- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

یاشاسین آذربایجان - Long live Azerbaijan

انتخابات نمایشی رژیم فارس و راهکارهای پیش روی آذربایجان

بای بک، آذربایجان | آننا, ۲۱-ي چيلله , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۸:۴۷ | بای بک, فارسجا, مقاله

. ما در خاک و داخل مرزهای خود، نباید با بیگانگان بحث یا جنگ کنیم. مبارزه ما باید به خارج از مرزهای آذربایجان انتقال یابد. سوزنی در دست، باید درد تجاوز را به بیگانگان چشانید و آنها را مجبور به عقب نشینی و قبول خواست ملی آذربایجان نمود. این سوزن جراحی باید که در اختیار حرکت ملی آذربایجان بوده و امروز نیز باشد، اما متاسفانه سالهاست که نبود این سوزن با کمال وجود حس میشود.

شاید نوشتن راحت باشد، ولی باید گفت که یک مبارزه با ترویج یک اندیشه شروع میشود. اندیشه های موجود در حرکت ملی تا به امروز به حد کافی قوی نبوده اند که بتوانند عموم را برای احقاق حقوق خود بیدار کنند.



بعد از به وقوع پیوستن انقلاب به اصطلاح اسلامی در کشوری که امروزه ایران نامیده میشود، تقریبا هر دو سال یکبار شاهد یک نمایش مضحک به نام انتخابات هستیم.

هر چند امروزه بر اکثر شهروندان ساکن در جغرافیای ایران ثابت شده است که انتخابات انجام یافته یا در حال انجام کاملا غیرقانونی و ناصحیح انجام میگیرد، ولی حضور اجباری عموم، چه به خاطر ترس و چه به خاطر مسائل مادی یا معنوی، موردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

چرا حضور اجباری؟

اجبار تعریف خاصی دارد که باید نسبت به هر موضوع از آن به صورت مناسب استفاده نمائیم.

وقتی فردی که به خاطر باور به ایده آلهای غیر واقعی که ناشی از تبلیغات وسیع کار شده بر روی ذهن وی میباشند، اقدام به دادن رای مینماید، در واقع به صورت غیر مستقیم تابع افکار پشت پرده ای شده است که مد نظر فاعل تبلیغات انجام شده بر ذهن وی میباشد. این فرد بایستی با آشنا شدن با واقعیات ایده آلهای تبلیغی، ذهن آشفته خود را سروسامان داده و در انتخاب خود تجدید نظر نماید. تبلیغات مثبت برای مقابله با تبلیغات منفی میتواند مورد توجه قرار گیرد.

وقتی فردی به خاطر وجود ترس، هرچند غیر واقعی، از صدمه دیدن به خاطر سکوت در موقع انتخابات، به پای صندوق رای میرود، در واقع فرمانبردار منافع زودگذر خود میباشد که شاید اگر آن ریشه و نوع آن ترس ناشناخته و بعضا ناملموس به وی توضیح داده شود، کاملا واضح است که رفتاری مخالف رفتار کنونی خود خواهد داشت.

پس از این مرحله باید به خود انتخابات به شیوه انقلاب اسلامی بپردازیم.

باید اذعان داشت که انتخابات کنونی ایران، یکی از غیر قانونی ترین و یکی از احمقانه ترین شیوه های انتخاباتی قابل تجسم در دنیا میباشد.

شیوه انتخابات بدین گونه است که، پس از اثر گذاری بمباران تبلیغاتی و مادی رژیم اسلامی بر روی افراد، این افراد در دسته های از قبل مشخص شده به مصاف یکدیگر میروند. این دو گروه که در واقع دارای یک هدف میباشند و آن حفظ نظامی کنونی است، صرفنظر از مشروعیت یا غیر مشروع بودن نظام، بازی انتخابات را شکل میدهند.

از بین این افراد، به آنهایی که بیشترین وفاداری را به نظام داشته و دارند برگزیده و به عنوان افراد تائید شده توسط مقامات، در لیستهای گوناگون حزبی قرار میدهند. حتی اگر فردی خود را نماینده مستقل معرفی نماید، بدون گذر از این فیلترها هیچگونه شانسی برای ابراز وجود نخواهد داشت.

این لیستها که از سوی احزاب وفادار به نظام ارائه شده اند، بار دیگر از صافی نظام میگذرد تا هرگونه شبهه ورود افراد غیر خودی به سیستم از بین برود.

به این شکل است که میبینیم در شیوه انتخاباتی انقلاب اسلامی، حداقل ۴ فیلتر اساسی در گزینش افراد وجود دارد و مردم مجبور میشوند تا از بین این افراد مسخ شده، به یک یا چند نفر رای بدهند. یعنی، انتخاب نمایندگان نه با رای مردم، که کاملا با دستور مستقیم و غیر مستقیم نظام انجام میگیرد.

فیلترهای چهارگانه به صورت خلاصه:
اول، خودسانسوری
دوم، اندیشه و رفتار موافق با نظام
سوم، عضویت در یکی از احزاب متعلق به نظام
چهارم، احراز صلاحیت از سازمانهای مربوطه٫
میباشند.

البته فیلتر چنجم نیز وجود چشمهای بیشمار بعد از انتخاب شدن افراد میباشد که رفتار آنها را تحت نظر میگیرند.

بنابراین معلوم میشود که شرکت کردن یا شرکت نکردن عموم در انتخابات نمایشی رژیم اسلامی ایران، هیچگونه تغییری در نظام موجود ایجاد نمیکند و تنها قیافه های خدمتگذاران تغییر میکند. تنها نفعی که رژیم از برگزاری انتخابات میبرد، استفاده سیاسی مشروعیت داشتن نظام در بین عموم میباشد تا از آن به عنوان یک کارت بازی در میان کشورهای دیگر استفاده نماید.

انتخابات و آذربایجان

در منطقه آذربایجان وجود بحرانهای سیاسی و جغرافیایی باعث شده است تا بحث انتخابات به یکی از معضلات اساسی حرکت ملی بدل شود.

از یک سو وجود افراد قدرتمند و وابسته به نظام در بطن ملت تورک آذربایجان، از سوی دیگر وجود مشکلات اقتصادی عمومی مضاعف در قیاس با مناطق فارس نشین و از یک سو وجود و نیز ازدیاد هدفدار مهمانان ناخوانده ای که در حال تبدیل شده به یک مانع در مقابل حرکت ملی میباشند، شرایط را در آذربایجان به صورتی کاملا حساس تبدیل کرده اند.

کثرت آذربایجانیان در منطقه جغرافیایی ایران واقعیتی انکار ناپذیر است. برای این مدعا، بازنگری به انقلابات گذشته، شمارش افراد عضو در تشکلات مختلف و نیز بررسی مستندات تاریخی خواهند توانست این اصل را به اثبات برسانند. به عنوان مثال، سازمان مجاهدین خلق که از مخالفان رسمی و تاریخی سیستم کنونی میباشد، بیش از ۸۰ درصد از اعضای آن تورک است. با اینحال این سازمان به عنوان یک سازمان با مرکزیت فارس و حتی تورک ستیز معروف بوده و حتی در داخل سازمان استفاده از زبان تورکی ممنوع اعلام شده است.

پس از دانستن اینکه تورکها دارای بزرگترین گروه جمعیتی در بین ملتهای ساکن ایران میباشند، باید پرسید که چرا سهم این عده کثیر از تقسیم قدرت در نظام اسلامی ناچیز و حتی در حد صفر است؟ با اینکه آذربایجان مهد ترویج تشیع بوده و در حال حاضر نیز تورکها بیشترین افراد معتقد به این مذهب را دارا میباشند.

در اینجاست که یک سوال اساسی بوجود میاید. این نظام چیست؟

نظام موجود در ایران کنونی نه اسلامی است و نه جمهوری، بلکه یک سیستم خطرناک است که در اصل به صورت تلفیقی از کمونیسم و سرمایه داری، با ارجحیت فارس تشکیل شده است.

پس در این نظام به دو علت نباید غیر فارس به قدرت برسد، ۱- شیعه نیست، ۲- دموکرات نیست.

چرا که اگر یک نظام شیعه بود، شیعیان راستین بایستی دارای مقامات مهم و کلیدی دز این نظامی جمهوری اسلامی شیعه بوده باشند. و نیز، اگر یک سیستم دارای دموکراسی بود، بایستی که اکثریت دارای قدرت میبودند.

در حال حاضر تنها چیزی که مشاهده میکنیم، یک سیستم مخوف و قدرتمند در حال محافظت از و گسترش خواستهای اقلیت فارس میباشد. این اتفاقات را به عینه میتوان در پله پله این سیستم دید. از پله های فرهنگی و اقتصادی و از پله های تاریخی و سیاسی، همه و همه در خدمت اقلیت فارس قرار گرفته اند. با گفتن اينکه سپاه يا نيروي انتظامي مال تورکهاست يا پادگانها مال ماست يا ما بسيج تورک داريم٫ خودمان را گول نزنيم. مغزهاي شستشو شده اين گونه سازمانها در زمان مقابله ما با شوونيسم فارس٫ به روي ملت خود اسلحه خواهند کشيد. فکر نکنيم با بزرگ جلوه دادن استفاده سربازان غير بومي براي مقابله با حرکت ملي آذربايجان به بيراه برويم. اگر ميگوئيم ما در اکثريت هستيم٫ پس سربازان کثير تورک بيشتر از همه شانس مقابله با ملت خود را خواهند داشت!

حال میتوانيم به بخش نخست مقاله گریزي زده و به یکی از فیلترها بپردازیم. فیلتر: اعتقاد به نظام!
آنهم اعتقاد قلبی و عملی و دنیوی و اخروی!

یعنی زمانی که فردی از سوی این نظام تائید میشود، و به این صورت وی دارای صلاحیت شرکت در انتخابات نمایشی است، پس نتیجه این میشود که آن فرد دارای همان خاصیتی است که فربه شدن هرچه بیشتر نظام کنونی را گارانتی میکند.

البته مانند دیگر موارد طبیعی، در این مورد نیز میتوان شاهد استثناهایی بود. این استثناها میتوانند به اشکال گوناگون خود را نشاند دهند ولی باید در نظر داشت که این سیستم اسلامی حاکم بر ملتهای غیر فارس دارای 4 مرحله نابود کردن استثناها میباشد. حتی اگر بتوان موردی را دید که این چهار فیلتر را پشت سر گذاشته و هنوز وفاداری خود را به اصلیت و ملیت خود حفظ کرده است، نباید از وی انتظار معجزه داشت.

جواب جالبی که در زمان اعتراض به گزینشی بودن افراد دارای مقام در نظام و غير تورک بودن آنها با آن روبرو میشویم این است که: رهبر تورک است! خلخالی تورک بود! موسوی تبریزی تورک است٫ بازار تهران دست تورکهاست٫ تورکها ثروتمند هستند و … ولی باید جواب داد که این افراد در به قدرت رسیدن این نظام سهیم بوده اند. اينها افرادی هستند که از همان پله نخست وفاداری خود را به نظام ثابت کرده اند، نظامی که نخستین عمل آن نابودی اصلیت و ملیت همان افراد میباشد. وگرنه محال است که فردی با دارا بودن اعتقاد به ریشه ملی خود، و در حالی که غیر فارس میباشد در این نظام وارد شود. تهران مال تورکهاست و وجود تورک امري عادي است٫ اقتصاد منطقه هزاران سال در دست تورکها بوده و تنها در ۱۰۰ سال اخير است که توسط شوونيسم مصادره ميشود.

مشکل دیگر: مهمانان ناخوانده

وقتی سخن از مهمانان ناخوانده میشود، ناخودآگاه نظرها به سوی همسایه جنوب غربی آذربایجان معطوف میشود، مناطق کرد نشین.

در دهه های گذشته و در پی فراموشی مشکوک تاریخ از سوی ملت تورک آذربایجان، افراد زیادی به عنوان کارگر، تاجر و یا دانشجو به سوی آذربایجان سرازیر شدند. شمار این افراد پس از وقوع جنگ بین ایران و عراق افزایش یافت و حتی به مرحله کوچهای منظم و گسترده با حمایت دولت مرکزی تبدیل شد.

اگر بخواهیم این افراد مهاجر و مهمان ناخوانده را تفکیک کنیم، میتوانیم از مهاجرین جنگی، مهاجرین تحصیلی و مهاجرین اشغالگر نام ببریم.

مهاجرین جنگی با انتقال عربهای اهوازی و سپس کردهای عراقی به آذربایجان شکل گرفت.

مهاجرین تحصیلی نیز دانشجویان غیر تورک هستند که یا مشغول کار شده و یا با تورکها وصلت کرده و ماندگار شده اند.

ولی مهاجران اشغالگر که تعدادشان از دیگر مهاجران بیشتر میباشد در طی سالها و به صورت پیوسته و هدفدار به آذربایجان منتقل شده اند.

چرا مهاجران اشغالگر؟

مهاجران دو دسته اول، یعنی جنگی و تحصیلی هر کدام به خاطر مشکلات واقعی مجبور به ترک موطن خود شده و دارای برنامه های بازگشت به وطن خود میباشند. از این دسته ها شاید حدود ۵ درصد را یافت که میل به ترک آذربایجان نداشته باشند. که البته به خاطر وجود دلبستگیهای مادی و یا معنوی بین آنها و آذربایجان، قابل اغماض میباشد.

ولی مهاجران دسته سوم با اعتقاد به تصاحب زمین در آذربایجان و با خالکوبی کردن نقشه پاره کردستان بزرگ! در دلهای سیاه خود، اقدام به اشغال ساکت (با مهاجرت تفاوت میکند) آذربایجان نموده اند. این افراد با استفاده از هر راهی، خود را به آذربایجان میرسانند، با استفاده از زور ، پول و مقام!

ملت تورک آذربایجان دارای یکی از بزرگترین معایب ملی میباشد، آنها مهمان نواز هستند! همه میگویند مهمان نوازی یکی از نقاط قوت آذربایجانیها میباشد ولی من میگویم این مهمان نوازی بدون هدف، یکی از معایب کاملا خطرناک ما میباشد.

نقل و انتقال تورکها در آذربایجان بدون هدف انجام میگیرد ولی در مقابل آن با نقل و انتقال کاملا هدفدار کردها مواجه میشویم. یک کرد در آذربایجان گلی میشود برای ورود دیگر کردها و به این ترتیب خانه به خانه و محله به محله و ده به ده در آذربایجان از حالت تورک نشین به کرد نشین تبدیل میشوند. روستهای بزرگتر و شهرها به خاطر وجود پایه های نسبتا خوب اقتصادی، و نیز وجود اندیشه ملی، فعلا در مقابل زیاده خواهی اشغالگران دوام آورده اند. ولی تا کی میتوان چشم بر خطر مهاجران اشغالگر بست؟

غرب آذربایجان با دو مشکل عمده روبروست

با گذر از این بخش، میبینیم که آذربایجان بر خلاف مناطق دیگر، با دو مشکل عمده در خصوص انتخابات نمایشی رژیم مواجه است. و به صورت مشخص میتوان گفت که خطر در بخش غربی آذربایجان جدی تر است. خطرهای عمده را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:

۱- عدم امکان دستیابی افراد خودی به نظام برای مطرح کردن خواستهای ملی در آذربایجان
۲- وجود اشغالگرانی که برای ماندن در خاک آذربایجان دست به هر کاری میزنند

مشکل نخست را نمیتوان به سادگی حل نمود و یا راهکار یگانه ای برای آن ارائه کرد. باید در نظر داشت که این نظام با وجود دارا بودن مخالفان بین المللی، دارای موافقان قدرتمند بین المللی نیز میباشد. این نظام فقط یک نظام اسلامی مخالف غرب نیست، این نظام در عین حا یک نظام فارس وابسته به غرب میباشد. پس، از این مرحله نمیتوان انتظار گذر سریع داشته باشیم.

مشکل دوم نیز به این صورت جلوه میکند که دز صورت عدم شرکت آذربایجانیان در انتخابات نمایشی نظام، اشغالگران مسلح فرصت معرفی نمایندگان خود را به دست خواهند آورد!

یعنی، با دانستن اینکه این نظام کاملا بر علیه ماست، و با دانستن اینکه عدم شرکت در انتخابات نمایشی باعث دستیابی اشغالگران به مجالس این نظام خواهد شد، نتیجه این خواهد شد که ما با عدم شرکت در انتخابات، مخصوصا در نقاط مرزی، با دست خود و با خواست خود، دشمنان خود را از جبهه دوم به یاری دشمنان خود در جبهه اول گسیل میکنیم!

بصضی از صاحبنظران از تعلق داشتن کل ایران به تورکها سخن میگویند. این سخن هر چند از نظر تاریخی صحیح میباشد، ولی باید واقعیات موجود را به نحوی که به منافع ملی آذربایجان لطمه های بیشتری نزند فعلا قبول نمائیم. یعنی، نقشه دنیا پس از جنگهای اول و دوم جهانی و نیز پس از فروپاشی شوروی و کمونیسم تغییرات عمده ای کرده است. ما نباید با پیش کشیدن بحثهای بی انتها، قدرت متمرکز شده در بطن حرکت ملی را به بیراهه کشانده و بی اثر کنیم. فعلا بهتر است به موجودیهای کنونی آذربایجان بپردازیم و تلاش کنیم تا آنها را نیز از دست ندهیم.

این سخن نه به معنی این است که ما بر تعلقات واقعی خود چشم پوشی کرده و آنها را دو دستی به دشمنان واگذار کنیم! بلکه سخنم این است که ما باید به صورت متحد و قدرتمند، موجودیت فعلی خود را محافظت کرده، مرزبندی سیاسی و جغرافیایی منطبق بر خواست ملی خود را تثبیت نموده و سپس اقدامات بازپس گیری دارائیهای از دست رفته در سالهای گذشته را آغاز کنیم. این یک روش کاملا مناسب و جوابده در کوتاه مدت میباشد. وگرنه با ایجاد اندیشه های بلندپروازانه در مقطع کنونی، تنها ترین نتیجه ای که نصیب ما خواهد شد شکست و از دست دادن دارائیهای کنونی خواهد بود.

شرکت در یا تحریم انتخابات؟

انتخابات آتی در سرنوشت ملیت آذربایجان هیچ تاثیر مثبت ایجاد نخواهد کرد. حتی به جرات میگویم که شرایط را سخت تر نیز خواهد کرد چون ملت تورک آذربایجان در سالهای اخیر به صورت جدی به مطالبات برحق خود آغاز کرده است. همین امر موجب میشود تا نظام اسلامی در انتخاب و صدور صلاحیت نمایندگان تورک آذربایجان حساسیت بیشتری نشان داده و تا حد امکان سعی نماید افراد کاملا وابسته و یا غیر بومی را برگزیند.

راههای حل پیش رو نیز هرکدام دارای معایب و محاسنی هستند که هیچکدام جوابگوی شرایط موجود نمیباشند. یعنی تحریم و شرکت در انتخابات کاملا به ضرر ملت تورک آذربایجان تمام خواهد شد.

برخی از فعالان به اصطلاح ملی در آذربایجان از تعامل با کردها و یا ایجاد ائتلاف با آنها در مقابل فارسها سخن میگویند! توجیه آنها این است که شوونیسم فارس عمدا با ایجاد تنش بین تورکها و کردها، از شرایط موجود بهره برداری میکند و ما میتوانیم با ایجاد دوستی بین تورک و کرد، نقشه های شوونیسم را خنثی کنیم! این توجیه به همان اندازه اشتباه و خطرناک است که چشم پوشی به کوچ قبیله ای کردها به خاک آذربایجان!

با وجود کردهای اشغالگر در خاک آذربایجان بایستی که مقابله نمود. ما با تعامل با کردهای مهاجر و یا با ایجاد ائتلاف با آنها، غیر مستقیم شراکت آنها در خاک آذربایجان، قدرت منطقه و آینده آذربایجان را تائیید مینمائیم! هیچ عقل سالمی به این سادگی اشتباه نمیکند.

راهکار چیست؟

راه حل سومی نیز وجود دارد که شاید با به اجرا درآوردن آن بتوان به نتایجی سازنده دست یافت. این راه حل از بخشهای مختلفی تشکیل میابد که به مرور زمان و با اجرای موفقیت آمیز آنها میتوان به نتایج شایان توجیهی دست یافت.

مثلا، میتوان با شناسائی نمایندگان انتخابی نظام در غرب آذربایجان، به هر کدام از آنها که کمترین وابستگی و بیشترین آزادی عمل را در مقایسه با دیگر نمایندگان مطیع نظام داشته باشند رای داد. سپس، با اعمال فشار همه جانبه بر آنها، اقدامات آتی و خدمات آنها به عنوان نمانده نظام را کنترل نمود. اینکار در وهله نخست شاید غیر عملی یا عجیب به نظر بیاید ولی با کمی تعمل میشود دریافت که از اصول گذر از اسارت شوونیسم به استقلال عملی در آذربایجان، وجود همین تاکتیکهای هدفدار میباشند. با این کار، وجود افراد خنثی یا ضد تورک در نظام تقلیل میبایند و با آگاهی افراد تورک شاغل در نظام، حقوق اکثریت بودن ما تثبیت میشود.

مرحله دیگر این است که نظارت و محدودیتهای شدید و گسترده ای بر مهاجرت بیگانگان به خاک آذربایجان اعمال نمائیم. اینکار نه با ایجاد رعب در بین مهاجران، که با توبیخ مزدوران خودی، با تنبیه آنهایی که امکانات تورک را به بیگانگان میدهند و نیز با برخورد با فروشندگانی که دانسته (یا نامسئولانه) با بیگانگان همپیمان میشوند، و نیز برخورد قطعی با آنهایی که ملک و زمین و … برای فروش به بیگانگان میابند. با انجام این مرحله، سرعت مهاجرت بیگانگان کند شده و جامعه تورک آماده مبارزه با مهمانان ناخوانده ای خواهد شد که چشم طمع در خاک آنها را دارند. به این ترتیب مسئله کرد در غرب آذربایجان، مناطق اشغالی شمال (قاراباغ) و بخش جنوبی ترکمنستان به یک مشکل کنترل شده تبدیل میشود که در لحظه خواست یا نیاز، به سرعت از بین میرود.

مرحله دیگر این راهکار شاید کمی برای نویسنده مشکل ساز باشد. چرا که دوباره انگشت اتهام و مارک جنگ افروزی به سوی وی نشانه خواهد رفت، در کمال تعجب باید بگویم که این اتهامات را بیشتر از بیگانگان، روشنفکران به اصطلاح آذربایجانی وارد خواهند نمود!

مرحله حساسی که از آن سخن میگویم بخش تسلیح حرکت ملی است. حرکت ملی آذربایجان بایستی که مسلح شود. البته مسلح شدن دلیل بر شورع به کشتار دیگران نیست. دارا بودن سلاح یکی از نخستین فاکتورهای پیروزی در هر گونه گفتگو و معامله با دیگران است. با مسلح شدن حرکت ملی آذربایجان، حالت خفته ملیت تورک به حالت کاملا بیدار و دفاعی تبدیل میشود که دز زمان نیاز به حالت تهاجمی بدل خواهد شد. در این حالت هر بیگانه ای به راحتی سخن از تورک نبودن داش ماکی، سولدوز، خانا و دیگر شهرهای آذربایجانی نخواهد گفت. سخن گفتن که هیچ، میتوان با هدایت قدرت به دست آمده در حرکت ملی آذربایجان، اندیشه تصاحب خاک در آذربایجان را در بطن خفه نمود و حتی غده سرطانی کردستان بزرگ به پایتختی تبریز! را از مغز نامردمان بیرون کشید و به زباله دانی انداخت.

مرحله بعدی ایجاد یک اتحاد قوی بین تیره های تورک در داخل جغرافیای ایران با دارا بودن حلقه های جانبی با کشورهای مستقل تورک میباشد. یعنی، آذربایجانیها، ترکمنها، قشقایها، افشارها و … بایستی به صورت آگاهانه با هم ارتباط برقرار کنند. اگر قرار است تعامل و ائتلافی صورت بگیرد، چرا با خودمان نباشد؟

مرحله عمومی که من همیشه به آن تاکید کرده ام اقدامات گسترده فرهنگی در داخل آذربایجان میباشند. چاپ و انتشار کتاب، نشریه، روزنامه و ایجاد رادیو، مجبور کردن رسانه های بخش شمالی آذربایجان و تورکیه برای تولید و پخش برنامه های مناسب برای جنوب آذربایجان و نیز اقدامات زیربنائی برای به دست گرفتن کنترل اقتصادی در آذربایجان (برای نمونه ایجاد بانکهای محلی غیر دولتی و تبدیل تجارت سنتی به صنعتی پیشنهاد میشود) کنار گذاشتن اختلافات شخصی و تشکیلاتی، ایجاد هدف مشترک استقلال آذربایجان بین تشکلات فعال و ملی، کنار زدن افراد یا تشکلات تفرقه افکن و نیز ایجاد منابع کمک به فعالین داخل آذربایجان توسط تورکهای خارج نشینان.

خلاصه اینکه، اگر حرکت ملی بتواند مطالبات خود را رسما و به صورت واضح تعریف کند، اگر دارای قدرت دفاعی به روز شده و گسترده باشده، اگر دارای قدرت تادیب خائنان باشد و اگر دارای حس برانگیخته شده ملی باشد، چه انتخابات نمایشی شوونیسم در غرب آذربایجان و چه استعمار گسترده کل آذربایجان از سوی شوونیسم نخواهد توانست به مدت طولانی دوام بیاورد.

نمیتوان چشم به مسلح بودن مهاجران اشغالگر پوشید. نمیتوان دید و ساکت ماند که شوونیسم فارس چگونه با حربه های مختلف و حتی دینی خود، خاک آذربایجان را تجزیه میکند. نمیتوان به گسترش کردها در خاک تورک، انتقال تروریسهای پ.ک.ک به غرب آذربایجان و کرکوک و بخش اشغالی شمال آذربایجان (توسط ارمنستان)، به برنامه های تخریب اقتصادی و فرهنگی شوونیسم، به مزدوران خودفروخته با چشم خفته نگاه نمود! بیداری و قدرت لازمه پیروزی حرکت ملی آذربایجان است.

ما در خاک و داخل مرزهای خود، نباید با بیگانگان بحث یا جنگ کنیم. مبارزه ما باید به خارج از مرزهای آذربایجان انتقال یابد. سوزنی در دست، باید درد تجاوز را به بیگانگان چشانید و آنها را مجبور به عقب نشینی و قبول خواست ملی آذربایجان نمود. این سوزن جراحی باید که در اختیار حرکت ملی آذربایجان بوده و امروز نیز باشد، اما متاسفانه سالهاست که نبود این سوزن با کمال وجود حس میشود.

شاید نوشتن راحت باشد، ولی باید گفت که یک مبارزه با ترویج یک اندیشه شروع میشود. اندیشه های موجود در حرکت ملی تا به امروز به حد کافی قوی نبوده اند که بتوانند عموم را برای احقاق حقوق خود بیدار کنند. چون هر کدام به عنوان یک بینش ضعیف و لرزان سیاسی بوده و ریشه ملی نداشته اند. حرکت ملی آذربایجان باید که همچون اسمش ملی باشد. بین ملیگرائی و نژادپرستی کور تفاوت بسیاری وجود دارد. حس ملی گرائی باید در بین کودکان و نوجوانان برانگیخته شود، برای اینکار نیاز به وجود وسایل و امکانات لازم حس میشود.

آینده آذربایجان فقط به دست ملت تورک آذربایجان رقم میخورد

تبریزلی بای بک
۱۰/۰۱/۲۰۰۸
گلاسگو

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي


گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/4080.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com