- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
دفاع از حقوق بشر در ايران يعني مشروع جلوه دادن اشغالگري و تروريسم در آذربايجان!
بای بک، آذربایجان | چرشنبه, 12th اسفند , 2008 اینجی ایل, چولا 02:39 [am] | بای بک, فارسجا, مقاله
![]() |
. | هنوز خاطره تظاهرات ميليوني ملت تورک آذربايجان در بيش از ۳۰ شهر و شهرستان آذربايجاني فراموش نشده است. شهرهايي همچون سولدوز (نقده جعلي)٫ سويوق بولاغ (مهاباد جعلي)٫ همدان٫ قوم٫ تهران٫ رشت٫ آستارا و … در صف اول اعتراض به توهين فارسهاي شوونيست به ملت تورک قرار گرفته بودند. در آنروزها نه فارس و نه کرد توان لب باز کردن نداشت٫ چون صاحبخانه عصباني شده بود. راستي٫ چرا اين عصبانيت مانع از چشم دوزيهاي اشغالگران پليد به خاک پاک آذربايجان نميشود؟
زندانهاي آذربايجان به سکوي پرتاب تروريستهاي کرد به مقام فعال سياسي شده است! خاک آذربايجان به خاطر داشتن ۱ زنداني کرد! کردستان ناميده ميشود! اقدامات تروريستي کردها در آذربايجان نام آنها را با خاک ما گره ميزند! آنوقت ما نشسته ايم و به بازيهاي کودکانه خود که شامل نوشته هاي ادبي و تحليلهاي آبکي و يا تعريف از ايران! ميباشد بسنده ميکنيم. پس چرا ما در خاک ديگران فعاليت نميکنيم؟ |
هنوز خاطره تظاهرات ميليوني ملت تورک آذربايجان در بيش از ۳۰ شهر و شهرستان آذربايجاني فراموش نشده است. شهرهايي همچون سولدوز (نقده جعلي)٫ سويوق بولاغ (مهاباد جعلي)٫ همدان٫ قوم٫ تهران٫ رشت٫ آستارا و … در صف اول اعتراض به توهين فارسهاي شوونيست به ملت تورک قرار گرفته بودند. در آنروزها نه فارس و نه کرد توان لب باز کردن نداشت٫ چون صاحبخانه عصباني شده بود. راستي٫ چرا اين عصبانيت مانع از چشم دوزيهاي اشغالگران پليد به خاک پاک آذربايجان نميشود؟
ولي چندي است که گروههايي به اسم دفاع از حقوق بشر در ايران! اقدامات پلي خود را معطوف به معرفي تروريستهايي کرده اند که آرامش مناطق تورک آذربايجان را به هم زده اند. گروهکهاي تروريستي که با سؤاستفاده از نرمش و متانت صاحبخانه دست به اقدامات کثيفتري ميزنند به مرکز ثقل حقوق بشر شده اند در حال اجراي نقشه هاي شوم خود هستند.
سالهاي نه چندان دور در مناطق تورک آذربايجان مهمانهاي زيادي بر سر سفره صاحبخانه مينشستند. اين مهمانان در حقيقت مارهايي بودند که امروز در نتيجه تخم ريزي و پوست اندازي آنها شاهد تنشهايي هستيم و تهديدهايي را شاهديم که شايد اگر ناچيز انگاشته شوند آينده اي سياه براي منطقه ترسيم خواهند کرد.
کمکهاي مادي٫ نظامي و معنوي! آشکار و نهان قدرتهاي منطقه و جهان نيز حکايت از خيانتي دارد که براي نابود ساختن آذربايجان در دست انجام است. ايران٫ ارمنستان٫ اسرائيل٫ آمريکا٫ فرانسه٫ روسيه و بريتانيا هر کدام به نحوي دست در دست تروريستها دارند و با بهره گيري از سکوت مرموز و غير قابل درک فعالان به اصطلاح مشهور آذربايجان! نقشه هاي خود را عمليتر ميکنند.
کشورهاي مثلا بيطرفي مانند سوئد٫ يونان٫ دانمارک و آلمان نيز براي حفظ منافع خود حمايت ار تروريستها را در راس امور خود براي خاور ميانه قرار داده اند. حقوق بشر در واقع حقوق مورد نظر دولتهاست. کشوري که دفاع از تروريست و سرکوب مظلوم را به عنوان سياست جنگ با ترور پيش ميبرد بايستي که بهتر مورد شناسائي قرار گيرد.
در مقالات قبلي به تفضيل در مورد خطرات اشغالگري کرده و سياست کلي قدرتهاي منطقه در قبال آنها پرداخته ام. اينجا نيز به طور خلاصه ميگويم که دسترسي به قلب زمين (Heartland) يکي از اهداف قدرتهاست. آذربايجان يعني قلب زمين. محور ارتباطي بين غرب و شرق٫ محور ارتباطي بين شمال و جنوب و سرشار از منابع زميني و زيرزميني. اين منطقه قرباني سياستهايي شده است که تنها هدفش حفظ منافع ديگران بوده است.
قبل از جنگ جهاني اول٫ بعد از جنگ جهاني دوم و حتي در حال حاضر نيز منطقه آذربايجان (به صورت کلي ميتوان از سرزمينهاي تورک سخن گفت ولي اين مقال در خصوص آذربايجان است) دستخوش دگرگونيهاي خزنده اي شده است تا ترکيب جمعيتي و مرزهاي تاريخي آن نابود شوند.
مرزهايي که زماني از شمال درياي خزر تا سواحل درياي عمان٫ از شرق افغانستان تا شرق تورکيه گسترده شده بود٫ اينک به حياط خلوتي تبديل شده است که با از دست دادن نگهبان٫ مورد تجاوز آشکار و نهان ديگران قرار گرفته است.
سرزمينهايي که آذربايجان در حدود ۲۰۰ سال اخير از دست داده است به اندازه وسعت چند کشور اروپائي است. اين سرزمينها از روسيه و گرجستان و ارمنستان جعلي گرفته تا ايران کنوني و تورکيه و عراق٫ تا افغانستان و تورکمنستان٫ همه و همه تورکهاي آذربايجاني هستند که بعضا در سرزمين ديگر دولتهاي تورک محصور مانده اند و يا در اسارت دولتهاي غير تورک و حتي ضد تورک قرار گرفته اند. حقوق اين تورکهاي آذربايجاني بايستي که در اولويت مدافعه از سوي فعالان سياسي آذربايجاني قرار گيرد.
من سالها قبل تز مسلح شدن بخش جنوبي آذربايجان را ارائه داده بودم. در اين تز٫ مسلح شدن نه براي حمله يا کشتار همسايگان يا مخالفان٫ که براي دفاع و يا در صورت نياز براي عملي کردن حملات دفاعي مورد تاکيد قرار گرفته بود. عده اي از ساده لوحان آذربايجاني و کساني که رختخواب نرم خود را بر آينده به مخاطره افتاده آذربايجان ترجيح ميدهند٫ و نيز تمامي دشمنان و اشغالگراني که به نوعي منافع نامشروع خود را در خطر ديده اند با اين تز مخالفت کرده و ارزش قابل لمس آنرا تا حد يک اقدام خرابکارانه و تروريستي و يا يک تله اطلاعاتي دشمن پائين آوردند. امروز به وضوح ميبينيم که ضرورت مسلح شدن حرکت ملي آذربايجان از سوي عده بيشتري از فعالين دلسوز مطرح ميشود. چرا بايد چند سال براي درک ارزش يک تز زمان تلف کنيم؟ چرا روشنفکران حرکت ملي تا به اين حد آهسته کار ميکنند؟
ميگويند عاقل از يک سوراخ دوبار گزيده نميشود. ولي انگار اين مثل در مورد آذربايجان مصداق ندارد. ما يکبار از سوراخي که در آن مار کرد بود گزيده شده ايم٫ بار دوم به خاطر اينکه فکر ميکيريدم مار رفته است گزيده شديم٫ بار سوم به خاطر اينکه فکر ميکرديم مار ادم شده گزيده شديم٫ بار چهارم به خاطر اينکه فکر ميکريم مار رام شده است گزيده شديم٫ بار پنجم به خاطر اينکه فکر ميکريدم مار ديگر نخواهد گزيد گزيده شديم٫ بار ششم به خاطر اينکه فکر ميکرديم مار تشکيل خانواده داده و به فکر زندگي در خانه ماست گزيده شديم٫ بار هفتم به خاطر اينکه فکر ميکريدم بچه هاي مار خطرناک نيستند گزيده شديم٫ بار … اينهمه بار گزيده شدنها هم زندگي و هم ثروت و هم خاک ما را از ما گرفته است. آيا بس نيست؟ جالب اينکه به اين گزيدنها و سوراخها ميتوان ارامنه و فارسها و خارجيهاي بوقلمون صفت را افزود. واويلا
امروزه ميتوان آشکارا ديد که واقعيات جمعيتي و جغرافيائي آذربايجان تحريف شده و اين تحريف تا حد دانشگاهاي معتبر کشورهاي خارجي رسيده است. نقشه هاي چاپ شده از کردستان به مرکزيت اورمو (اورميه جعلي) و حتي تبريز٫ جمعيت اقليتي آذربايجان در سرزمين خود٫! از دست دادن مرزهاي حياتي و تاريخي با ديگر کشورهاي تورک٫ مواجه شدن با نقل و انتقالات آشکار تروريستهاي پ.ک.ک و پ.ژ.ا.ک از ايران و تورکيه و عراق و حتي سوريه به آذربايجان٫ تسليح هدفدار تروريستهاي ارمني و کرد از سوي دشمنان دوست نمايي که در پوست بره اجراي نقش ميکنند! ايجاد راديو يا تلويزيون به زبان آذري! با برنامه هايي که در خبرهايش از نقشه تحريف شده آذربايجان و جمعيت نابود شده اش به عنوان اسناد واقعي استفاده خواهد شد!٫ و …
با ديدن يک بخش از جبهه جنگي که بر عليه ما گشوده شده است خطرات درگيري بين فعالان و تشکلات آذربايجاني هزار چندان جلوه ميکند. در حالي که دشمنان از همه جبهه ها (جبهه هاي متعدد که گاها پنهان و مدت دار هستند) در حال پيشروي است ما در بين خود و با خود جنگ ميکنيم. اين کار يعني انداختن هيزم به آتشي که ريشه خود ما را ميسوزاند.
مهمترين مشکلي که ميتوان در حرکت ملي آذربايجان از آن نام برد ادعاهاي توخالي فعالان و رهبران حرکت ملي آذربايجان ميباشند. اين ادعاها که جنگ لفظي و توهينهاي سخيف را در حرکت ملي به عنوان يک سياست جازده اند تا به امروز نتيجه اي جز خسران براي ما نداشته اند.
ما هنوز فرق بين انتقاد و تخريب را به درستي درک نکرده ايم.
من هنوز هم باور دارم که زمان لازم براي ايجاد اتحاد بين تشکلات ريز و درشت حرکت ملي موجود است. اين اتحاد بايستي که به عنوان يک اصل حياتي مقبول واقع شود. اتحاد مورد نظر من اتحادي است که يک شوراي رهبري قدر و معتبر٫ کادرهاي پراکنده سياسي در سطح بين الملل٫ کادرهاي تامين بودجه از شرکتها و افراد آذربايجاني٫ کادرهاي نظامي مدرن با قابليت تعليم نيروهاي جوان و جذب تکنولوژيهاي مدرن٫ کادرهاي روشنفکري براي گسترش انديشه مليگرائي و ايجاد انتشاراتيهاي زيرزميني در داخل آذربايجان٫ اجراي سياست شناساندن آذربايجان و برملا کردن تحاريف و جعليات دشمنان در سطح گسترده٫ ايجاد بخشهاي اطلاع رساني قابل استناد و ۲۴ ساعته به زبانهاي مهم داشته باشد٫ به اضافه مواردي که در حال حاضر به نظر من نرسيده اند.
من يک بار توضيح داده بودم که قبل از استقلال آذربايجان نميتوان براي اداره آن تصميم گرفت. تشکلاتي که به نوعي در حرکت ملي متولد شده اند همگي اين اصل مهم را فراموش کرده اند. اين تشکلات با هدف کنترل و ادراه سياسي آذربايجاني تشکيل شده اند که در حال حاضر وجود خارجدي ندارد! يعني آب در هاون کوبيدن و به باد دادن نيروهايي که به نوعي جذب خود کرده اند!
ميتوان به آساني فهميد که آذربايجان بايد و بايد که مستقل شود. براي به دست آوردن استقلال٫ فقط و فقط نوشتن و يا حرف زدن در محافل خودي چاره ساز نيست. براي استقلال مبارزه لازم است٫ مبارزه اي که بعد نظامي آن تنها بخش بسيار کوچکي آن است٫ و البته نه همه اش! دقت کنيم که دوباره حس مدرن و متمدن! بودنمان گل نکند و اين خواست ملي را با تبليغ تروريسم قاطي نکنيم. دوباره ميگويم مدرنيتي که نتواند از دارائيهاي خود محافظت کند براي پر کردن لاي جرز مناسب است.
يک حزب ملي٫ يک خواست ملي و يک عزم ملي ميتواند ما را به استقلال سوق دهد. استقلالي که پشتوانه اش يک ايدئولوژي محکم و دائمي است و نه يک ايدئولوژي غير عملي و حتي شکست خورده! سوسياليزم و کمونيسم و ليبراليسم و ايسم و ايسمهاي مختلف بعد از استقلال آذربايجان و تشکيل اولين دولت ملي قابل مطرح شدن خواهند بود. در تاريخ هيچ دولتي با پسوند ايسم نتوانسته است استقلال يک ملت را به دست بياورد٫ ولي يک دولت ملي پرورش دهنده انواع مختلفي از ايسم بوده است.
امروز بايد از نو انديشيد و خطرات و حيله هاي بيشمار در حرکت ملي را شناسائي کرد. امروز روز عمل است. نبايد به اين خيال باشيم که تا دو سال ديگر آذربايجان مستقل ميشود و ما به عنوان رئيس دولت يا حتي رهبر ملي به تخت خواهيم نشست! اين خيالات خام حرکت ما را از پويش و زايش بازميدارند. ما بايد حرکت ملي را براي حداقل ۱۰ سال آينده آماده کنيم. پي ريزي٫ ديوارکشي و مقاوم سازي حرکت ملي از اصولي است که بايد از نو برايشان اقدام کنيم. روي خرابه هاي چند ده ساله نميتوان بنائي مستحکم بنا کرد. بايد نخاله هاي باقيمانده از خرابيهاي متعدد در گذشته دور ريخته شوند و پي کنيهاي گسترده و عميق٫ ديوارهاي جديد با مصالح مدرن و مقاوم و سقفي ساخته شوند که بتوانند ما را از ضربه هاي مخرب٫ مدام و نيز از ريزش بارانهاي خيانت آميز همسايگان و دشمنان مصون بدارد.
اتحاد بايد عملي شود. اين اتحاد آخرين راه حلي است که ميتواند آذربايجان و آينده ملت آنرا تثبت کند. در غير اينصورت و با از دست دادن زمان مناسب افسوس براي ما و سرافکندگي و اسارت دائمي براي نسلهاي آتي ما خواهد ماند. هيچ بعيد نيست پس از ۵۰ سال کسي در مورد آذربايجان چيزي نداند و تورک آذربايجاني به عنوان نوعي انسان بي ريشه و خاک مورد استثمار ديگراني قرار بگيرد که امروز خود را دوست ما جلوه ميدهند.
ما کاري به ديگر ملل نداريم. آنها در برهه هاي مختلف بر له و بر عليه ما جبهه گيري کرده و خواهند کرد. بنابراين ايجاد اتحاد ساده لوحانه با ديگر ملل٫ صرفا براي مبارزه با شوونيسم فارس که خودمان بزرگش کرده ايم کاري بس اشتباه است. آذربايجان و ملت تورک آن هم از نظر جمعيت٫ هم از نظر تاريخ و هم از نظر ثروت برتري غير قابل تصوري با ديگران دارد. آذربايجان اگر استقلال خود را بدست آورد و احتمالا با بخش شمالي خود متحد شود ميتواند قدرتمندترين و ريشه دارترين دولت در خاورميانه و حتي آسيا باشد. موقعيت طلائي ژئوپليتيي آذربايجان با هيچ ثروتي قابل تعويض نيست.
متاسفانه بايد اعتراف کرد که امروزه افرادي به عنوان روشنفکر در حرکت ملي معرفي شده اند که نه تنها روشنفکر نيستند بلکه داراي افکاري ارتجاعي و نارس هستند. روشنفکراني که در هر موردي غير از تخصص خود صاحب نظر هستند. سياستمدار و روشنفکر به فردي گفته ميشود که بتواند با در نظر گرفتن تمامي جوانب راه حل ارائه دهد٫ نه اينکه از روي احساس و حتي از روي خودبزرگ بيني مفرط اشتباهات غير قابل بخشش را به عنوان راه چاره قالب کند.
به عنوان مثال٫ يکي از اين روشنفکران استفاده از زبان فارسي در حرکت ملي آذربايجان را کاري اشتباه٫ عادتي نامناسب و حتي خيانت به ادبيات آذربايجان مينامد. اين روشنفکر عزيز تا به امروز به زبان تورکي آذربايجاني متني ننوشته است٫ تا به امروز قدمي در جهت اشاعه فرهنگ تورکي آذربايجاني برنداشته است و تنها در مواردي انگشت شمار داراي ايده و صاحب سخن ميباشد.
با وجود افرادي مانند اين عزيز٫ و با اطلاع داشتن از عادت بدي که در بين آذربايجانيان شايع است (بت سازي و تعقيب بدون فکر)٫ ميتوان عمق فجايعي را ديد که در حال ضربه زدن به فرهنگ و موجوديت تورکي آذربايجاني هستند.
همه همعقيده هستيم که زبان فارسي بايد از حرکت ملي زدوده شود. در اين شکي نيست. زبان فارسي به عنوان زبان تحميلي حتي بايد چند برابر ديگر زبانها از حرکت ملي زدوده شود. ولي٫ آيا نميشود از بعد ديگري به اين قضيه نگاه کرد؟ آيا نميتوان با استفاده از زبان فارسي به روشنفکران فارس زبان به مبارزه پرداخت؟ آيا تسلط بر يک زبان ديگر قدرت فرد را (يک زبان=يک انسان٫ حتي اگر اين زبان تحميلي باشد و نفرت انگيز) افزايش نميدهد؟ آيا نميتوان انديشه هاي فارسي را تجزيه کرده و به زبان تورکي به عموم توضيح داد؟ و آياهاي ديگري که ميتواند از تحميلي بودن زبان فارسي محصولي برداشت کند که ريشه شوونيسم را به لزره درآورد.
من به قصد اين مقاله را به فارسي مينويسم. اين اقدام من اعتراضي است بر عليه کساني که پس از خروج از آذربايجان و دارا شدن از امکانات رايگان و محيط آزاد فکري در کشورهاي بيگانه٫ يک شبه مليگرا شده و خود را داننده علوم زمان ميانگارند. اين افراد که در محافل خودماني از ارج و قرب سوال برانگيزي برخوردارند٫ در تجزيه و تحليل مشکلات داخل آذربايجان عاجز ميباشند.
مکشلي که هنوز بعد از سالها با آن به سر ميبريم عدم وجود کتابهاي آموزشي براي سطوح مختلف سني است. آيا اين فردي که فارسي نوشتن ديگر فعالان و تشکلات آذربايجاني را خيانت مينامد! کتابي هر چند کم صفحه و کم تيراژ به زبان تورکي آذربايجاني به چاپ رسانده و به داخل تزريق کرده است؟ تاکنون از سوي هيچ ارگان رسمي و نيمه رسمي٫ آشکار و زيرزميني آذربايجاني به دعوت من در خصوص ايجاد کانالهاي ايجاد کتب آموزشي٫ نوار و فيلمهاي کودکان براي فرزندانمان در داخل آذربايجان واکنشي نشان نداده اند. ميگويم واکنش نشان نداده اند و اين نشاندهنده بي مسئوليتي است که تشکلات ما از آن رنج ميبرند. چون حتي واکنش منفي نيز نشان از فعال بودن و نفس کشيدن اين احزاب و سازمانها داشت.
بارها گفته ام٫ به جاي چاپ و چسباندن برچسبهاي بيت پرستي و شعارهاي تهي از سياست و مبارزه حزبي با افراد در حزب خودساخته مخالف! ميتوان کتابها و بروشورهايي را به چاپ رسانيد که بعد از تهيه شدن توسط اديبان٫ آموزگاران و زبانشناسان آذربايجاني آماده شده اند. هنوز کتابهاي مقدماتي تحقيق و بررسي گرامر زبان تورکي٫ پيشنهادات و انتقادات فعالان بي نتيجه در قفسه ها يا کشوهاي فراموش شده خاک ميخورند.
الفباي بيش از ۴۰ ميليون آذربايجان در جنوب را نميتوان يک شبه تغيير داد. نميتوان نيروي لازم براي مبارزه در راه استقلال را با ياد دادن الفباي لاتين و صرفا براي ارتباط با بخشي کوچک که هنوز رئيس جمهور و فرزندان وي زبان روسي را ارزشي والا براي خود ميدانند و پول روس٫ کتاب روس و مداد روسي در کيف خود حمل ميکنند هدر داد.
حس ملي را بايد از افرادي مانند ژاک شيراک پرسيد. وي جلسه اي بين المللي و مهم را به خاطر انگليسي صحبت کردن وزير خود ترک کرد. پدرم هميشه به ما ميگويد که کسي به انسان احترام نميگذارد٫ انسان خود ديگران را وادار به احترام گذاشتن به خود ميکند. البته عکس اين را هم در زمان مناسب ميگفت که: آداما گؤلمزلر٫ آدام اؤزو اؤزون ميللته گؤلدورر!
اگر آن دلسوزاني که زبان روسي را پاس ميدارند! ولي دغدغه تغيير الفباي جنوب آذربايجان را دارند زحمتي به خود بدهند و ۳۶ حرف پيشنهادي براي بيش از ۴۰ ميليون انسان در جنوب آذربايجان را ياد بگيرند٫ چه ايرادي خواهد داشت؟ چه منافعي نصيب يک ملت ۶۰ ميليوني به ارمغان خواهد آورد؟ ايرادهاي بني اسرائيلي به عنوان سنگهايي هستند که پيش پاي حرکت ملي مياندازند. يکي از اين ايرادها اگر از راه برداشته شود٫ چندين تاي ديگر ساخته خواهند شد چون هدف اتحاد و پيشرفت نيست٫ هدف تن پروري و بيخيالي است. حروف لاتين در شمال آذربايجان ناقص بوده و جوابگوي زبان کامل ما نيست. ولي حروف پيشنهادي در جنوب ميتواند نياز کامل ما را مرتفع کند٫ ميتواند تفاوت شرقي و تمدن تاريخي ما را با غرب حفظ کند و ميتواند موجوديت غير وابسته ما را که ريشه در تمدنهاي پيشين آبا و اجداديمان دارد را جلوه گر شود. مگر ما چه چيزي از هندي زبانها٫ ژاپنيها و حتي تاميليها کم داريم که خود را محدود به الفباي ناقص لاتين نمائيم؟ مليت ما راست بوده و از راست مينويسد. هويت ما راست بوده و راست قامت خواهد ايستاد اگر به ارزشهاي تاريخي خود وفادار مانده و سعي در مدرنيزه کردن و اصلاح کمبودهايش نمائيم.
آگاهي بايد و بايد که به عموم انتقال يابد. براي اينکار جلساتي بين دانشمندان و زبانشناسان بايد برگزار شود و براي شورع کتابهاي ساده و حتي تصويري براي کودکانمان آماده شود. اين کتابها بايد در جنوب و حتي شمال آذربايجان٫ بين آذربايجانيها خارج از خاک آذربايجان پخش شوند و به اين ترتيب پي ريزي علمي ما شروع شود. کارها و اقدامات بعدي به صورت خودکار رديف خواهند شد اگر نخستين قدم صحيح و محکم برداشته شود.
زندانهاي آذربايجان به سکوي پرتاب تروريستهاي کرد به مقام فعال سياسي شده است! خاک آذربايجان به خاطر داشتن ۱ زنداني کرد! کردستان ناميده ميشود! اقدامات تروريستي کردها در آذربايجان نام آنها را با خاک ما گره ميزند! آنوقت ما نشسته ايم و به بازيهاي کودکانه خود که شامل نوشته هاي ادبي و تحليلهاي آبکي و يا تعريف از ايران! ميباشد بسنده ميکنيم. پس چرا ما در خاک ديگران فعاليت نميکنيم؟
شب خواب بهشت را ميبينيم و صبح تشکيلات ايجاد ميکنيم٫ نميدانيم چه کساني عضو شده اند٫ از بين کساني که نميشناسيمشان رئيس برميگزينيم٫ او را استيضاح و عزل ميکنيم٫ به جايش فردي را که ميشناسيم و سابقه اش را نيز بهتر از خودش ميدانيم و مطمئن هستيم که ضربه هاي کاري بر پيکر تشکيلات وارد خواهد ساخت بر روي صندلي رياست مينشانيم٫ او را استيضاح ميکنيم و تشکيلات را به چند گروه کوچک و پاسيو تقسيم ميکنيم٫ ميرويم از اين دولت و آن قاچاقچي پول ميگيريم و تشکيلات خود را فعال نشان ميدهيم و در تلويزيون تبليغ ميکنيم٫ همه روزه به خاطر عطسه کرد گربه هاي فارس بيانيه ميدهيم و پس از بريدن از گروهک مجاهدين خلق با کمونيستهاي تروريست عرب رفيق ميشويم! ولي در وقت عمل يکهو غيبمان ميزند! و هزاران کار نامشروع ديگر! اينها همه با نام آذربايجان و به نام آذربايجان انجام ميشوند و دنيا را به ريشمان ميخندانند!
بعد از اينهم عزل و نصبهاي خطرساز٫ کسي هم نيست که بگويد اگر رئيس قبلي نتوانست٫ من به اين دليل و اين مدرک ميتوانم اداره تشکيلات را به دست بگيرم. هر چه هست بايد اعتراف کنيم که کار ما چوب لاي چرخ ديگران گذاشتن است. در همه جاي دنيا معمول است که فرد کمکار را بافردي که داراي ايده هاي بهتر و کارآيي مناسبتر است عوض ميکنند. ولي اينجا محفل آذربايجانيان است. ما هر که باشد را با هر که باشد عوض ميکنيم و هدفمان هم اين است که هدفي نداريم! کارمان جز مشغول ساختن خود و خالي کردن عقده هاي بيجاي خود چيز ديگري نيست. و بدبختانه اينها را هم به نيابت خود تائيد کرده امان از سوي ملت آذربايجان انجام ميدهيم!
خاک ما وجب به وجب٫ زمان ما ثانيه به ثانيه در حال اتمام است. ببينيم و عبرت بگيريم که چگونه يک ملت نوساز ميتواند از حقوق بشر براي پيشبرد اهداف تروريستي خود بهره بگيرد! آنوقت از خود بپرسيم٫ چرا ما با اينکه همه ميدانند برحق هستيم نابود ميشويم؟ چرا قدرت دفاع از خود را نداريم؟ چرا و چرا …
سلاح علمي و نظامي بهترين و کاري ترين سلاحي است که ميتوانيم در برابر دشمنان داشته باشيم
تبريزلي باي بک
۱۱/۰۳/۲۰۰۸
گلاسگو
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/4678.azr
یازینین اینترنت آدرسی
: sevda mehrpur سویلییر
چرشنبه 12 اسفند 2008 @ 4:40 am
با شما در مورد استقلال زياد موافق نيستم.عللي دارد كه در نظر كوتاه نمي گنجد ولي در هر حال واقعا لذت بردم.