- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
بررسي نكاتي از مقاله ي بابك بخت آورباعنوان: “تشكيل جبهه ي صلح گامي درجهت تقويت ديكتاتوري’*’ - رضا اكبري نسب
بای بک، آذربایجان | يئلگؤن, ۱۷-ي آذر , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۸:۱۱ | فارسجا, مقاله
![]() |
. | محتوي ظاهر مقاله فوق اين است كه گويا تشكيل هرنوع جبهه ي صلح درشرايط فعلي در راستاي تقويت جمهوري اسلامي ايران است و بانيان اين قبيل اقدامات ضمن خدمت به حاكميت موجود ايران، با آذربايجان دشمني كرده وآن را ازرسيدن به حقوق ملي خود محروم ميكنند و پيشنهاداتي دراين مورد عرضه كرده كه از نظر اينجانب در شرايط فعلي عملي نبوده و تنها بر بغرنجي اوضاع اضافه ميكند و لاغير.
اما مهمتر ازهمه طرز تفكربغايت موهوم وخطرناك ايشان و ديگراني است كه نسبتا باب روز شده و دراين مختصربه بررسي آن پرداخته ميشود. |
(توضيح باي بک: البته نقد منطقي مقالات مختلف يکي از راههاي پروراندن افکار است و براي بدست آوردن دموکراسي مناسب آذربايجان٫ شيوه اي مناسب به شمار ميرود. کپي برداري کورکورانه و به قول اکبر اعلمي مقلدوار دموکراسي نه تنها نفعي براي آذربايجان ندارد بلکه باعث خرابتر شدن اوضاع خواهد شد. اما در خصوص تشکيل جببه صلح براي ايرن بايد اضافه نمائيم که اين جبهه نه براي محافظت از رژيم جمهوري اسلامي که براي پايدار ساختن و ابدي نگهداشتن سيستم شوونيستي فارس ايجاد شده است. سيستمي که ضامن بقاي قدرت در دست طبقه اي کوچک ولي وابسته است و از همين امروز قول همکاريهاي نامحدود به حاميان اصلي خود داده است. رژيم جمهوري اسلامي با ايجاد وقفه در خدمت رساني شوونيسم فارس به آمريکا و غرب باعث ناهماهنگي در حکومت شده است و چنين جبهه هائي براي اصلاح اين وقفه ايجاد ميشوند. شما به شعار آنها و زمان ايجاد جبهه دقت نمائيد تا به آساني بفهميد که اين جبهه نه براي دموکراسي و نه براي ايجاد آرامش در منطقه که براي ساکت کردن و حتي خفه کردن صداي ملتها در داخل ايران تشکيل شده است تا حقوق ملي خود را طلب نکنند. اينکار ربطي به رژيم اسلامي ندارد و هر رژيمي با اين منطق روي کار باشد به همين شيوه عمل خواهد نمود. جبهه صلحي که سخنش ميرود٫ چون کوه يخي است که بخش کوچک و به ظاهر کم خطرتر آن نمايان ميباشد. ضمنا٫ باي بک مخالف استفاده از الفاظي نظير پسرجان و … براي مخاطب قرار دادن طرف مقابل ميباشد و در صورتي که اين الفاظ مورد اعتراض مخاطب اصلي باشد٫ نسبت به حذف آنها اقدام ميکند.)
مقدمه:
محتوي ظاهر مقاله فوق اين است كه گويا تشكيل هرنوع جبهه ي صلح درشرايط فعلي در راستاي تقويت جمهوري اسلامي ايران است و بانيان اين قبيل اقدامات ضمن خدمت به حاكميت موجود ايران، با آذربايجان دشمني كرده وآن را ازرسيدن به حقوق ملي خود محروم ميكنند و پيشنهاداتي دراين مورد عرضه كرده كه از نظر اينجانب در شرايط فعلي عملي نبوده و تنها بر بغرنجي اوضاع اضافه ميكند و لاغير.
اما مهمتر ازهمه طرز تفكربغايت موهوم وخطرناك ايشان و ديگراني است كه نسبتا باب روز شده و دراين مختصربه بررسي آن پرداخته ميشود.
***
ابتدا اين موضوع موجب حيرت است كه چگونه آقاي چنگيز بخت آور بعنوان يك فعال كارگري اين اشتباه شبه خيانت فرزندش را قبول ميكند كه اين آقازاده در مقاله ي موردبحث خود اينهمه قربان صدقه ي آمريكا برود- آمريكائي كه بزرگترين دشمن هرزحمتكش وكارگري است .
در مورد اين صفت حميده ي!! آمريكا من نامربوط حرف نميزنم و هرخواننده ي منصف و غيرمنصف از جمله آقاي بخت آور را به خواندن مقالات نشريات دولتي آن كشور مراجعت ميدهم كه بموجب آن حدود ۶۰ ميليون نفر دراين كشور از حق بيمه برخوردار نبوده و حقوق بازنشستگان به بورس سهام (قماري كه سرانجام آن روشن نيست) ، حوالت داده ميشود.
من نيز مانند هركس و از جمله مثل بابك خان اطلاع دارم كه اروپا، چين و روسيه در مراودات خود تابع منافع طبقه ي حاكم خود (و نه ترجيحا منافع ملي) هستند و دائي جان ما بحساب نميآيند. اما به گواه تاريخ معاصر، اين آمريكا بوده كه اكثريت دولت هاي حامي منافع ملي را با كودتاهاي اغلب خونين به زير كشيده شده و جاي آنها به ديكتاتورهايي مانند محمدرضا، پينوشه، انواع ديكتاتورهاي آمريكاي لاتين، پاكستان، سرهنگان يونان و… سپرده شده است.
شما موردي به خوانندگان خود نشان نميتوانيد بدهيد كه در پس هريك ازاين دهها كودتاي آمريكا، دولتي بر سركار بيآيد كه منافع ملي را-كه شما لااقل در حرف وفاداريتان را به اين منافع نشان ميدهيد- حفظ كند.
از نظر شما گويا كه اين مردم بيچاره ي افغانستان و عراق بودند كه قدر حضور مبارك آمريكا دركشور خودرا ندانسته و به دموكراسي -كه بازهم از نظر شما هدف اصلي آمريكا از اين اشغالگريهاي دموكراتيك بود- دست نيافته اند.
در اين خصوص هم بعرض مباركتان ميرسانم كه آمريكا صدها نفر ازاستادان و فرهيختگان عراق را -كه ميگويند دانشكده ي پزشكي اين كشور از نظر كيفيت بالاي استادان در صدر دانشكده هاي خاورميانه بوده- قتل عام كرده و در شرايط حاضر تنها معدودي استاد مانده اند كه پس از اتمام كلاسهايشان خود را به اردن ميرسانند تا از مرگي فجيع و البته دموكراتيك در امان باشند!!
اما امثال شما به اين مينازيد كه گويا آمريكا بايد بخاطر سرنگوني طالبان مرتجع مورد ستايش قرارگيرد كه در اين مورد هم بايد گفت كه در بهترين حالت دچار توهمات بوده و اطلاعي از ماهيت و عملكرد كنسرواتورهاي آمريكا -كه دستگاه دولتي بازيچه اي بيش دردست آنها نيست- نداريد و نميدانيد كه اين چنددرصدي هاي مالك ثلث ثروت جهان ، در تنگناها مادر خود را هم فروخته و با افعي و پلنگ هم همكاسه ميشوند.
مگر طالبان دست پرورده ي خود آمريكا نبود؟ ممكن است جواب دهيد بلي بود ولي وقتي آمريكا متوجه! خصلت مادون انساني آن شد، آن را كنارگذاشت. غافل از اينكه اين عمل جزو استراتژي هاي آمريكا بوده و اغلب براي هرحكومت مزدور خود آلترناتيو حاضر و آماده اي دارد و در فرصت لازم و مغتنم از اين جايگزين هاي بهتر براي رتق و فتق امور (بخوان تسلط جبارانه برجهان) استفاده ميكند . چنانكه در افغانستان و… كرد و اگر شانس ياورش باشد در پاكستان و… هم خواهد كرد.
طرح خاورميانه ي بزرگ آمريكا را هم هر آدم كم سوادي مانند من دريافته است:
تسلط بلامنازع بر انرژي جهان ، به دريوزگي انداختن متحد عزيز خود اروپا و سرانجام تسخير جهان با اشغال چين و روسيه!!
البته تاسحر چه زايد و زندگي به اين افكار ماليخوليايي آمريكا چه پاسخي دهد. فعلا حاكمان واقعي آمريكا حكم دختري را دارد كه در جواب سئوال دوستش كه مسئله ي ازدواجش با پسر موردعلاقه اش به كجا رسيده جواب داد كه:
” ۵۰% مسئله حل شده جون او موافق است و بقيه اش مانده كه پسر چه نظري داشته باشد!!’.
و تو اي پسر نازنينم كه قلم خوبي براي نوشتن داري ، فعلا زيادي روي موفقيت آمريكا سرمايه گذاري نكن و با غور و تفحص بيشتر مراقب آينده باش. آينده اي كه و لو به قيمت مرارت ها و خانه خرابي هاي زياد، از آن اكثريت مردمي خواهد بود كه صاحب واقعي اراضي آبا و اجدادي خود خواهندبود.
شما ميتوانيد به قدرت هاي ضعيفي كه تاخته ايد باز هم بتازيد و ميتوانيد بدرستي اغلب آنها را به استعمارگري در قرون گذشته و حال متهم كنيد . اما انصافتان به كجا رفته وك شورهاي موصوف در مقايسه با آمريكا از چه ميزان قدرت عملي برخوردارند؟ آيا اين كار زدن پالان بجاي صاحب آن نيست؟
شما چرا باتقليد از كار معركه گيران ، تصوير مار را بجاي خود آن بمردم عرضه ميكنيد و از اين راه جهالت و ناداني عده اي را بيشتركرده، آنها را سردرگم نموده و نميگذاريد كه آنها مشكلات خودرا با بصيرت لازم حل كنند. آيا اين كار شما ترور فكري مردم يا در بهترين حالت گمراه كردن ناخواسته ي آنها نيست؟
شما به مسئله ي اقداماني در راستاي صلح حمله كرده ايد كه البته من در ابتدا ميتوانم بگويم كه هيچ ملتي و ملي گرائي -از جمله خود شما- ازصلح ضرري نميبنيد چنانكه درطول تاريخ هم اينگونه بوده و برعكس ملت ها در سايه ي صلح است كه به رفاه و سعادت و آرامش ميرسند و ما مگر چقدر عمر داريم كه زندگي مان را با جنگ و دشمني بگذرانيم؟
البته شما منطق آرائي كرده ايد كه ايجاد تشكل جديد “تشكيل جبهه ي صلح گامي در جهت تقويت ديكتاتوري” در راستاي ابقاي جمهوري اسلامي است و من هم بفرض اين نظريه را ميپذيرم ولي سئوال مهمي كه عايد حقير ميشود اين است كه اگر منطق شما درست است چرا جمهوري اسلامي نخواهد توانست از امكانات عظيم خود براي تداوم هرچه بيشترحكومت خود استفاده كند؟ آيا با منطق شما نبايد پذيرفت كه تشكيل دهندگان نهاد فوق امكانات و قدرت بيشتري نسبت به جمهوري اسلامي دارند و اين خنده دار نيست؟
اگر اين بانيان تشكل جديد -كه من وجود و ماهيت آن را از مقاله ي شما استنباط كرده و بطور طبيعي فعلا نظري درباره ي آن ندارم- نميخواهند و يا نميتوانند براي آذربايجان -و آنهم درشكل و شمايلي كه شما ميخواهيد و با طرز نگرش شما تنها با آستان بوسي نئو كان ها بدست ميآيد كه البته هرگز نيآيد- كاري بكنند، ازنظر شما نبايد دست به هيچ كاري بزنند و منتظر فرامين شما باشند؟
شما درقسمت هاي ديگر مقاله به انواع جريانات چپ و ملي گرا تاخته ايد كه البته مسئله ي من نيستند. اما اينطور هم نيست كه از شما نپرسم كه چرا اينقدر انحصار طلب بوده و دموكراسي معبود آمريكائي تان را با وضوح تمام بنمايش گذاشته ايد؟
صرفنظر از اينكه بر خلاف سنت جاري ناسيوناليست هاي آذربايجاني به فرقه ي دموكرات آذربايجان تاخته ايد، جگر شير خورده و به بخشي از سرويس امنيتي جمهوري آذربايجان هم حمله كرده ايد كه من نميتوام معني اين شير شدن شما را درك كنم. آيا اين امرحاصل غليانات جواني است يا محصول ارادتمندي به آمريكا؟ اگر اينها درست نباشند كه بدتر و بايد كاسه ي مهمي زير كاسه باشد.
تبريز- آذرماه ۱۳۸۶
* درج شده درسايت [1] www.11007.bayb…
، بیر میللتین سسی_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/3721.azr
یازینین اینترنت آدرسی
یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.11007.bayb…: http://www.11007.baybak.com/3569.azr
: Urmu » Archive » بررسي نكاتي از مقاله ي بابك بخت آورباعنوان: “تشكيل جبهه ي صلح گامي درجهت تقويت ديكتاتوري - رضا اكبري نسب سویلییر
يئلگؤن ۱۷ آذر ۱۱۰۰۷ @ ۵:۳۹ آ.خ
[…] http://www.۱۱۰۰۷.bayb… […]