- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

خباثت هميشگي فارسي و عشق به مصادره مشاهير ملتهاي ديگر - نفيسه فياض بخش: ثبت سال مولوي به نام ترکيه يک خيانت فرهنگي است

بای بک، آذربایجان | سؤتگؤن, ۱۹-ي آغلارگؤلر , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۳:۵۷ [آ.خ] | خبرلر, فارسجا

مسلماً بايد در ارتباط با اين خيانت فرهنگي نيز شکايتي حقوقي داشته باشيم. بايد به مسئولان سازمان يونسکو گوشزد کرد که مثلاً اگر ملاصدرا در بصره دفن شده است، دليل بر اين نيست که اين شخصيت متعلق به کشور عراق است. اگر زندگي نامه مولوي را نيز مطالعه کنيم، درمي يابيم که جبر روزگار او را به قونيه کشانده است. (در حالي که دنيا ميداند مولانا تورک بوده و متعلق به ملت تورک است)

از زماني که نامه “فاطمه فلور مجد ناصري”، ايراني مقيم استراليا در اعتراض به بي اعتنايي دولت ايران به برگزاري مراسم ويژه سال مولانا به عنوان شکايت در مجلس شوراي اسلامي به ثبت رسيده است، نمايندگان و اعضاي کميسيونهاي مختلف مجلس واکنشهاي گوناگوني در اين زمينه نشان داده اند. پيش از اين در اين باره با دکتر “رياض”، رئيس فراکسيون پيگيري امور ايرانيان خارج از کشور، نايب رئيس اول کميسيون اصل نود و نماينده مردم تهران در مجلس گفتگويي داشتيم که در بخش کتاب ميراث خبر منتشر شد.

اين بار اين موضوع را با “نفيسه فياض بخش”، نماينده مردم تهران در مجلس و عضو کميسيون علوم و تحقيقات در ميان گذاشته ايم. فياض بخش در دو رشته فلسفه و کلام اسلامي و حقوق خصوصي داراي مدرک کارشناسي ارشد و در رشته فلسفه و کلام اسلامي داراي مدرک دکتري است. گفتگوي بخش کتاب ميراث خبر با او را در ادامه مي خوانيد.

* شنيده ايم که شما در جريان نامه اعتراض آميز خانم مجد ناصري به مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته ايد. به نظر شما عملکرد دولت ايران در زمينه برگزاري مراسم ويژه سال مولوي چگونه بوده و آيا شما هم در اين زمينه با خانم مجد ناصري هم عقيده ايد؟

_ جلال الدين محمد معروف به مولوي حقيقتاً يکي از مفاخر بسيار بزرگ ايران است و با گذشت اعصار، بزرگي شخصيت او هر چه بيشتر براي انديشمندان آشکار مي شود. تولدش در ايران آن روز بوده و ايران مفتخر است به اينکه مولوي به اين کشور تعلق دارد و تمام کتابهايش به زبان فارسي است. حتي اگر برخي از اين آثار به زبان عربي است، به خاطر ارتباطي است که زبان ايراني آن روز با زبان عربي داشته است.
در عين حال، ساختار اشعار و غزلهاي مولوي ويژگيهاي ساختاري ساير شاعران و غزلسرايان ايراني را دارد. تمام اينها حکايت از اين مي کند که مولوي يک شاعر ايراني بوده است. محل تولد او، بلخ، متعلق به ايران آن دوره بوده و محل زندگي و درگذشت او، قونيه نيز در آن دوران به ايران تعلق داشته و بعدها به خاطر جنگ اين شهرها را از دست داده ايم.

درباره اين موضوع که مولوي دارد به عنوان شاعري ترکيه اي به جهان معرفي مي شود، نظر من اين است که مثل بقيه کوتاهي ها که در عرصه بين المللي داريم، اين هم به نوعي کوتاهي ماست. مقبره مولوي در قونيه است و با زيرکي ترکها و کم لطفي مسئولان ايران، سال مولوي به نام ترکيه ثبت شده که بسيار بي منطق است چراکه هر کس بخواهد به درک آثار مولوي برسد بايد زبان فارسي بلد باشد، نه زبان ترکي.

* نظر شما درباره عملکرد سازمان يونسکو در اين باره چيست؟

_ عملکرد يونسکو در اين زمينه که سال مولوي را به نام ترکيه به ثبت رسانده، يک خيانت بزرگ فرهنگي محسوب مي شود.

* به نظر شما مقصر اصلي در اين زمينه سازمان يونسکو است يا مسئولان دولت ايران؟

_ مسلماً از سوي مسئولان ما مثلاً وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و دست اندرکاران امور فرهنگي ايران نيز در اين باره يک قصور بزرگ فرهنگي صورت گرفته است اما اين در عين حال يک خيانت بزرگ فرهنگي از سوي يونسکو است چراکه تمام صاحبان ادب و عرفان فارسي و صاحبان انديشه مولوي را به عنوان يک شاعر فارسي زبان مي شناسند. تبعات بعدي اين خيانت فرهنگي يونسکو اين است که مانع درک خود مولوي از سوي جهانيان مي شود و اين دقيقاً بر خلاف هدفي است که براي همايشهايي که در بزرگداشت مولوي در ترکيه برگزار مي شود، تعريف شده است. در اين همايشها هدف اين است که افرادي که از سراسر دنيا در آنها شرکت کرده اند، مولوي را بشناسند.

اينکه اشعار اين اديب همگي به زبان فارسي سروده شده، براي خود کشور ميزبانِ اين همايشها در حکم سد و مانعي براي درک مولوي محسوب مي شود، چراکه زبان کشور ترکيه فارسي نيست و امکانات زبان فارسي در آن زبان وجود ندارد حال آنکه در کشور ما شرح آثار مولانا به زبان فارسي بسيار است.

بنابراين ترکيه از يک طرف دارد همايشي براي شناخت مولوي برگزار مي کند و از طرف ديگر خودش خود اين همايش به دليل عدم هماهنگي زبان و ساختار ادبي، مانعي براي درک مولوي محسوب مي شود و اين يک تناقض است.

* چرا يونسکو بايد مرتکب اين خيانت فرهنگي در حق ايران شود؟

_ سازمان يونسکو وابسته به سازمان ملل متحد است و نمي خواهد توجه جهان بيش از اين به ايران به عنوان يک کشور فرهنگي جلب شود. من فکر مي کنم عملکرد يونسکو در اين باره با موضع گيريهاي اخير آمريکا و انگلستان برعليه ايران بي ارتباط نباشد.

* دولت ايران براي مقابله با اين خيانت فرهنگي چه بايد بکند؟

_ بايد قاطعانه عمل کنيم و به عنوان کشوري که سردمدار زبان فارسي است، اعلام شکايت کنيم. دولت ايران بايد اين حقي را که از ايران ضايع شده به اين کشور بازگرداند.

خود من بسيار مشتاقم در اين باره با مسئولان وزارت ارشاد صحبتي داشته باشم. مي توانيم فعاليتهاي علمي را که در ايران در زمينه شرح آثار مولانا صورت گرفته، به جهان معرفي کنيم و در همايشهايي که در جهان براي بزرگداشت سال مولانا برگزار مي شود، شرکت کنيم. در عين حال بايد از صاحبنظران ايراني نيز بخواهيم که آثار بيشتري را در اين زمينه خلق کنند.

مسلماً بايد در ارتباط با اين خيانت فرهنگي نيز شکايتي حقوقي داشته باشيم. بايد به مسئولان سازمان يونسکو گوشزد کرد که مثلاً اگر ملاصدرا در بصره دفن شده است، دليل بر اين نيست که اين شخصيت متعلق به کشور عراق است. اگر زندگي نامه مولوي را نيز مطالعه کنيم، درمي يابيم که جبر روزگار او را به قونيه کشانده است. (در حالي که دنيا ميداند مولانا تورک بوده و متعلق به ملت تورک است)

* چه موضوعات جديدي را به صاحبنظران براي خلق آثار علمي و تحقيقاتي درباره شناخت مولانا و آثار او پيشنهاد مي کنيد؟

_ مسئله آشنايي مولانا با شمس تبريزي يک نقطه عطف بزرگ در زندگي مولانا محسوب مي شود. همين موضوع مي تواند بر مردم و جوانان و کساني که کار فرهنگي و تربيتي انجام مي دهند، بسيار تأثيرگذار باشد. چراکه تحول مولانا بعد از آشنايي با شمس نشان مي دهد که مربي چقدر مي تواند در متربي ايجاد تحول کند. مولوي شاعر بزرگي بوده است اما آتش وجودش در آشنايي با شمس زبانه مي گيرد و اگر روي اين نکته هم کارهاي علمي و تحقيقاتي انجام شود، مي تواند بر جوانها بسيار تأثيرگذار باشد.

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/315.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com