- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

یاشاسین آذربایجان - Long live Azerbaijan

توهين يا دفاع؟ خانم لیلا صحت, مردان تبريز شرم آور نيستند

بای بک، آذربایجان | دوزگؤن, ۵-ي زومار آی , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۶:۱۹ | بای بک, فارسجا, مقاله

. از اين نويسنده قبلا نيز در خصوص آذربايجان خوانده ام. گزارشي مغرضانه و سراسر تحريف از تظاهرات تبريز در خرداد ۱۳۸۶ از قلم شما منتشر شده است که در همان نخستين روزهاي انتشار موجب اعتراض ما شد. هر کس به راحتي ميتواند با ديدن فيلمهاي مربوط به آن روزها٫ نوشته گزارشي شما به عنوان يک شاهد عيني را کاملا دروغ و منحرف کننده بيابد. ميگوئيد نه؟ عکس و فيلم ويديوئي ميخواهيد برايتان ارسال کنم؟ هنوز شعار تحريف شده توسط خانم ليلا صحت در انديشه ام زنگ ميزند که با رندي تمام سعي در دفاع از نظريه آذري کسرويها داشته اند! بيز اولماغا حاضيروخ آذري سربازيوخ. خانم صحت٫ براي اطلاع دوستارانتان (چرا که خود به خوبي ميدانيد) بايد بگويم شعار بدينگونه است: بيز اولماغا حاضيروخ بابکين سربازيوخ

همين که خانم غلامي به لهجه شيرين تبريزي! فارسي صحبت ميکند! نشانگر وجود استعمار و استثمار نه تنها زنان٫ که مردان و کودکان ما است. چرا بايد امثال شهناز غلاميها به زباني غير از زبان مادري خود سخن بگويند؟ شما ميدانيد که دفاع از حقوق با استفاده از زباني بيگانه تا چه حد مشکل ساز و نارسا است؟ آيا در اينمورد ايده اي داريد و آيا مبارزه تان شامل اينگونه موارد نيز ميشود؟ آيا تا به حال به همکاران زن غير فارس زبانتان گفته ايد که اولين حقوق شما (چه زن و چه مرد) آموزش به زبان مادريتان ميباشد؟



بيش از ۵ روز است که از شهناز غلامي و تنهاترين دخترش خبري در دست نيست. عداه اي ميگويند دستگير شده اند و عده اي ميگويند از ترس ماموران دولتي مخفي شده اند! ماموراني که نه به دادگاهي و نه به حکمي مسلحند!

آذربايجان هر صبح را با خبر جديدي از دستگيري٫ شکنجه و احضار مردان و زنان خود آغاز ميکند. اين آغازها پاياني بس سهمگين در مقابل شوونيسم خواهند داشت.

صداي مبارزات حق طلبانه آذربايجان به لايه هاي بالاي دستگاه شوونيسم نيز رسيده است. براي همين است که شاهد سرکوب شديد فعالانمان هستيم. براي همين است که صداي ملل ديگر نيز رسا تر شده است چون از همصدايشان آذربايجان است. آذربايجاني که تاريخ منطقه را نوشته و در حال نوشتني دوباره است.

زن و مرد٫ پير و جوان در شکنجه گاههاي شوونيسم تا حد مرگ آزار ميشودن تا اعتراف کنند که در اشتباهند! ولي آيا٫ منسوب بودن به ملتي بزرگ کار اشتباهي است؟ اگر اشتباه است پس همه آذربايجانيان مجرم هستند٫ چه زن و چه مرد.

در نوشته اي که براي دفاع و جانبداري از فعال زن سياسي تبريزي نوشته شده٫* ناخودآگاه به توهيني نهفته برخورد کردم. توهيني که لبه تيز آن نه نظام ديني٫ نه سيستم شوونيستي و نه سالها تحقير را! بلکه موجوديت افتخار آميز تبريز و مبارزات حق طلبانه مردان آن را هدف گرفته است.

هرگز نيمه خالي ليوان را نديده ام. اشتباهات٫ غرضها و نقشه هاي نفهته در کلمات فکر مرا به خود مشغول ميکنند. نميخواهم عده اي با اعتقاد به نيمه کلمه اي از يک جمله صرفنظر کنند. آرزو دارم زنان براي گرفتن حقوق خود (از چه کساني؟) از مردان ديو نسازند. بخصوص از مرداني که قدرت تصميم گيري براي خود ندارند چه برسد براي زناني که به اشتباه مال آنها ناميده ميشوند!

خانم ليلا صحت نويسنده اين دردنامه٫ يارينامه يا دفاعيه ميباشند. از اين نويسنده قبلا نيز در خصوص آذربايجان خوانده ام. گزارشي مغرضانه و سراسر تحريف از تظاهرات تبريز در خرداد ۱۳۸۶** از قلم شما منتشر شده است که در همان نخستين روزهاي انتشار موجب اعتراض ما شد. هر کس به راحتي ميتواند با ديدن فيلمهاي مربوط به آن روزها٫ نوشته گزارشي شما به عنوان يک شاهد عيني را کاملا دروغ و منحرف کننده بيابد. ميگوئيد نه؟ عکس و فيلم ويديوئي ميخواهيد برايتان ارسال کنم؟ هنوز شعار تحريف شده توسط خانم ليلا صحت در انديشه ام زنگ ميزند که با رندي تمام سعي در دفاع از نظريه آذري کسرويها داشته اند! بيز اولماغا حاضيروخ آذري سربازيوخ. خانم صحت٫ براي اطلاع دوستارانتان (چرا که خود به خوبي ميدانيد) بايد بگويم شعار بدينگونه است: بيز اولماغا حاضيروخ بابکين سربازيوخ

بايد از نويسنده آن نوشته دلسوزانه براي خانم غلامي پرسيد: خانم صحت٫ شما چگونه از مردان تبريز شرم داريد در حالي که نخستين بار همين مردان بودند که حق راي زنان را به رسميت شناخته و خود باني نخستين مجلسي بودند که در آن زن و مرد يکسان بودند؟

خانم صحت٫ شما به بيراهه رفته ايد٫ اگر قصد انتقاد داريد. تبريز شهري است که سياسيترين زنان منطقه را پرورده است. اين مردان و زنان تبريز بوده اند که دوشادوش هم ايران امروزي شما را حفظ کرده اند. اگر شرمي است٫ بر شوونيسم فارس و سلاح مذهبيش بايد.

شهناز غلامي اسير بندهاي بيگانگان است. زادگاه وي آذربايجان به هيچ وجه او را در قفس نيانداخته و نخواهد انداخت. در سرزميني که نفس کشيدن نيز بايد به تائيد بيگانگان باشد! آيا مردان آن خواهند توانست خودي از خود نشان دهند؟ زنانش چه؟

بهتر است در مقام دفاع از همکارانتان به سابقه و فرهنگ واقعي مردمش نيز واقف بوده و به آن احترام قائل شويد. همه مردان آذربايجان دشمن زنان نيستند. مرداني که در اسلام شوونيستي غرق شده اند شايد٫ ولي تبريز! هرگز!

شهر اولينها در مقابل پيشرفت زنان نايستاده و نخواهد ايستاد. شهر اولينهايي که مدرنيته را به منطقه هديه کرده است و موج آزاديخواهي هميشه از قلب آن رهسپار اقصي نقاط کشوري به نام ايران شده است٫ چگونه ميتواند بند بر زنان ببندد؟

خانم غلامي و دختر و مادرش نياز به همدردي و کمک دارند. نه تنها سلامت آنها٫ بلکه سلامت زادگاه و هويت آنها مد نظر بايد باشند. آيا شما به غير از معرفي زني که در چنگال مردان بد سيرت تبريز به کار مشقت بار پرداخته است کار ديگري کرده ايد؟ آيا ظاهري ددمنش از تبريز و مردانش ساختن مبارزه اي است براي تامين حقوق پايمال شده زنان؟

نه خير خانم ليلا صحت٫ تبريز خود گرفتار شوونيسمي است که شيعه فارس شده را به عنوان يکي از حربه هايش در دست دارد.

من به عنوان يک تورک٫ به عنوان يک آذربايجاني اهل تبريز و به عنوان يک مرد داراي همسر و فرزند٫ به صراحت اعلام ميکنم که توصيف شما از تبريز مغرضانه است٫ دفاع شما از خانم غلامي جهت دار است.

تبريز هرگز در مقابل زنان نايستاده است٫ اگر بودند و هستند! آنهايي هستند که افکارشان آذربايجاني نيست. هستند در همه جا٫ ولي در تبريز! شايد کمتر. شايد نه٫ مطمئنم که در تبريز اينگونه افراد کم هستند. شما اقليت را پايه شناساندن اکثريت قرار ندهيد. مردان و زنان پوسيده مغز ايراني را به حساب آزاد مردان و شيرزنان آذربايجاني نگذاريد.

اپوزيسيون يا غير٫ هر کدام به نوعي در مقابل هويت امثال خانم غلامي قد علم کرده اند و خواهان نابودي آن هستند. حقوق زنان اگر بدون ارزش به هويت زنان خواسته شود کاري بيهوده است. زن آذربايجاني بايد در وهله نخست به عنوان يک زن آذربايجاني شناخته شود٫ بعد٫ حقوق وي خودبخود تامين خواهند شد. همانگونه که در حکومت ملي آذربايجان زنان کاملا با مردان برابر بودند. آن يکسال برابري٫ تنها سالي نبود که زنان آذربايجان طعم واقعي انسان بودن را چشيدند٫ آذربايجان از آن سالها بسيار در تاريخ نوشته است.

تا شوونيسم فارس در آذربايجان هست٫ سخن از آزادي مرد و زن گفتن اشتباه است. آذربايجان را بايد شناخت٫ آذربايجان را بايد قبول کرد٫ آذربايجان را بايد از چنگال بيگانگان رهانيد.

همين که خانم غلامي به لهجه شيرين تبريزي! فارسي صحبت ميکند! نشانگر وجود استعمار و استثمار نه تنها زنان٫ که مردان و کودکان ما است. چرا بايد امثال شهناز غلاميها به زباني غير از زبان مادري خود سخن بگويند؟ شما ميدانيد که دفاع از حقوق با استفاده از زباني بيگانه تا چه حد مشکل ساز و نارسا است؟ آيا در اينمورد ايده اي داريد و آيا مبارزه تان شامل اينگونه موارد نيز ميشود؟ آيا تا به حال به همکاران زن غير فارس زبانتان گفته ايد که اولين حقوق شما (چه زن و چه مرد) آموزش به زبان مادريتان ميباشد؟

لطفا آگاه باشيد که زمانه بسيار تغيير کرده است. ديگر گذشته است آنزماني که تعريف يک فارس زبان به زور مقام يافته! به عنوان تبرک توسط غير فارس زبانان تحمير شده پرستش ميشد. امروز شما و امثال شما بايد قبول کنيد تفاوتهاي فرهنگي٫ زباني و ملي را. آنموقع است که ميتوان با هم و براي احقاق حقوق مشابه مبارزه کرد٫ عليه پليديهايي که در خانه هايمان رخنه کرده اند.

شما خباثتهاي شوونيسم فارس را٫ مغزشوئيهاي فاشيسم مذهبي فارس شده را و استثمار سالهاي طولاني در مناطق غير فارس را به حساب مردان اذربايجان و خصوصا مردان تبريز ننويسد.

تبريز٫ علمدار آزادي و برابري است. بر اين خدشه اي و ايرادي وارد نيست. دوباره خواهيم ديد که پايتخت تاريخي آذربايجان چگونه فرزندانش را تحت حمايت خود ميگيرد٫ فرزنداني شامل زنان و مردان را. و نيز ميدانيم که٫ مردان آذربايجان ميدانند زنان تاريخ سازانند.

شايد٫ شايد و شايد هدف شما دفاع از همکار زناتان ميباشد. کاري است پسنديده و قابل احترام. شهناز غلامي و دختر و مادر سالمندش نيازمند ياري و دفاع همگاني هستند. زناني مانند رقيه همسر نظير عباس لساني٫ مينا همسر صالح کامراني٫ عطيه همسر سعيد متين پور و هزاران زن ديگر نيازمند همدردي و دلداري هستند.

بهتر است همه زنان را ببينيم و نيز مرداني را که بخاطر دفاع از هويت آنها٫ در زندان مرتجعان شوونيسم شکنجه ميشوند

تبريزلي باي بک
۲۶/۰۸/۲۰۰۷
گلاسگو

*
براي شهناز غلامی ، دوست زنداني ما در تبريز
لیلا صحت
۰۴ شهريور ۱۳۸۶

اولین بار در کارگاه آموزشی بررسی نحله های فمینیستی در ایران که از طرف نهاد مدني مان در تبريز برگزار شد، دیدمش .صراحت بیان و خالی از ترس همراه با لهجه خاص ترکی تبریزي اش اولین مشخصه ای بود که در برخورد اول یادش را براي من به ياد ماندنی ترکرد .

بیشتر که باهم آشنا شدیم از فعالیت ها و ازدغدغه های فکري اش گفت، از زندان و بازجو هایش و از رنج هایی که برای اداره زندگیش می برد ،حرف زد از اینکه بارها و بارها بخاطر فعالیت های سیاسی اش شغلش را از دست داده وحتی از مستمری که قانونا بعلت فوت همسرش، به او و دخترش تعلق می گرفت ، محروم شده است وحالا مجبور به بیگاری در موسسه مرکز نگهداری از سالمندان است تا از عهده مخارج زندگی خود و تنها دخترومادرپیری که سرپرستیشان را بر عهداه دارد براید ،حرف زد …

چهره شاد وسرشار ازاعتماد به نفس غلامی برای همه دوستان انرژی بخش است و فراموش می كني که این همان زن تنها و خسته از شبکاریهای مدام است .همیشه پیشقدم در قبول مسئولیت ها بود و هرگز گرفتاری های شخصیش مانع فعالیت هایش نمی شد.

فکر کردم چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم .تبریز از زنان فعال و شایسته وفهیم خالی نیست ولی وجود زنانی که حاضر به پرداخت هزینه حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند و جرئت فریاد با صدای بلند رابه خود دهند، بعلت فضای بسیار بسته سنتی انگشت شمار است.

برای زنان تبریز فعالیت در سیاست آنهم در جبهه اپوزسیون بسیار پرهزینه است حتی فعالیت سیاسی برای زنان همراه با نظام حاکم خالی از ریسک نیست .

در گفتگوهای غیر رسمی با زنان فعال در عرصه های سیاسی اجتماعی وابسته به نظام حاکم یکی از نقاط مشترک آنان با دیگر زنان فعال اجتماعی وسیاسی رنج بردن از نظام مرد سالارانه چند لایه در حاکمیت دولتی است که فرصت های زیادی رااز آنان سلب کرده است و اسفناکتر اینجاست که همین زنان دارای قدرت هرچند محدود ، خود نیز تبدیل به سربازان پیاده، نظام مرد سالار شده اند تنها اینگونه زنان هستند که شانس حضور وادامه حیات در عرصه های سیاسی پیدا میکنند وگرنه بلافاصله خود از صحنه حذف خواهند شد نمونه بارز آن تلاش شگفت انگیز تنها نماینده زن تبریز درمجلس هفتم برای حذف یکی کاندیداهای زن مطرح در انتخابات شو رای شهر85 بود واکنون صدای این نماینده زن، تنها صدای بلند از زنان تبریز است

عنوان سیاسی بودن زن در تبریز شرم آور برای مردان سنتی تبریز است تحمل این عنوان حتی برای بسیاری از مردان سیاست نیز مشکل است هرچند دانشمند فرهیخته تبریزی دکتر سرداری نیا تلاش بسیاری کرده است تا در کتاب تبریز شهر اولین ها،تبریز را در ورود به دروازه های تجدد نه تنها در ایران بلکه در دنیا بعنوان شهر اولین ها معرفی کند،اما اکنون در شهر اولین ها ، هستند بسیاری از زنان تبریزی که در جدال با پیچ وتاب تارهای تنیده در سنت خالی شده ازمحتوای حقوق زنانه مجبور به انتخاب خانواده یا فعالیت سیاسی و اجتماعی شده اند .
این موضوع از مولفه های موثر در خالی تر شدن جای خالی زنان در عرصه های مختلف اجتماعی است هرچند این رویه در ایران به سنت رایجی تبدیل شده است و تمامی زنان از تبعات چنین دیدگاهی رنج میبرند ولی شدت آن در تبریز بیشترلمس می شود.

به همین علت با وجود داشتن عنوان چهارمی از شهرهای بزرگ ایران ظهورهرزنی در عرصه اجتماعی تبریزسریع وپررنگ دیده می شود و بسته به وابستگی فکری اش نظام مرد سالار برای ادامه حیات سیاسی و اجتماعی او برنامه ریزی و تصمیم گیری می کند وصد البته فضای امنیتی کنونی بر میدان فعالیت زنان تبریز سایه اش سنگین تر است و این امر بر نحوه اطلاع رسانی مناسب تاثیر گذاشته.لذا توجه فعالان حقوق زنان در تهران را به این نکته جلب می کنم که شرایط درتبریز با تهران فرق می کند وماندن در میدان برای زنان تبریزی پرهزینه تراز زنان مرکز است وتوان بیشتر ی را می خواهد.از دوستان تهرانی که بواسطه داشتن شبکه اطلاع رسانی وارتباطی قوی بلافاصله پس از هراتفاقی برای همفکران تهرانی خود تلاش مي كنند ،انتظار می رود در چنین مواقعی زنان همفکر خود را در شهرستانها فراموش نكنند .

** [1] www.11007.bayb…

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی

_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار


پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي


گوروش ۱


  1. : جوابيه سايت “آذقالا” در خصوص اعتراض سايت “باي بک” به يک مصاحبه سویلییر

    دوزگؤن ۵ زومار آی ۱۱۰۰۷ @ ۶:۴۰ آ.خ

    […] يا دفاع؟ خانم لیلا صحت, مردان تبريز شرم آور نيستند [۲] http://www.۱۱۰۰۷.bayb… **- براي شهناز غلامی ، دوست زنداني ما در تبريز [۳] […]

RSS بو یازینین گوروشلرینین یمی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/2435.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com

یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.11007.bayb…: http://www.11007.baybak.com/?p=1148