- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

یاشاسین آذربایجان - Long live Azerbaijan

خلا‌صه‌اي از جديدترين كتاب نوام چامسكي : مداخلات

بای بک، آذربایجان | سؤتگؤن, ۱۸-ي زومار آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۳:۵۳ | خبرلر, فارسجا, مقاله

. در خاورميانهِ سرشار از انرژي، تنها دو كشور هستند كه از برآوردن تقاضاهاي بنيادي واشنگتن سرپيچي مي‌ كنند: ايران و سوريه. بنابراين، هر دو اين كشورها دشمن، و در حال حاضر ايران دشمن اصلي‌تر، محسوب مي‌شوند.

براي ايالا‌ت متحده، مسئله اصلي در خاورميانه در گذشته و حال، كنترل موثر منابع انرژي بي‌نظير آن است. داشتن دسترسي، مسئله درجه دوم است. همينكه نفت بر روي دريا باشد، به هر جايي مي‌تواند برود. (در واشنگتن) كنترل را به عنوان ابزار سلطه جهاني مي‌شناسند.

از سر يك تصادف جغرافيايي، منابع اصلي نفت جهان عمدتاً در مناطق شيعه‌نشين خاورميانه قرار دارند، يعني جنوب عراق، مناطق همسايه در عربستان سعودي و ايران، كه داراي ذخاير عمده‌ اي از گاز طبيعي نيز مي‌باشند.

در عين حال، واشنگتن ممكن است بكوشد تا ايران را از درون بي‌ثبات سازد. تركيب قومي در ايران پيچيده است؛ بخش بزرگي از جمعيت، غير پارسي هستند. تمايلات تجزيه طلبانه وجود دارد و احتمال مي‌رود‌كه واشنگتن درصدد شعله‌ور ساختن اين تمايلات،‌براي مثال در خوزستان، جايي كه نفت ايران در آن متمركز است، ومنطقه‌اي عمدتاً عرب و نه پارسي است، باشد.



تعجب انگيز نيست كه آثار سياسي نوام چامسكي كه يكي از معتبرترين انديشمندان و مبارزان سياسي در آمريكاست، در مطبوعات و رسانه‌هاي اين كشور منتشر نمي‌شود، اما تعجب انگيز است كه در چند سال اخير سنديكاي نيويورك تايمز ‌‌‌‌‌(New York Times Syndicate)‌ دست به انتشار مقالات كوتاه- حدود 1000 كلمه‌اي- چامسكي (op-eds) زده كه خود نيويورك تايمز يعني قدرتمندترين و با نفوذترين روزنامه در آمريكا، حتي دستي به آن مقالات نزده است. با و جود انتشار وسيع در سطح بين المللي، اين مقالات اگر در مطبوعات آمريكا ديده شده باشد بسيار به ندرت بوده. “مداخلات”، جديدترين كتاب چامسكي، مجموعه‌اي از اين مقالات است كه توسط انتشارات سيتي لايت بوكز، به عنوان بخشي از سري كتابهاي ‌‌‌Open Media Books‌ كه در مخالفت با جنگ اول خليج فارس به جريان افتادند، منتشر گرديده.

در اينجا توجه خوانندگان گرامي را به پاسخ‌هاي نوام چامسكي به سوالات مجله اينترنتي ‌‌Z-Net‌ در مورد اين كتاب جلب مي‌كنيم.

1- مي‌توانيد لطفاً براي ما بگوييد كه كتاب جديد شما به نام “مداخلات”، درباره چيست؟ چه چيزي را سعي دارد در ميان بگذارد؟

دست و پنجه نرم كردن با مشكلا‌ت براي رسيدن به هدف، براي من لذتبخش است. نوام چامسكي: اين كتاب مجموعه اي است از مقالات كوتاه نوشته شده براي مطـبوعات ‌‌(op-eds) كه توسط سنديكاي نيويورك تايمز در سطح جهان توزيع شده.اين مقالات طي چندين سال گذشته نوشته شده و به رويدادهاي اصلي مي‌ پردازند؛ سعي بر آن بوده كه تحليل و پيشينه‌ اي ارائه شود كه از نظر من بجا و آگاهي بخش بوده، ومعمولا‌ً از زاويه‌اي هستند متفاوت از آنچه در تحليل‌هاي نشريات اصلي رايج است.

2- آيا مي‌توانيد درباره نوشتن اين كتاب براي ما توضيح دهيد؟ محتواي آن از كجا مي‌آيد؟ چه عاملي سبب انتشار كتاب شد؟

نوام چامسكي:ايده مقالات مخصوص مطبوعات ‌‌‌(op-eds) از جان استيك ني، اديتور اين سنديكا بود. شيوه تهيه مقالا‌ت كوتاه ويژه مطبوعات ‌‌‌(op-eds)‌ براي من چندان طبيعي نيست. اين چارچوب مستلزم استنادات اندك است. اگر بخواهي در قالب مفروضات رايج، از جمله اينكه به راحتي تكذيب شود، عمل كني مشكلي نخواهد بود، اما اگركسي اين مفروضات را قبول نداشته باشد، آنگاه اين مشكلي جدي است، به همين خاطر است كه خوانندگان مي‌توانند به درستي بپرسند كه چرا اين مقالا‌ت رد مي‌شوند؟ بدين ترتيب،‌اگركسي بنويسد كه ايران كشوري متجاوز است يا موضع حماس نادرست است يا ايالا‌ت متحده براي متوقف كردن نسل كشي قومي اقدام به بمباران صربستان كرد، سندي براي آن نياز نيست، زيرا اينها دكترين‌هايي هستند كه ما مي‌توانستيم به درستي آنها را خط مشي‌هاي حزبي بناميم.

اين گفته‌ها بارها و بارها تكرار مي‌شوند، و بسيار نادر خواهد بود كه مورد سوال قرار بگيرند، پس چرا نبايد آنها را باور كرد؟ اما فرض كنيد كسي حقيقت را بگويد. براي مثال، بگويد كه اين آمريكاست، نه ايران، كه كشوري متجاوز است؛ مواضع حماس، هر چقدر هم نادرست باشد، به اندازه مواضع آمريكا يا اسرائيل تند و افراطي نيست؛ بمباران صربستان عامل پاكسازي قومي، و نه پيامد آن، بود، و عاملي طرح ريزي شده بود، و ما از بالا‌ترين سطوح دولت كلينتون مطلع مي‌شويم كه اين بمباران به خاطر نگراني نسبت به سرنوشت آلبانيايي‌هاي كوزو انجام نشد، بلكه به خاطر اين صورت گرفت كه صربستان اصلا‌حات اجتماعي- اقتصادي درخواست شده توسط دولت كلينتون را انجام نمي‌داد. و به همين ترتيب، به شكلي بي‌پايان مي‌توان ادامه داد. كسي كه چنين نظراتي را مي‌خواند، منطقي است كه خواهان مدارك و شواهد كافي شود، كه البته واقعاً امكانپذير نيست كه در چارچوب محدود چنين مقالا‌تي ارائه گرددو به همين دليل، من هميشه نگارش مقالا‌ت كوتاه براي مطبوعات را مشكل يافته‌ام.

جان استيكني اين مشكل را براي من حل كرد، بدين شكل كه مطالب را اغلب از بين گفت و گوها و مصاحبه‌هاي من انتخاب و آنها را در يك چارچوب مناسب قرار داد. سپس ما به كار بررسي و اديت، و جرح وتعديل، و تهيه منابع و غيره براي آنها پرداختيم. نتيجه كار، مقالا‌ت كوتاهي است در مورد سري اي از موضوعات مهم كه در اين كتاب گرد هم آمده اند.

3- به اين كتاب چه اميدي داريد؟ فكر مي‌كنيد از نظر سياسي چه سهمي ايفا كند، چه چيزي را حاصل كند؟ با توجه به سعي و انگيزه‌اي كه براي كتاب داريد، موفقيت (يك كتاب) را در چه مي دانيد؟
توام چامسكي:اميدوارم كه اين مقالات، خوانندگان را تشويق كند كه به شيوه‌اي متفاوت با دكترين هاي رايج به جهان نگاه كنند، و خود دريابند كه آيا به توضيحات اصلاحي جدي نياز هست، و آيا ايده ها و اطلاعات با ارزشي را براي پيگيري در اختيار خوانندگان مي گذارند يا خير. دامنه موفقيت تا آن جايي است كه به اين موارد جواب دهد.

Chomsky: There Will Be a Cold War Between Iran and the U.S.
By Noam Chomsky, City Lights. Posted July 30, 2007.

آنچه در زيرمي‌خوانيد، خلاصه‌اي است از كتاب جديد نوام جامسكي به نام “مداخلات”

(Interventions) كه توسط موسسه انتشاراتي ‌‌‌City Lights Books‌ منتشرشده. خلاصه پيوست در مجله ‌‌Z Magazine‌ منتشر گرديده و هفته نامه سلام تورنتو با كسب اجازه انتشار، نسبت به چاپ آن اقدام مي‌كند.

در خاورميانهِ سرشار از انرژي، تنها دو كشور هستند كه از برآوردن تقاضاهاي بنيادي واشنگتن سرپيچي مي‌ كنند: ايران و سوريه. بنابراين، هر دو اين كشورها دشمن، و در حال حاضر ايران دشمن اصلي‌تر، محسوب مي‌شوند.

همانطور كه در دوران جنگ سرد مرسوم بود، توسل به خشونت، آنهم اغلب به مهمترين بهانه‌ها، به طور معمول به عنوان عكس‌العملي در مقابل نفوذ مهلك دشمن اصلي توجيه مي‌شود.
بنابراين تعجبي نيست كه همزمان با اينكه بوش نيروهاي بيشري به عراق مي‌فرستد، داستانهايي در مورد دخالت ايران در امور داخلي عراق - كشوري كه در غير اينصورت، به موجب اين فرضيه نهاني كه واشنگتن جهان را مي‌گرداند، آزاد از هر گونه دخالت خارجي مي‌بود- بر سر زبانها مي‌افتد.

هنيتي كه اينك در واشنگتن حاكم است، ذهنيتي شبيه دوران جنگ سرد است كه در آن، تهران راس به اصطلا‌ح هلا‌ل شيعه شناخته مي‌شود، هلا‌لي كه از ايران شروع شده و از طريق شيعيان جنوب عراق و سوريه تا حزب الله در لبنان امتداد مي‌يابد. و باز هم تعجبي نيست كه “تشديد نيرو” ‌‌(Surge)‌ در عراق و اوج گرفتن تهديدات و اتهامات عليه ايران، با تمايل نشان دادن اكراه‌آميز نسبت به شركت در كنفرانس قدرت‌هاي منطقه كه دستوركار آن محدود به عراق- و واضح‌تر بگوييم دستيابي به هدف‌هاي آمريكا در عراق- است، همراه مي‌شود.

مي‌توان مسلم دانست كه هدف از نشان دادن اين ميل بي‌رمق نسبت به ديپلماسي، كاستن از ميزان نگراني‌هاي رو به افزايش و خشمي است كه تجاوزطلبي شدت يافته واشنگتن، با قرار دادن نيروها در وضعيت حمله به ايران و تحريك كردن‌ها و تهديدات روزمره، ايجاد كرده است.

براي ايالا‌ت متحده، مسئله اصلي در خاورميانه در گذشته و حال، كنترل موثر منابع انرژي بي‌نظير آن است. داشتن دسترسي، مسئله درجه دوم است. همينكه نفت بر روي دريا باشد، به هر جايي مي‌تواند برود. (در واشنگتن) كنترل را به عنوان ابزار سلطه جهاني مي‌شناسند.

نفوذ ايران در “هلا‌ل”، هماورد طلبي در مقابل كنترل آمريكاست. از سر يك تصادف جغرافيايي، منابع اصلي نفت جهان عمدتاً در مناطق شيعه‌نشين خاورميانه قرار دارند، يعني جنوب عراق، مناطق همسايه در عربستان سعودي و ايران، كه داراي ذخاير عمده‌ اي از گاز طبيعي نيز مي‌باشند.

بدترين كابوس واشنگتن اين است كه يك وحدت نيمه بندي از شيعيان، مستقل از آمريكا، كنترل بخش عمده نفت جهان را به دست گيرد.

چنين اتحادي اگر پا بگيرد، ممكن است حتي به شبكه امنيت انرژي آسيا و سازمان همكاريهاي شانگهاي ‌‌(SCO)‌، مستقر در چين، بپيوندد. ايران كه پيشاپيش كرسي ناظر را در اين سازمان به دست آورده، قرار است به عنوان عضو اين سازمان پذيرفته شود. روزنامه ساوت چاينا مورنينگ پست چاپ هنگ كنگ در ماه جون 2006 گزارش داد كه:
“در حالي كه كشورش بر سر برنامه هسته‌اي خود با انتقاد مواجه است، محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران وقتي در اجلاس سالانه سازمان همكاريهاي شانگهاي از اين گروه خواست كه عليه كشورهاي ديگر متحد شوند، همه نگاه‌ها را متوجه خود كرد.” در همين حال نهضت غير متعهدها بر “حق انكار نشدني” ايران براي پيگيري اين برنامه‌ها مهر تاييد نهاد، و سازمان همكاريهاي شانگهاي (كه شامل كشورهاي آسياي مركزي نيز مي‌باشد) از ايالات متحده خواست كه براي خارج كردن تاسيسات نظامي خود از كشورهاي عضو اين سازمان، يك ضرب الاجل مشخص كند.

اگر برنامه‌ريزان بوش چنين كاري بكنند، به طور جدي موقعيت قدرت آمريكا در جهان را تضعيف خواهند كرد. از نظر واشنگتن، گناه اصلي ايران مبارزه‌طلبي آن بوده است كه ريشه آن به سرنگوني شاه در سال 1979 و بحران گروگان‌گيري در سفارت آمريكا باز مي‌گردد. نقش شوم آمريكا در ايران در سالهاي قبل از آن، از تاريخ حذف شده است.

براي تلافي اين مبارزه‌طلبي ايران، واشنگتن به سرعت به حمايت از تجاوز صدام حسين عليه ايران روي آورد، تجاوزي كه صدها هزار قرباني و كشوري ويران به جا گذاشت. آنگاه نوبت تحريم‌هاي جنايت كارانه،و سپس در دوران بوش، رد تلاش‌هاي ديپلماتيك ايران در جهت افزايش تهديدات حمله مستقيم رسيد.

در جولاي گذشته (2006)، اسرائيل به لبنان تجاوز كرد، كه پنجمين تجاوز از سال 1978 بود. مثل گذشته، حمايت ايالات متحده براي اين تجاوز يك فاكتور تعيين كننده بود، بهانه‌ها به سرعت نقش برآب مي‌شود، و تبعاتي بسيار جدي نصيب مردم لبنان مي‌شود. از جمله دلايل تجاوز آمريكا- اسرائيل اين است كه موشك‌هاي حزب‌الله مي‌توانند نقش بازدارنده‌اي در مقابل حمله احتمالي آمريكا- اسرائيل به ايران ايفا كنند.

به گمان من، با وجود دندان تيز نشان دادن‌ها، بعيد خواهد بود كه دولت بوش به ايران حمله كند. دنيا به شدت مخالف اين حمله است. هفتاد و پنج درصد مردم آمريكا، ديپلماسي را بر تهديد نظامي عليه ايران ترجيح مي‌دهند، و همانطور كه قبلاً آشكار شده، آمريكايي‌ها و ايراني‌ها در سطح گسترده‌اي بر سر مسائل هسته‌اي با هم اتفاق نظر دارند.

نظرسنجي به عمل آمده توسط ‌‌‌Terror Free Tomorrow‌ نشان مي‌دهد كه “با وجود دشمني عميق تاريخي ميان جمعيت شيعه ايراني و جمعيت‌هاي عمدتاً سني همسايگان عرب، ترك و پاكستاني اش، بيشترين درصد مردمان اين كشورها قبول يك ايران مجهز به سلاح هسته‌اي را به هرگونه حمله نظامي آمريكا ترجيح مي‌دهند.” به نظر ميرسد كه كاميونيتي نظامي و اطلاعاتي آمريكا نيز با حمله مخالف است.

ايران نمي‌تواند در مقابل حمله آمريكا از خود دفاع كند، اما مي‌تواند به شيوه‌هاي ديگري واكنش نشان دهد، نظير برانگيختن هرج و مرج بيشتر در عراق. بعضي‌ها هشدارهايي به مراتب هولناكتر مي‌دهند؛ نظير مورخ نظامي و سرشناس بريتانيايي، كورلي بارنت كه مي‌نويسد: “حمله عليه ايران، به طور جدي سبب شروع جنگ جهاني سوم خواهدشد.”

دولت بوش تقريباً به هرجا پرداخته، فجايع به بار آورده، از نيو اورلئان پس از طوفان كاترينا تا عراق. اين دولت از فرط بيچارگي براي آنكه شايد چيزي براي خود نجات دهد، ممكن است دست به قماري فاجعه‌آميز بزند.

در عين حال، واشنگتن ممكن است بكوشد تا ايران را از درون بي‌ثبات سازد. تركيب قومي در ايران پيچيده است؛ بخش بزرگي از جمعيت، غير پارسي هستند. تمايلات تجزيه طلبانه وجود دارد و احتمال مي‌رود‌كه واشنگتن درصدد شعله‌ور ساختن اين تمايلات،‌براي مثال در خوزستان، جايي كه نفت ايران در آن متمركز است، ومنطقه‌اي عمدتاً عرب و نه پارسي است، باشد.

دامن زدن به تهديدات همچنين سبب ايجاد فشار بر ديگران مي‌شود تا براي خفه كردن ايران از جهت اقتصادي، به تلاش‌هاي آمريكا بپيوندند، سياستي كه موفقيت آن در اروپا قابل پيش‌بيني است. از پيامدهاي ديگري كه قابل پيش‌بيني است، از مفروضاتي است كه روي آن حساب شده، واداشتن رهبري ايران به خشونت و فشار هر چه ممكن است،تا سبب برانگيختن هرج و مرج و شايد هم مقاومت شده و در عين حال تلاش‌ هاي اصلاح‌طلبان پر جرات ايراني را كه به شدت با تاكتيك‌هاي واشنگتن مخالفند، تضعيف نمايد.

اين نيز ضرورت دارد كه رهبري را به ديو مبدل كرد. در غرب، هر بيانيه سركشانه‌اي از سوي رئيس جمهور ايران محمود احمدي‌نژاد، بلافاصله، باترجمه‌هاي مشكوك، در قالب اخبار اصلي پخش مي‌شود. اما همانطور كه به خوبي معلوم است، احمدي نژاد كنترلي بر سياست خارجي، كه در دست مقام بالاتر او، رهبر اول آيت الله علي خامنه‌اي است، ندارد.

رسانه ‌هاي ايالات متحده سعي مي‌كنند بيانيه‌هاي خامنه‌اي را ناديده بگيرند، بخصوص اگر آشتي‌جويانه باشند.

براي مثال، وقتي احمدي‌نژاد مي‌گويد كه اسرائيل نبايد وجود داشته باشد، به نحو گسترده‌اي آن را منتشر مي‌كنند، اما وقتي خامنه‌اي مي‌گويد كه ايران “بر سر مهمترين مسئله اسلامي- ايراني، مشخصاً مسئله فلسطين، با كشورهاي عربي نظر مشتركي دارد”، كه به نظر چنين معنا مي‌دهد كه ايران موضع اتحاديه عرب يعني: عادي‌سازي كامل روابط با اسرائيل در قالب ديدگاه بين المللي مربوط به ايجاد دو كشور را كه آمريكا و اسرائيل تقريباً به تنهايي در مقابل آن مقاومت مي‌كنند مي‌پذيرد، سكوت مي‌كنند. تجاوز ايالات متحده به عراق، عملاً به ايران فهماند كه به فكر راه بازدارندگي هسته‌اي باشد.

مورخ نظامي اسرائيلي مارتين ون كره‌ولد مي‌نويسد بعد از تجاوز ايالات متحده به عراق، “ايراني‌ها ديوانه بايد باشند اگر به فكر ساخت سلاح هسته‌اي نيفتند.”

پيام تجاوز آمريكا، بلند و روشن، اين بود كه اگر هدفي بي‌دفاع باشد، آمريكا به ميل خود به آن حمله خواهد كرد. اينك ايران توسط نيروهاي نظامي آمريكا در افغانستان، عراق، تركيه و خيلج‌ فارس محاصره شده وپاكستان مجهز به سلاح هسته‌اي و بخصوص اسرائيل مجهز به سلاح هسته‌اي كه به خاطر حمايت آمريكا ابر قدرت منطقه است، در نزديكي آن قرار دارند.

همانگونه كه قبلاً مورد بررسي قرار گرفته، تلاش‌هاي ايران براي مذاكره بر سر مسائل باقيمانده، از سوي واشنگتن رد شده، و توافق ايران- اتحاديه اروپا ظاهراً به خاطر خودداري واشنگتن از پس گرفتن تهديد خود به حمله، كنار گذاشته شد.

تمايل جدي براي پيشگيري از توليد سلاح هسته‌اي در ايران- و بالا گرفتن تنش‌هاي جنگ گونه در منطقه- واشنگتن را به آنجا هدايت خواهد كرد كه در جهت خواست افكار عمومي در آمريكا، ايران، كشورهاي همسايه وعملاً تمامي جهان، توافق اتحاديه اروپا را به كار بندد، با مذاكرات جدي موافقت كند و براي وارد ساختن ايران به سيستم اقتصاد بين المللي، همراه با ديگران دست به كار شود.salamtoronto

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/2581.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com