- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

یاشاسین آذربایجان - Long live Azerbaijan

صبح بخیر برای آقای کشتگر (کشگر) - ب.افشار

بای بک، آذربایجان | سؤتگؤن, ۲۲-ي خزل آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۹:۱۲ | فارسجا, مقاله

. اپوزیسیون فارس گرا، اگر میخواهد به جرگه ملل متمدن و دمکرات راه باز کند ، باید که توهم سلطه و افزون خواهی های فرهنگی و سیاسی خود را به کنار نهد و به حدود خود قانع شود. در دنیانی که باد جهانی شدن به عقب مانده ترین کشورها از جمله فارسستان رسیده است با توسل به ایدئولوژی های استعماری نمیتوان سیاست به پیش برد. کمی آینده نگری لازم است . اگر صلح و ثبات و دمکراسی و برپایی حقوق بشر را در منطقه میخواهید باید یک بار هم که شده تابوی ایرانیت را بشکنید . خشک مغزهایی از قبیل ورجاوندها و تئوریسینهای رضا خانی نقشه های شان برباد و ارتجاعی هستند، آنان در درجه اول طاعون نژاد پرستی و جنگ را برای ملت خود به ارمغان می آورند . شما اگر خواهان صلح در بین ملل هستید ، از شوونیزم دست بردارید، از پندار واهی صاحب خانه بودن دوری گزینید. بدون شما هم ملل ساکن این منطقه به خواسته های خود خواهند رسید.


در این روزها که خطر حمله آمریکا به ” ایران” بیشتر از هر زمان دیگر بگوش میرسد. کوشنده گان راه ایرانیت دچار ولوله شده اند . جبهه ورشکسته ملی ” فارس” کنگره خویش را به نام یکی از منفوترین چهره های شوونیستی ” ورجاوند” میگذارد ، داریوش همایون خواهان پیوستن به احمدی نژاد است. علی کشتگر (کشگر) نگران نابودی دولت مرکزی است.

کشتگر (کشگر) معروف به “علی چتری” از اعضای سابق فدائیان در مقاله ” اولویت ما حفظ ایران است!”* ، نابودی جمهوری اسلامی ایران را فاجعه میدانند . ایشان می نویسند :
“حمله نظامی آمریکا که پیامد سیاستهای تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی است، مهمترین خطری است که انهدام ایران بعنوان یک ملت را در پی خواهد داشت. پیامد حمله نظامی آمریکا به ایران چند پاره شدن کشور و تغییر نقشه جغرافیای سیاسی ایران است. اگر حمله نظامی به ایران صورت گیرد به قصد نابودی جمهوری اسلامی در تمامی حوزه ها و عرصه خواهد بود. حمله نظامی آمریکا به ایران، امنیت و شیرازه کشور را از هم گسیخته و تمامی توان ملی و زیرساختهای آن را در مدت کوتاهی نابود و ایران را به ویرانه ای تبدیل خواهد کرد. در چنین وضعیتی شرایط برای اجرای مقاصد شوم نیروهای تجزیه طلب فراهم خواهد شد و جنگهای قومی ـ قبیله ای و جنگهای داخلی در ایران و منطقه سربرآورده و کل منطقه را به آشوب خواهند کشاند. ”

سیاسیون مملکت ایران خوانده جناب کشتگر (کشگر) و سازمان متبوع او را خوب میشناسند. روسوفیل های که در کوبیدن آیت الله شریعتمداری با ” امام خمینی” همنوا شدند. ایشان از همان سلاله هستند که کلمه لیبرال را معادل آمریکای برای ملاهای ایران معنا نمودند. و در سرکوب حرکت خلق مسلمان آذربایجان فعالتر از خود رژیم خمینی حرکت کردند. اکنون نیز فریاد بر می آورند ، داد و مصیبتا که حمله آمریکا جمهوری اسلامی را در تمامی عرصه ها از بین خواهد برد. چرا ؟ چون ایران تجزیه خواهد شد. عجبا هم و غم ایشان نه کشتار انسانهای بیگناه، بلکه بر هم خوردن جغرافیای سیاسی ضد انسانی ایران و پایان سلطه شوونیزم است . این کدامین ایران است که پاشیده شدن آن بر انسان و حقوق انسانی برتری دارد .

این چه کشوری ایست که با تهاجم یک کشور خارجی از هم می پاشد ، این راز آشکار ریشه اش کجاست؟ مگر نه اینکه معمار ایران کنونی استعمارگر کهنه سال انگلیس است. همان های که از ممالک محروسه قاجار، ایران آریایی تبار را آفریدند و” دولت – ملت” ساختگی ایران را بر پایه فارس محوری به بیان دیگر یک زبان یک ملت را پر و بال دادند ، اگر امروز منافعشان ایجاب کند قادر به هر کاری هستند.

میدانید چرا؟ چون” وحدت ملی” در ایران ساختگی است. گفتمان ” ملت ایران” بر باد است. کانسپت دولت – ملت ایران در عرصه گفتمانی شکست خورده است. اصولا همیشه این ملت ساختگی در ذهن ملل دارای شکاف بوده است ، اگر زور و سرکوب مرکزی نبود اینک نشانی از” ملت – ایران” با تعریف کنونی آن نیز نبود. آخر این چه سری است که هر گاه حکومت مرکزی ضعیف شده ، گریز از مرکز فعال شده است.

آنچه که بدرست یا غلط همزیستی ” طبیعی اقوام ” در ایران نام داشت با پایان ممالک محروسه قاجار دارفانی را وداع گفت. اگر بعد از آن دوران ایرانی بر جا بود ، بر سرکوب و توهم شیعه مذهبی بودن بود.

شما هیچگاه با ما “همزیستی” نکردید، “هم زیستی طبیعی اقوام” از جعلییات فابریکهای آریایی است.

شما ممالک محروسه را “ایران” و در معنای عملی فارستان کردید و عامل زبانی تات و تاجیک را رمز “همبستگی” اعلام نمودید، به این بسنده نکرده بنا را در نفی فرهنگی و کیستی نهادید، تاریخ دروغین ساختید.

شما دلسوختگان ایرانیت در حک حرمت از بزرگترین روحانیت شیعه که تجسم او آیت الله شریعتمداریی بود با خمینی هم آوا شدید. شما که برای فلسطینی ها اشک میریزید ، در مقابل کشتار و نسل کشی در خوجالی توسط جنایتکاران داشناک ارمنی، بدون در نظر گرفتن حساسیت تورکهای آذربایجان به خاک و ملییت خویش، سکوت خائنانه کردید، مگر خاکهای اشغال شده و انسانهای آواره گشته آذربایجانی مسلمان نبودند؟ بر عکس شما سمپاتی خود را نسبیت به جنایکاران داشناکسیون آشکارا بیان نمودید. آیا کانون نویسنده گان شما حاضر است که به اسرائیل سفر کند، اما همین کانون نویسنده گان فارس که نگهبان فکر و فرهنگ شماست بار و بندیل خود را مگر برای سفر معروف به ارمنستان نبسته بود.

شما و دولت شما مگر زبان نیمی از ساکین تورک ” ایران” را نبریدید؟ کدام یک از فرهیختگان فرهنگی شما در مقابل تحقیر ملت تورک ایستاد؟ مگر نه اینکه آبشخور تمامی شما در شعر و ادب پارسی در دشمنی با تورک و عرب بود. شما خود را چند صباحبی با “ساتقون” ها ی از قبیل کسروی ، محمود افشار، تقی زاده، …….مشغول کرده و” آذری” بودن آنها را سلاح کرده و به ترور معنوی ملت تورک دل خوش کردید، تا پروژه ” دولت- ملت” ساختگی محکم شود.

شما خواهان تمیز شدن صفوف اپوزیسیون ایران از نیروهای تجزیه طلب شده اید ، صبخ بخیر آقای علی کشتگر (کشگر) ! قبل از اینکه شما از خواب ناز آریایی و ایران پرستی بیدار شوید؛ هم آن زمان که شما ساعت خود را با زمان تهران کوک میکردید و زبونانه اخبار آذربایجان را بایکوت کرده و موذیانه از فرهنگ و خرده فرهنگ و قوم و قبیله سخن میراندید و فرهنگ ارتجاعی و باستان پرستانه تان را رواج میدادید و فرهنگ سلطه را معیار سنجش خود کرده بودید، نهضت ملی تورک صفوف مستقل خود را سازمان داده بود ، آنان اصولا در کنار امثالی مثل شما بودن را مایه ننگ میدانند.

این یکی از دستاورهای درجه اول و مبارک حرکت ملی آذربایجان است: ” ما شمع مان باید در خانه خودمان بسوزد”. بگذریم که این قصه سر دراز دارد، نمک به حرامی شوونیزیم آریایی تنها یکی از سبب های بیداری ملی بود، چنانکه دیگر هیچ سرباز تورک برای ایرانی که تعریف واقعی آن فارسستان است به جبهه های جنگ نخواهد رفت. دیگر هیچ تورک با شرف عمر خود را در سازمانهای فارسی تلف نخواهد نمود.

اینک تمام فعالین حرکت ملی آذربایجان از همکاری با تمام سازمانهای به اصطلاح سراسری ایران امتناع میکند. هدف حرکت ملی غصب حکومت مرکزی و یا سرنگونی آن نیست. هدف حرکت ملی تحقق حقوق ملی و رها شدن از شر شوونیزم است. شما به سیاق همیشگی نام تجزیه طلبی بر این سیاست می گذارید، ما از آن به عنوان حق طبیعی نام می بریم. حرکت ملی آذربایجان به پیمانهای بین المللی پایبند است، حرکت ملی بر خلاف شما که به روس و انگلیس وابسته بودید ، حرکتی قائم به ذات و مستقل است، تحصیل به زبان مادری اکنون کوچکترین جزء مطالبات ملی ماست. به بیان دیگر کف مطالبات ما را تشکیل میدهد .

ما از شکل و شمایل گربه٫ دیگر به تنگ آمده ایم ، ما از قهرمان بودن برای ایران به زله آمده ایم ، ما دیگر نمیخواهیم ستار خان به تهران رفته و در پارک اتابای گلوله باران شود، ما نمیخواهیم که باکری ها، خیابانی ها، نابدل ها ، دهقانی ها و…..در راه فارسستان ( پرشیا ) فدا شوند و آذربایجان سرش بی کلاه بماند و کرمان و اصفهان و تهران آباد شوند. ما از انتر ناسیونالیزم شما هم خسته شده ایم ، کومونیستهایی که اسم ایران را یدک میکشند در بهترین حالت همانا سوسیال شوونیست ها هستند ؛ ما خواهان حمله آمریکا به سرزمین خود و دیگر سرزمین ها نیستیم ، اما برای ایرانی که تعریفش فارسستان ( پرشیا) است جان خود و فرزندان خود را فدا نخواهیم کرد. این درس تاریخ است.

بیراهه نرویم ذهن” ایرانیت” آلوده است ، دشمنی با عرب و تورک اساس این ذهنییت است. فردوسی ارزانی تان باد.

ایران در نزد فردوسی چیزی ایست میان هرات و خراسان . ایران خود را در همان حوزه بنا کنید ما که بخیل نیستیم مثلث پارسی را با هم زبانان خود ایجاد کنید و دست از سر ما بر دارید.

ما نمی خواهیم که مالیاتهای در آمده از ملل غیر فارس به ترویج زبان فارسی در کشورهای بیگانه صرف شود. این کدامین ایران است که آموزش به زبان مادری من را از من دریغ میکند ، اما از کیسه من برای ترویج زبان تاجیک هزینه میکند.

ما برای این ایران که تورکی را پاس نمیدارد، تره هم خورد نخواهیم کرد ، ما پارلمانتاریزیم را به شما شناساندیم، ما حقوق زنان و سوسیال دمکراسی را به شما شناساندیم، ما برای شما مشروطه آوردیم ، ما در راه ایران خون دادیم اما کلاهمان پس محرکه ماند. تعریف ما از ایران به معنای فارسستان نبود ، شما اما ایران را معادل فارسستان کردید. شما فاشیزم فرهنگی را تا آنجا پیش بردید که کودکان غیر فارس از تورک بودن ویا عرب بودن خود شرم کنند ، اینک ما نمی خواهیم که کودکان ما از تورک بودن خود شرم کنند.

تعبیر وارونه شمایان از حرکت ملی آذربایجان و سرکوب ملت تورک به ما نشان داد که بین حکومت ایران و مخالفین ایران پرست او فرقی نیست ؛ شوونیزم فارس دوشمن واقعی آذربایجان است. ملت تورک آذربایجان خود آینده خود را رقم خواهد زد. دوراندیشی در آن است که دست از شوونیزم بردارید ذهن ملت فارس را بیش از این با آلوده گیهای توهم آریایی مسموم نکنید، ما طرفداری دوستی بین ملل در منطقه هستیم و این دوستی البته که باید متقابل باشد.

اپوزیسیون فارس گرا، اگر میخواهد به جرگه ملل متمدن و دمکرات راه باز کند ، باید که توهم سلطه و افزون خواهی های فرهنگی و سیاسی خود را به کنار نهد و به حدود خود قانع شود. در دنیانی که باد جهانی شدن به عقب مانده ترین کشورها از جمله فارسستان رسیده است با توسل به ایدئولوژی های استعماری نمیتوان سیاست به پیش برد. کمی آینده نگری لازم است . اگر صلح و ثبات و دمکراسی و برپایی حقوق بشر را در منطقه میخواهید باید یک بار هم که شده تابوی ایرانیت را بشکنید . خشک مغزهایی از قبیل ورجاوندها و تئوریسینهای رضا خانی نقشه های شان برباد و ارتجاعی هستند، آنان در درجه اول طاعون نژاد پرستی و جنگ را برای ملت خود به ارمغان می آورند . شما اگر خواهان صلح در بین ملل هستید ، از شوونیزم دست بردارید، از پندار واهی صاحب خانه بودن دوری گزینید. بدون شما هم ملل ساکن این منطقه به خواسته های خود خواهند رسید.

۱۴/۱۰/۲۰۰۷

* اولویت ما حفظ ایران است!

علی کشتگر (کشگر)

محافل جنگ طلب آمریکائی و چلبی های ایران و سازمانهای تجزیه طلب باید بدانند؛ همانگونه که برای تمامی ملتهای جهان حفظ و بقای سرزمینشان اصل اساسی و تعیین کننده منافع ملی آنهاست، برای ملت ایران نیز حفظ و بقای سرزمین ایران مبنای انتخاب راهکارها و تاکتیک ها می باشد. ملت ایران و نیروهای آزادیخواه و دمکرات ایران هر چند سرسختانه در مبارزه با جمهوری اسلامی واپسگرا و ارتجاعی هستند اما حاضر نخواهند شد هستی خود، تاریخ خود، هویت خود، سرزمین خود و بالاخره بود و نبود خود را برای نابودی جمهوری اسلامی آنهم از طریق حمله نظامی بیگانه هزینه کنند.

قلمرو و حوزه سیاست، تلاش در جهت تامین منافع ملی است. کوشش در پاسداری و پیشبرد منافع ملی وظیفه تمامی نیروهایی است که قدم در حوزه سیاست می گذارند.

آزادی ، ترقی، دمکراسی و حقوق بشر، رواداری ، سکولاریسم، حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی اجزاء بهم پیوسته ای از یک نظام ارزشی هستند که راه تامین منافع ملی ما را تشکیل می دهند و به تقویت و تحکیم و ارتقاء آن یاری می رسانند. استقرار و نهادینه کردن این اجزاء و به تمامی و کمال هدفی است که همه نیروهای آزادیخواه و دمکرات، آنها را در دستور کار خود قرار داده اند. استراتژی تمامی نیروهایی که کوشش می کنند ایران را در جایگاه شایسته و درخور در جهان امروز قرار دهند در برگیرنده اهداف فوق می باشد.

هر چند اولویت وجایگاه هر یک از مولفه های فوق در بین نیروهای دمکرات و آزادیخواه ایران با توجه به مرکز ثقل فعالیتهای اجتماعی و رویکرد طبقاتی شان می تواند متفاوت باشد، اما در مجموع پیشبرد هماهنگ و موزون و هم جهت آن ارزشها برای رسیدن به یک جامعه مدرن و مردم سالار مطمئنا مورد تائید وتاکید تمامی آزادیخواهان می باشد.

آنچه در رسیدن به اهداف فوق باید مورد توجه و تاکید ویژه احزاب و سازمانهای دمکرات و شخصیتهای فرهنگی ـ سیاسی کشورمان قرار گیرد، این است که مجموعه ارزشهای فوق که سازنده ایران فردا هستند بر محور اصل اساسیِ حفظ هستی و بقای سرزمین ایران و ملت یکپارچه آن معنا می یابد. ایران بعنوان یک کشور و یک ملت محور این گردونه و موضوعیت دهنده و معنا بخش تلاشهای ما در این راستاست.

اگر کلیت فوق را بعنوان مصالح ملی و خیر عمومی بپذیریم ناچار برای پیشبرد آن باید موانع موجود در راه رسیدن به آن و همچنین مدافعین آن را در عرصه داخلی و خارجی و در میان جامعه ایرانی مشخص نمائیم تا در یاری گیریها و مقابله ها وانتخاب تاکتیک ها و سیاستهای درست دچار اشتباه نشده و راه خطا نرویم. همچنین باید بر حسب شرایط لحظه ها و موقعیت ها اولویت ها را بررسی و بر مبنای آن اولویتها راهکارهای خود را مشخص نمائیم.

ـ جمهوری اسلامی بزرگترین سد و مانع رسیدن به استراتژی فوق می باشد. جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته با سیاستهای بغایت مخرب و ویرانگر داخلی و خارجی خود ـ که نیازی به ذکر آنها نیست ـ بر پیکر ایران و تمامی هستی ملی ما چنان آسیب های اساسی رسانده که اگر از آن مراقبت جدی و صحیح صورت نگیرد، به حتم انهدام ایران بعنوان یک ملت روندی اجتناب ناپذیر خواهد بود.

ـ سازمانهای جدائی طلب یکی دیگر از موانع اصلی بر سر راه ملت ایران در رسیدن به آزادی و دمکراسی و ترقی و توسعه می باشند. این سازمانها با پاره پاره کردن ملت ایران به چند ملت قومی ـ زبانی، طرح شعارفدرالیسم قومی ـ زبانی با هدف اصلی و غایت نهایی تشکیل «دولت های» مستقل، پوشیده در لابلای «حق تعیین سرنوشت» و با سیاست تشویق قدرتهای خارجی به حمله نظامی به ایران، به منظور تسریع اهداف جدایی طلبانه خود، عملا در خدمت جمهوری اسلامی گام برداشته و مبارزه ملت ایران را از مسیر اصلیش منحرف می کنند.

ـ کارگزاران سیاست بیگانگان و چلبی های ایران که خواهان ماهی گرفتن از آب گل آلود به نفع خود هستند و سرنگونی رژیم اسلامی به هر قیمت، حتی به قیمت نابودی ایران بعنوان یک ملت، را در دستور کار خود قرار داده اند مانع دیگری بر سر راه مبارزه ملت ایران هستند. این نیروها بیشتر بصورت ستون پنجم مداخله گران خارجی عمل می نمایند.

ـ برخی محافل منطقه ای خاورمیانه و رژیم های بعضی از کشورهای همسایه، که ایران قدرتمند در منطقه را ضد منافع و بقای خود می دانند، یکی دیگر از آتش بیاران معرکه هستند.

ـ محافل جنگ طلب و نئوکانهای مداخله گر در دولت آمریکا که در پی تحمیل سیاستهای خود در خاورمیانه می باشند، مانعی دیگر در مبارزه ملت ایران با جمهوری اسلامی ایجاد می نمایند. این محافل دست در دست گروه های جدائی طلب با تشویق و تبلیغ حمله نظامی بعنوان تنها راه حل رژیم اسلامی از یکسو و تحریک گسترده گرایشات قومی در منطقه از سوی دیگر، در لحظه کنونی نه تنها بزرگترین تهدید بر علیه هستی ایرانند، بلکه در عمل موجب تضعیف و انحراف مبارزات آزادیخواهان ایران برضد رژيم اسلامی می باشند.

هر چند سازمانهای تجزیه طلب، چلبی های ایرانی در ضدیت و کشمکش با جهموری اسلامی و در جهت سرنگونی رژیم گام برمی دارند اما در نهایت سیاستهای آنها همراه با سیاستهای جمهوری اسلامی در یک مسیر سرازیر و بصورت سیلی ویرانگر، موجب نابودی دستاوردها و تلاش های نیروهای آزادیخواه در مبارزه برای تاسیس آزادی و استقرار دمکراسی می گردند.

محافل جنگ طلب آمریکائی و چلبی های ایران و سازمانهای تجزیه طلب باید بدانند؛ همانگونه که برای تمامی ملتهای جهان حفظ و بقای سرزمینشان اصل اساسی و تعیین کننده منافع ملی آنهاست، برای ملت ایران نیز حفظ و بقای سرزمین ایران مبنای انتخاب راهکارها و تاکتیک ها می باشد. ملت ایران و نیروهای آزادیخواه و دمکرات ایران هر چند سرسختانه در مبارزه با جمهوری اسلامی واپسگرا و ارتجاعی هستند اما حاضر نخواهند شد هستی خود، تاریخ خود، هویت خود، سرزمین خود و بالاخره بود و نبود خود را برای نابودی جمهوری اسلامی آنهم از طریق حمله نظامی بیگانه هزینه کنند.

بر خلاف نیروهای مخرب، نیروهای جنبش مدنی ایران و عناصر آن با از خود گذشتگی و شجاعانه، در سطوح و عرصه های گوناگون، همگام و همصدا در مسیری یگانه همچون امواج خروجشان در حوزه نظر و عمل همه ارزشهای سنتی و عقب مانده رژیم اسلامی و دیگر نیروهای واپسگرا را به چالش کشیده و گفتمان جدیدی را در جامعه ایران و در میان نسل جوان سامان داده اند. از این میان:

ـ جنبش زنان بدون هیچ اما و اگری پیشگام مبارزه با جمهوری اسلامی است. این جنبش پیشرو در سه دهه گذشته به درستی نشان داده که پاشنه آشیل جمهوری اسلامی زنان هستند. زنان با مبارزات مدنی در تمامی حوزه های سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی به حق این پیشگامی را برای جامعه خود به ثبت رسانده اند.

ـ جنبش دانشجوئی بیشترین هزینه را در مبارزات مدنی با جمهوری اسلامی پرداخته و از این بابت پرچمدار مبازره است.

ـ جنبش کارگری در مبارزات صنفی و سیاسی خود در کنار جنبش زنان و جنبش دانشجوئی بار سنگین مبارزه با جمهوری اسلامی را به دوش می کشد.

ـ جنبش های مدنی گروه های قومی در مناطق مختلف ایران یکی دیگر از ستون های اصلی جنبش دمکراسی خواهی و رفع تبعیض در میهنمان می باشند. این جنبش ها کوشش می کنند بر پایه حقوق شهروندی با طرح مطالبات به حق فرهنگی و مدنی قوم های ایران به رشد و شکوفائی و توسعه فرهنگی کشور خدمت کرده و با پافشاری بر حفظ تمامیت ارضی ایران از یکسو و اداره امور محلی به دست شهروندان هر منطقه در جهت رسیدن به اهداف سراسری ملی، یار و یاور جنبش زنان، جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری می باشند.

ـ روشنفکران، هنرمندان و جامعه فرهنگی سکولار با به چالش کشیدن مفاهیم و مبانی فکری و ارزشهای سنتی و جایگزین ساختن مفاهیم و ارزشهای مدرن، در سامان دادن گفتمان جدید و همچنین روشنفکران دینی با قرائت نوین از دین و به چالش کشیدن حکومت دینی و تکیه بر رواداری دینی، یکی دیگر از ستونهای جنبش مدنی را به خود اختصاص داده اند.

ـ سازمانها و نیروهای سیاسی دمکرات ـ سکولار ایران هر چند پراکنده و دور از هم و بعضا هنوز گرفتار در گذشته، اگر نه با تمام توان ولی به هرحال در پی کاروان جنبش مدنی ایران، لنگ لنگان خود را به پیش می کشند.

اولویت ها بر مبنای خطراتی که در لحظه کنونی ایران را تهدید می کند

مهمترین خطری که امروز میهنمان را تهدید می کند سیاستهای تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی است. سیاستهای تسليحاتی اتمی و عدم توجه به حساسیتهای جامعه بين المللی از سوی جمهوری اسلامی، کشور ما را به لبه پرتگاه کشانده است. ادامه سیاستهای نابخردانه جمهوری اسلامی در این زمینه خطر حمله نظامی به کشورمان از سوی آمریکا و متحدانش، را به مرحله عملی نزدیکتر و نزدیکتر کرده است.

حمله نظامی آمریکا که پیامد سیاستهای تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی است، مهمترین خطری است که انهدام ایران بعنوان یک ملت را در پی خواهد داشت. پیامد حمله نظامی آمریکا به ایران چند پاره شدن کشور و تغییر نقشه جغرافیای سیاسی ایران است. اگر حمله نظامی به ایران صورت گیرد به قصد نابودی جمهوری اسلامی در تمامی حوزه ها و عرصه خواهد بود. حمله نظامی آمریکا به ایران، امنیت و شیرازه کشور را از هم گسیخته و تمامی توان ملی و زیرساختهای آن را در مدت کوتاهی نابود و ایران را به ویرانه ای تبدیل خواهد کرد. در چنین وضعیتی شرایط برای اجرای مقاصد شوم نیروهای تجزیه طلب فراهم خواهد شد و جنگهای قومی ـ قبیله ای و جنگهای داخلی در ایران و منطقه سربرآورده و کل منطقه را به آشوب خواهند کشاند.

در چنین شرایط حساس و خطیری برعهده تمامی نیروهای آزادیخواه و دمکرات ایران است که با نگاهی مسولانه اولویتها را مشخص و بر مبنای آن راهکارهای خود را اتخاذ نمایند. یعنی اولویت مقابله با سیاستهای تسلیحاتی اتمی جمهوری اسلامی و حمایت از فشارهای بین المللی بر رژیم اسلامی از طریق تحریمهای اقتصادی و سیاسی از یکسو، و مخالفت روشن و آشکار با حمله نظامی به ایران و جلوگیری از تجزیه ایران و ایزوله کردن تمامی سازمانهای تجزیه طلب از صفوف نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی از سوی دیگر می باشد.

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی

_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار


پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي


گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/3032.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com