- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
رقابت بولدوزرهای اسرائيلی و جرثقيل های رژيم اسلامی در آدمکشی
بای بک، آذربایجان | آراگؤن, ۳-ي خزل آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۵:۱۲ [گ.ؤ] | خبرلر, مقاله
![]() |
. |
بولدزورهای ارتش اسرائيل با جرثقيل های حاکمان اسلامی ايران به رقابت برخاسته اند. هردو رژيم اين ماشين های مکانيکی را که برای آسايش انسان و کاهش زحمت او هنگام ساختن و بازساختن درست شده اند، در خدمت گرفتن جان انسان ها و ويرانگری به کار می گيرند. يکی آدم ها را روی آن به دار می کشد وديگری آدم ها را زير چرخ های آن له ميکند. در حقيقت خانواده راشل کوري، دختر صلح دوست و قهرمان آمريکايی که سربازان اسرائيلی
تاکتيک تبليغاتی اسرائيل برای خنثی کردن اعتراضات بين المللي، برخلاف تصور عموم، فقط مظلوم نمايی و تبليغات دروغين برای مخفی کردن جنايات نيست، يک بازوی ديگر آن بی اعتنايی کامل و به شدت توهين آميز و متکبرانه نسبت به کليه مقامات، نهاد ها و قوانين بين المللی و به مسخره گرفتن آنهاست. يک نمونه روشن را جنيفرلوينشتاين که خود يک فعال يهودی آمريکايي، عليه مظالم اسرائيل در فلسطين است، در سخنرانی اخير خود در کنفرانس سازمان ملل در باره فلسطين يادآوری کرد*. او به قطعنامه(S11940) شورای امنيت در 26 ژانويه 1976 اشاره کرد که بر اساس آن مفاد اساسی قطع نامه 242 سازمان ملل مبنی بر پايان دادن به اشغال 67 مورد تاکيد قرار گرفت. قطعنامه به شيوه معمول توسط آمريکا وتو شد. به گفته لوينشتاين، اسرائيل |
روشنگری. سربازان اسرائيلی در نوار غزه با بولدوزر از روی يک نوجوان 16 ساله فلسطينی عبور کرده و او را به قتل رساندند. در تصويری که فرانس پرس مخابره کرد به خوبی مشخص است که بخشی از شقيقه کودک له شده و زبانش از دهان بيرون زده است. جوان مقتول Mahmud Kayed نام داشت و جنايت روز پنج شنبه 20 سپتامبر و هنگامی صورت گرفت که نوجوانان در اعتراض به حمله مجدد اسرائيل به غزه و ورود تانک های آن به شهر اعتراض کرده وبا پرتاب تنها اسلحه ای که دارند يعنی سنگ، مخالفت و مقاومت خود را به نمايش ميگذاشتند.
بولدزورهای ارتش اسرائيل با جرثقيل های حاکمان اسلامی ايران به رقابت برخاسته اند. هردو رژيم اين ماشين های مکانيکی را که برای آسايش انسان و کاهش زحمت او هنگام ساختن و بازساختن درست شده اند، در خدمت گرفتن جان انسان ها و ويرانگری به کار می گيرند. يکی آدم ها را روی آن به دار می کشد وديگری آدم ها را زير چرخ های آن له ميکند. در حقيقت خانواده راشل کوري، دختر صلح دوست و قهرمان آمريکايی که سربازان اسرائيلی در همين منطقه او را زير چرخ های بولدوزر خود کشتند، از شرکت کاترپيلار که اين ماشين ها را در اختيار اسرائيل قرار ميدهد به دادگاه شکايت کرده اند.
دولت اسرائيل فقط در استفاده غيرانسانی از ماشين های ساختمانی نيست که با رژيم اسلامی حاکم بر ايران رقابت می کند. حوزه های مشترک بين دو رژيم,مکتبی, و ,فرقه ای, و مدعی اجرای احکام کتاب های خدا، فراوان است. يکی از اين حوزه ها، ,اعدام, کودکان و نوجوانان است که به جرات ميتوان گفت اسرائيل در اين رابطه گوی سبقت را از رقيب منطقه ای خود ربوده است.
وقتی از قتل کودکان فلسطينی سخن ميگوييم قبل از هرچيز بايد به خاطر داشته باشيم، نيمی از جمعيت 1.5 ميليونی غزه کودک هستند. يعنی حتی اگر همه بچه کشی های ارتش اسرائيل را کنار بگذاريم و به همان مساله تحريم اکتفا کنيم که علنا با رای مردم فلسطين به حماس ارتباط داده شده، نزديک 800 هزار کودک را که به سن رای دان نرسيده اند، فقط در نوارغزه به خاطر آرای والدين شان گرسنگی داده و زجر کش ميکنند. به عبارت ديگر تحريم در نفس خود ,بچه کشی, است. البته نوار غربی هم هست که فعلا به ,برکت, جنايت در غزه زير سايه قرار گرفته است.
البته قتل کودکان فلسطينی به همين روش تدريجی محدود نيست علاوه بر تحريم و بولدوزر از سلاح گرم هم مداوم استفاده ميشود، حتی وقتی که کودکان سنگ پرانی هم نکرده باشند.
سارا و دو پسر عمويش يحيی و محمود [عکس صفحه اول] از جمله اين کودکان بودند که در 29 اوت يعنی درست در آستانه بازگشايی مدارس در دوم سپتامبر به دست سربازان اسرائيلی , معدوم , شدند. مقامات اسرائيلی به رسانه ها گفتند ارتش اسرائيل يک ,محل موشک پرانی, را شناسايی و سه ,ميليتانت, را ,معدوم, و 13 , ميليتانت, ديگر را دستگير کرده است.
اما مرکز حقوق بشر المزن علاوه بر نام و سن کشته شده ها، اعلام کرد دستگير شده ها نيز غيرنظامی و تعدادی کشاورز و چند کارگر يک کارخانه بودند که اسرائيلی ها تحت پوشش آتش شديد سلاح هايشان وارد آن شدند. در واقع تعدادی از دستگير شده ها هم کودک، حتی 11 ساله، بودند.
ياسمين مور گزارشگر مستقل آمريکايی فلسطينی تبار يک هفته بعد از واقعه، در مورد ,سه ميليتانت معدوم, گزارشی در سايت انتفاضه الکترونيک منتشر کرد. سارا قرار بود کلاس چهارم دبستان را شروع کند و با شوق و ذوق منتظر بازگشايی مدارس در دوم سپتامبر بود. مادرش به زحمت موفق شده بلوز و شلوار جين آبی را که يونيفرم دانش آموزان است، تهيه کند. زيرا پدر به علت تحريم ,جامعه جهانی, و ,تنبيه دسته جمعی, مردم به خاطر ,رای غلط,، حقوق دريافت نمی کند. اما مادر به هرجان کندنی بود در لحظات آخر يونيفرم را تهيه کرده بود. دو پسرعموی 10 و 12 ساله سارا هم همينطور با شوق منتظر بازگشايی مدرسه بودند. اما دو روز مانده به بازگشايی مدارس وقتی سه کودک بزهای شان را نزديک خانه چرا ميدادند و با آنها بازی ميکردند، سربازان اسرائيلی با شليک راکت آنها را ,معدوم, ميکنند.
وقتی پيکر به خون کشيده شده سه کودک دروغ ارتش اسرائيل در رابطه با ميليتانيت بودن قربانيان را افشا ميکند، ارتش اسرائيل به بی بی سی ميگويد:,در آخرين ثانيه معلوم شد آنها بچه ها هستند، ولی برای توقف عمليات دير شده بود.,
ولی اين هم دروغ بود. ارتش اسرائيل گفته بود محل مزبور به اين علت هدف حمله تانک ها و شليک راکت قرار گرفت که مامورين چند مرکز پرتاب موشک قسام را در آنجا شناسايی کرده و هدف گرفته بودند. اما به گفته خانواده کودکان، ماه بود که از اين محل حتی يک موشک هم پرتاب نشده بود و اسرائيلی ها اين را خوب ميدانستند. تازه تانک ها آنقدر نزديک بودند که سربازان سوار بر آن ميتوانستند بخوبی بچه ها ببينند. بعلاوه بالون های سفيد شناسايی اسرائيل هميشه بر فراز محل در پرواز است و سربازان را از مشخصات هرجنبده ای مطلع ميکند.
مادر يحيی گفت: آنها فقط قصد دارند خون مارا بريزند. اين بچه ها گناهی مرتکب نشده بودند. آنها تانک ندارند، آنها راکت ندارند، آنها فقط داشتند با بزها بازی ميکردند.
فقط مادر يحيی نيست که ميداند هدف اسرائيل ريختن خون کودکان فلسطينی است. حالا ديگر فقط خواجه حافظ شيراز نميداند هدف از قبل تعيين شده ی انواع حملات ارتش اسرائيل، شهروندان غيرنظامی است و اسرائيل اين سياست قديمی و 60 ساله را تعقيب ميکند که از طريق قتل و آزار روزمره فلسطينی ها سرزمين هايی را که اکنون کاملا تحت اشغال درآورده، برای فلسطينی ها غيرقابل سکونت هموار کند. از اين روست که اينهمه کودک در ميان قربانيان اسرائيل زياد است، بطوريکه شهرت ارتش بچه کش را برای ارتش اسرائيل به ارمغان آورده است.
استدلال تروريستی برای بچه کشی
بنا برگزارش سازمان های حقوق بشر، محلی که کودکان در آن به قتل رسيدند در جنوب بيت هانون در شمالی ترين نقطه غزه قرار دارد که تنها دو کيلومتر از مرز اسرائيل فاصله دارد و بطور شبانه روزی و کامل تحت کنترل سربازان اسرائيل است. به نوشته ياسمين مور اسرائيل اين منطقه را شخم زده، خانه ها و ساختمان ها را ويران کرده و درختان ليمو را از جا کنده است[ بازهم هنر بولدوزرهای کاترپيلار!]. ياسمين مور خانه کودکان رانيز توصيف کرده است: ويرانه ای که اخيرا آب اشاميدنی و برق را هم به روی آن بسته اند. زندگی مردم در اين ناحيه، زير سايه اشغال به سطح بدوی سقوط کرده، کشت وزرع که اسرائيل راه تجارت را بر آن بسته است، در دور و برخانه ها بيشتر به منظور تامين سبزی و ميوه خود خانواده کاشته ميشد. اما تحريم و قطع آب و سوخت آن را هم تعطيل کرده و اکنون بيشتر خانواده ها به اندک جيره ی بخش فلسطينی نهاد پناهندگی سازمان ملل UNRWA وابسته اند. به عنوان وسيله رفت و آمد هم چيزی به جز چارپا نمانده است.
حالا مدتی است که اسرائيل پرتاب موشک های دست ساز قسام يا وجود حماس را به بهانه کشتار و آزار و حمله نظامی تبديل کرده است. صرفنظر از اينکه بی يا با قسام اين سياست ها تغييری نکرده و قبل از ساختن قسام توسط برخی گروه های اسلام گرا ويا شکل گيری حماس هم اين قصه دردناک به همين صورت ادامه داشت، اما کشتار و آزار کليه آحاد يک ملت به بهانه پرتاب راکت های دست سازی که اغلب آنها در همان حول و حوش مرز سقوط ميکند و توسط عده بسيار معدودی صورت ميگيرد، حتی مضحک تر از دليل بن لادن برای قتل بيش از 3000 شهروند بی گناه به بهانه سياست های دولت آمريکا و مسلما به همان اندازه جنايتکارانه است.
باوجود اين اسرائيل و رسانه های ,خودی , ترجيح ميدهند همين نوع ,استدلال تروريستی, را به صورت ترجيع بند در همه اخبار مربوط به جنايات اسرائيل تکرار کنند. آنها نه فقط پرتاب کنندگان موشک قسام را طوری در کنار يکی از بزرگ ترين و مجهزترين و قوی ترين ارتش های جهان قرار ميدهند که گويی از هماوردی دو ارتش همطراز صحبت ميکنند، بلکه خود را از بن لادن هم کمتر نيازمند می بينند توضيح دهند رابطه آزار و شکنجه و قتل و گرسنگی دادن تمام يک ملت و بچه کشی و بيمار کشی با اقدامات يک گروه که به ادعای خود خط مشی مسلحانه را برگزيده چيست و مضمونا بين اين سياست و تروريسم القاعده چه تفاوتی وجود دارد، به جز البته مقياس بزرگ تر و دير پا تر جنايات اسرائيل.
مساله اين است که نه فقط فلسطينی ها بلکه خود اسرائيل هم با مشکلی روبريند که لاينحل به نظر ميرسد. مگر زمانی که ,تمايز خونی, نقش خود را در اين مناقشه از دست بدهد.
در واقع اگر به لحاظ ماهوی يک تفاوت جدی بين رژيم اسلامی ايران و دولت نژادی اسرائيل وجود داشته باشد اين است که در مورد اولی اگر تمام مردم ايران به اسلام گرايان بی عقل و عقب مانده ای تبديل شوند که گوسفند وار دنبال يک ملا بيفتند و اورا به عنوان چوپان خود قبول داشته باشند، حاکمان اسلامی راضی خواهند بود واين گونه مردم مجنونی را ,خودی, به حساب خواهند آورد. اما مشکل اسرائيل با اين هم حل نمی شود. زيرا اسرائيل:
اولا فلسطينی ها را به شهروندی نمی پذيرد، چون بايد خون يهودی از طريق مادر و پدر در رگ يک ,بيرونی, جاری باشد، تا به عضو ,درونی, تبديل شود.
ثانيا بايد فلسطينی ها را دايما ,جابه جا, کند- از درون اسرائيل به بيرون خط سبز و حالا بيرون ديوار آپارتايد، از يک گوشه سرزمين فلسطين به گوشه ديگر، از سرزمين های فلسطين به کشورهای ديگر…
ثالثابايد تدابيری بينديشد که در هيچ گوشه ای از سرزمين های فلسطينی در اطراف اسرائيل، امکان شکل گيری دولت فلسطينی بوجود نيايد.
همه اينها به خاطر اينکه اولا در يک محدوده ای خون يهودی در اکثريت بماند، ثانيا در اطراف آن محدوده سرزمين هايی غيرقابل سکونت به عنوان حاشيه امن شکل بگيرد، ثالثا بيرون تر از آن حاشيه هم قدرت نظامی دولتی با خون يهودی مسلط باشد.
همه اينها مستلزم بحران سازی های جديدو لشکرکشی ها و سرکوب ها و کشتارها ست. بسياری دولت اسرائيل را با دولت آپارتايد در آفريقای جنوبی همسان ميدانند. اما مشکل دولت نژادی در اسرائيل بدتر از دولت نژادی آفريقای جنوبی است و به همين جهت جنايات و سرکوب های آن به شهادت خود سياستمداران کنونی آفريقای جنوبی از آن کشور هم بدتر است.
پرداخت بدهی با بدهی های قبلی واقعيت اين است که جنايات اسرائيل در فلسطين ,چند لايه ای ,است. مثل شهر پمپئی که چند بار دچار زلزله و آتشفشان شد و در خاک برداری از لايه های سطحي، تازه ويرانی های برجای مانده از حوادث کشف شد، جنايات هردوره اسرائيل را کنار بزنيم، تازه آثار ويرانی دوران پيش از آن نمايان ميشود.
حالا بيش از هرچيز صحبت از محاصره غزه ميرود، گويا نوار غربی رها شده است. اما غزه و ساحل غربی دو بخش يک سرزمين و مردم آن به هم وابسته اند. راه عبور ومرور بستگان برهم بسته شده است، بخشی از مردم ساحل غربی ,غيرخودی, محسوب شده و بر اساس گزارشات مکرر، تجسس و خانه گردي، دستگيری و آزار درساحل غربی هم افزايش يافته است. بنا برگزارش همين هفته سازمان ملل، تعداد موانع عبور و مرور در ساحل غربی در دو ساله اخير 50 درصد افزايش يافته است واين عليرغم آنکه اولمرت هنگام عکس برداری از مراسم ماچ و بوسه با عباس دايم وعده کاهش آنها را ميدهد.
حالا فرض کنيم به دستور کوراتت محاصره اقتصادی غزه و کل فلسطين برداشته شود، تازه با سرزمين هايی روبروئيم که طی 40 سال اشغال بعد از سال 67 و با شيوه های مختلف اشغال و بعد دوباره اشغال ميشوند! و در هرروند جديد اشغال، بخشی از خاک و آب و زمين قابل کشت به سرقت ميرود، بخشی ازمردم جابه جا ميشوند، خاک را به تکه های جدا از هم تقسيم کرده اند، برخی کارخانه ها و تعداد زيادی درخت زيتون و ليمو را از جا کنده اند، موانع عبور و مرور و ايستگاه های بازرسی را ايجاد کرده اند، و زخم های عميق حاصل از کشتار و شکنجه و سرکوب برجای گذارده اند.
کند و کاو زير آوار اين لايه از سرکوب، باز هم 20 سال ديگر ويرانگري،کشتار، تبعيد دسته جمعی را به نمايش ميگذارد و در نتيجه مساله بزرگی آوارگان… در مجموع اينجا سرزمينی است که چندباره و هربار از نو و هربار به شيوه ای وحشيانه تراز گذشته اشغال ميشود و مردمش دوباره و دوباره پناهنده ميشوند. بايد توجه کرد بخش اعظم ساکنان غزه، پناهندگان مجددا پناهنده شده هستند که در پناهگاه ها زندگی ميکنند. بعلاوه اين سياست در مورد آوارگان فلسطينی در خارج سرزمين های آن نيز اعمال ميشود و فلسطينی ها چه ساکن اسرائيل باشند، چه ساکن لبنان يا اردن با حملات مستقيم و غير مستقيم اسرائيل دوباره و دوباره از نو پناهنده شده اند.
تاکتيک معروف اسرائيل، يعنی ,ايجاد واقعيت روی زمين, در واقع به اين معناست که بر عمق جنايت آنقدر می افزايد که هر درخواست دمکراتيک، تنها ميتواند سطح جنايات آن را خراش دهد و عمق آن را دست نخورده بگذارد. به عبارت ديگر هر گونه دمکراتی در مقابل اسراييل و جنايت های آن بايد هميشه ,کم بياورد,.در برابر هر مطالبه از مطالبات بزرگ تر سابق صرفنظر کند و تازه اسرائيل حاضر به پرداخت بدهی جديد از محل بدهی های سابق هم نيست و دوباره ادامه ميدهد تا بدهی جديد بار بياورد و حالا بايد سعی کنيد بدهی جديد را از بدهی قديم کم کنيد و به همين ترتيب. به اين ترتيب جنايت بر جنايت آنقدر انباشت ميشود که تصور ميکنند حساب از دست همه در رفته است و جرج بوش به راحتی ميگويد به مرز 67 که نمی شود برگشت، آوارگان که نميتوانند برگردند، شهرک های اشغالی را که نميتوان برچيد، ديوار که بايد برجای بماند… تازه وقتی که عباس را هم آوردند و به او دستور دادند همه اينها را بپذيرد و او هم بپذيرد، فقط ساده لوحان يا شارلاتان ها باور ميکنند يا ادعا ميکنند باور کرده اند ,مساله حل ميشود, اين قصه با جدايی خون آغاز شده و با جدايی خون ادامه خواهد يافت.
با وجود اين در ميان سياست ورزان و قلمزنان ايرانی کسانی هستند که به بهانه مبارزه با رژيم اسلامی خود را در کنار دولت اسرائيل و جنايات عظيم آن قرار ميدهند. آنها فقط نشان ميدهند چه استعدادی در تاييد جنايات حکومتی دارند که آن را,خودی, بدانند، و نشان ميدهند که مبارزه برای دمکراسي، چقدر نيازمند دوری از آنهاست. در حقيقت بايد خوشحال بود که آنها دست خود را پيش از آنکه دير بشود رو ميکنند.
اما در عين حال متاسفانه آنها با اين کار خود بهترين خدمت را به رژيم اسلامی ايران ميکنند. زيرا تشابه دو رژيم را که درخصلت اشغالگری آن ها و مخالفت با عرف، حقوق و حاکميت اکثريت قاطع ملت تحت اشغال است، از زير نورافکن برميدارند. بعلاوه به اندازه توان خود، مخالفان رژيم را نيروهايی ضد دمکرات، و مخالفت با رژيم را موافقت با اشغال و جنايت و سرکوب از نوع ديگری جلوه ميدهند.
رژيم اسلامی ايران در خدمت دولت نژاد پرست اسرائيل
تاکتيک تبليغاتی اسرائيل برای خنثی کردن اعتراضات بين المللي، برخلاف تصور عموم، فقط مظلوم نمايی و تبليغات دروغين برای مخفی کردن جنايات نيست، يک بازوی ديگر آن بی اعتنايی کامل و به شدت توهين آميز و متکبرانه نسبت به کليه مقامات، نهاد ها و قوانين بين المللی و به مسخره گرفتن آنهاست. يک نمونه روشن را جنيفرلوينشتاين که خود يک فعال يهودی آمريکايي، عليه مظالم اسرائيل در فلسطين است، در سخنرانی اخير خود در کنفرانس سازمان ملل در باره فلسطين يادآوری کرد*. او به قطعنامه(S11940) شورای امنيت در 26 ژانويه 1976 اشاره کرد که بر اساس آن مفاد اساسی قطع نامه 242 سازمان ملل مبنی بر پايان دادن به اشغال 67 مورد تاکيد قرار گرفت. قطعنامه به شيوه معمول توسط آمريکا وتو شد. به گفته لوينشتاين، اسرائيل نه تنها از شرکت در جلسه شورای امنيت که به آن دعوت شده بود سرباز زد، بلکه درست همان روز به بمباران لبنان پرداخت و 50 نفر را کشت. اقدامی که معنای علنی آن سيلی زدن به گوش سازمان ملل و شورای امنيت و دولت های شرکت کننده و ارسال اين پيام به آنها بود که دولت اسرائيل برای سازمان ملل و نهادها و قوانين بين المللی تره هم خورد نمی کند. لوينشتاين هم آن را تقريبا به همين معنا تعبير کرده و روش ,تيپيک , دولت اسرائيل خوانده است.
نمونه ديگر برخورد توهين آميز دولت اسرائيل با رای دادگاه بين المللی مبنی بر غير قانونی بودن ديوارآپارتايد بود که دولتمردان اسرائيل علنا اعلام کردند اين رای ها برای شان پشيزی ارزش ندارد.
دولت اسرائيل بااين سياست متکبرانه در دل ماموران ,خادم صفت, و بی جرات دولت ها و نهادهای بين المللی که به خوبی از جنايات و قانون شکنی های اسرائيل مطلع هستند، هراس افکنده و اين تصور را بوجود می آورد که بالاتر از قانون است و هرکس که با آن در افتد، ور افتد. در حالی که واقعيت اين است که اسرائيل به علت شدت ستم هايی که روا داشته و نارضايی گسترده در اعماق افکار عمومی در اروپا و کشورهای جهان سوم و افکار مترقی آمريکايی ها، به شدت در برابر حقيقت آسيب پذير است. بطوريکه حتی يک اثر هنری در موزه کشوری دورافتاده و کم جمعيت و آرام مثل سوئد سفير آن را چنان دستپاچه و منقلب کرد که مجنون وار به خرابکاری در صحنه دست زده و پليس را به سالن موزه کشاند. فقط يک کتاب جيمی کارتر يا جزوه کوچک دو استاد دانشگاه، دولت اسرائيل و لابی های آن در سراسر جهان را دچار وحشت و تب وتاب کرد.
نارضايی بخش عظيمی از مردم در جهان غرب از سياست های دولت اسرائيل وبيعدالتی جاری در خاورميانه، و خشم مردم از بحران آفرينی های اسرائيل، در آستانه چرخش قرن به روند غالب در افکار عمومی جهان تبديل شده و اسرائيل و مدافعان آن را به شدت در تنگنا قرار داده بود. در اين شرايط دولت اسرائيل به بازوی ديگر سياست تبليغاتی خود يعنی مظلوم نمايی نياز داشت، اما جنايات آشکار اين دولت، و بدتر از آن بی اعتنايی های پی در پی به قوانين بين المللي، جايی برای مظلوم نمايی باقی نگذاشته بود.
در واقع 11 سپتامبر و بيش از آن سياست های رژيم اسلامی ايران به داد اسرائيل رسيدند. دولت اسرائيل مثل اکسير حيات بخش به سخنان احمدی نژاد درمورد هولوکاست و سياست خارجی جمهوری اسلامی و رجزخوانی ها ی دولتمردان رژيم اسلامی نياز داشت. به همين جهت روی آن سرمايه گذاری عظيمی کرد.
البته رژيم اسلامی ايران به منظور تاثير بر افکار عمومی مردم کشورهای خاورميانه و تشديد فشار بر دولت های مستبد عرب و حاميان غربی آنها به اين سياست ها متوسل ميشود. ولی تکيه گاه ديکتاتوری های عربی و دولت اسرائيل هرگز افکار عمومی مردم خاورميانه که به شدت از آنها بی زارند، نبوده، بلکه آنها اساسا بر حمايت دولت های مقتدر غربی اتکاء دارد که در مقابل افکار عمومی خود پاسخگو هستند.
رژيم اسلامی در انحراف توجه افکار عمومی غرب از مساله فلسطين و جنايات اسرائيل نقش تعيين کننده ای بازی کرده و در اين رابطه بيشترين خدمت را به اسرائيل کرده و بزرگ ترين ضربه را به جنبش جهانی دفاع از آزادی در خاورميانه و بويژه فلسطين زده است.
اين مساله ای است که در مبارزات ضد جنگ در خبابان های کشورهای غربی اهميت زيادی دارد. فعالين ايرانی بهترين نيرويی هستند که ميتوانند افکار فعالين صلح در سراسر جهان و بويژه مدافعان حقوق مردم فلسطين را به اين واقعيت جلب کنند و صفوف مبارزه برای دمکراسی درجهان را حول خواسته های سکولار و دمکراتيک و عليه دو رژيم مذهبی و نژادی وفرقه ای خاورميانه متحد نگاه دارند.
*مقاله جنيفر لوينشتاين
[1] www.counterpun…
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/2772.azr
یازینین اینترنت آدرسی
یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.counterpun…: http://www.counterpunch.org/loewenstein09222007.html
گوروش کاپانیبدی