن خواسته هاي ملي است كه بسياري از تفكرات ايدولوژيك را در زيرچتر آزادي آذربايجان در مقبا برف پان ايرانيستي گرد هم مي آورد. هر چند كوتاه به اين نكته اشاره شود كه قبل از حوادث خرداد ۱۳۸۵ بخشي از نيرو هاي طرفدار جمهوري اسلامي نيز با اين حركت هم سو بودند و بدون شك نقش (دادن مجور اعتراض در صحن دانشگاه تبريز) دكتر سرورالدين رئيس دانشگاه تبريز در جريانات خرداد ۱۳۸۵ غير قابل انكار است. البته همان طور كه پيشتر گفته شد اين بخش از حكومت پس از آن حوادث بيشتر در مقابل حركت بوده تا در جهت آن، البته وجود نيروهاي معتقد به حركات ملي در بين طرفداران حكومت غير قابل انكار است و بي دليل نيست كه جمهوري اسلامي”تهران” به نيروهاي بومي خود اعتماد ندارد و هميشه آنها را در نارضايتي عمومي درآذربايجان مقصر ميداند.

۲. اكثر فعالين اپوزوسيون كه به قول خودشان تماميت ارضي ايران برايشان خط قرمزي ايست از درك حوادث درون ايران و مسائل بين الملي عاجزند. البته بهتر است نه از عاجز بودن بلكه از سعي به رسميت نشناختن مسائل ملي در منطقه و انكار نقش بسيار تعيين كننده آنها در معادلات قدرتهاي خارجي سخن گفت. به تعبيري هنوز بسياري از اين فعالان سراسري از ياد برده اند كه تقدسي به نام ايران وجود خارجي ندارد. از ياد برده اند كه اتحاد و يك پارچگي وارد فاز اختياري شده است. آنهايي كه تماميت ارضي ايران را مقدس و يا به عبارتي جالبتر گوشت و نخود و سيب زميني و آب، نمك و روغن مي دانند و مسائل ملي را ليمو عماني و چنين مي انديشند كه مشكل ليمو عماني است در فاز بسيار پرتي نسبت به مسائل ايران و منطقه به سر مي برند. مساله ملي براي فعالان ملي بسيار حائز اهميت است كه چندي پيش به آن اشاره شد. اين نكته نيز حائز اهميت است كه خواسته فعالين داخل منطبق بر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و آزادي هاي موجود در قوانين مملكتي است. صبر فعالين ملي در داخل از آنچه شما مي انديشيد بسيار بيشتر است. هيچ گاه براندازي حكومت حاكم در ايران الويت فعالين اين حركت در داخل نبوده است. حال ببينيد اختلاف ما سر ليمو عماني است يا مهمتر از آن!

اما از بعد كلان و مقطعي تنها چيزي كه عامل وحدت ميان اين مملكت كثيرالمله مي تواند باشد نه بر اساس ادعاهاي موهوم زبان فارسي، تماميت ارضي، ايرانيت و از اين قبيل بلكه تنها بر اساس اقتصاد مشترك، منافع اقتصادي و در حالت كلي منافع كلان خواهد بود. تجربه گذشته ملل در ايران حاكي از آن است كه جنبش هاي سراسري توانايي احقاق حقوق ملل را ندارند و بعد از انقلاب ۱۳۵۷ وجهه پان ايرانيستي حكومت با تضعيف چند ساله به فرمي شديدتر در حال دوام حيات است. حال در نظر بگيريد كه عدهاي بر اين وجه جمهوري اسلامي نيز نقد دارن و حكومت حاكم را ضد ايراني مي دانند، يا عده اي در حالي كه نه محبوبيتي در مين مردم دارند و نه قدرتي در اعتراف به حقوق اوليه ملت آذربايجان ابا دارند.

در چنين شرايطي چطور مي توان از حكومت آينده احقاق حقوق ملي ملت آذربايجان جنوبي را انتظار داشت. آري! من معتقدم وجهه پان ايرانيستي بين جمهوري اسلامي و اكثر اپوزوسيون به مثال نخ تسبيحي است كه دانه هاي تسبيح را به هم متصل كرده است. من به عنوان يك فعال در اين زمينه اگر اعتقاد به سيستم فداراتيو (البته نه با آن تعريف كه عده اي مي انديشند) در ايران دارم علت آن نه عشق به كوروش نه شاهنامه نه زبان فارسي بلكه منافع ژئوپوليتيكي آذربايجان است. اعتقاد دارم در صورت ريختن چنين سيتسمي (ايران) تمام ملتها ( شايد غير از اعراب اهواز) دچار بحران شديدي خواهند شد و اين به نفع منطقه و ملل ساكن در آن و در حالت اختصاصي به نفع آذربايجان نخواهد بود.

بنده معتقدم فعالين حركت ملي با داشتن استقلال عمل در فعاليت خود و به عبارتي عدم وابستگي در تشكيلات سراسري عامل بسيار تعيين كننده اي در آينده منطقه خواهند داشت و به نظر اينجانب از ديد مركز گريزي و بدون در نظر گرفت عواقب و عوارض چنين تفكري سيستم فدراتيو حداقل پيروزي بدست آمده ملل در ايران خواهد بود. اينرا عده اي باور ندارند ولي بحث هاي طولاني در مورد بحث ملل نشان از اين دارد. كمتر محفل سياسي است كه بحران ملل در آن بررسي نشود.

۳. اين قسمت خطاب به آيدين عزيز است. آيدين عزيز تلاش تو را به آنچه خود نيز باور دارم ارج مي نهم ولي از ياد نبر تو اول در قبال ملت خود مسئول هستي. انتظار من از تو اين است كه در مقابل هر مطلبي كه سعي در دادن آگاهي به روشنفكران واقعي غير فارس و به عبارتي انرژي براي صلح ملل مي گذاري ۲-۳ مطلب نيز جهت آگاهي ملت خفته آذربايجان بنويسي. آذربايجان به امثالي مثل تو بيشتر از اين نياز دارد. ملتت را فراموش نكن!

با تشكر
اسفند ۱۳۸۶

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی

_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار


پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/4724.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com