- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
جنگ انرژي در اوراسياي مركزي
بای بک، آذربایجان | آنناآخشامي, ۴-ي قويروخدوغان , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۹:۵۲ | فارسجا, مقاله
![]() |
. | نا گفته نماند واشنگتن یا بروکسل هم، همیشه سخت نمی گیرند. غالبا ملزومات استراتژیک آنها را به سمتی میراند که حقوق بشر را به رده دوم عقب رانند، امری که ارزش های معروف به «غربی» را بسیار از اعتبار می اندازد؛ همان ارزش هائی که قدرت های منطقه ای آنها را به چیزی جز یک سلاح عقیدتی نمی گیرند. رهبران این جمهوری ها از سال 2003 ماه های پیاپی، هر یک برای خاموش ساختن منتقدان، شيوهاي «شرقی» برای بر پا داشتن دموکراسی درکشور خویش ارائه |
نشست سران اتحادیه اروپا و روسیه در ماه می به موضوع همکاری براي تامین انرژی پرداخت. اتحادیه اروپا که یک چهارم، نفت و گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می کند، از قدرت یابی مسکو در این قلمرو نگران است. توافق نامه ای که در تاریخ 12 می، میان پوتین، رئیس جمهور روسیه، با همتایان ترکمن و قزاق وی بسته شد، تاییدی بر تغيير این منش است. مسکو که دیر زمانی با سیاست تحمیلی قدرت های بزرگ در ايجاد لوله های نفت و گاز و با دور زدن مناطق نفوذش در موضع دفاعی قرار گرفته بود، اینک تهاجم را از سر گرفته است.
«بازی بزرگ» جدید اینک به اوج هیجان خود رسیده است و این بار برد در گرو نفت و گاز است. اما صرف تقاضا برای دریافت مواد سوختی، توضیحی بر نبردی نیست که قدرت های بزرگ به منظور دستاندازي به معادن جمهوری های پیشین شوروی در آسیای میانه و قفقاز به آن تن داده اند. «بازی بزرگ» اصطلاحی است که در قرن 19 با رمان کیم نوشته «رودیارد کیپلینگ» سر زبان ها افتاد. اين واژه به پیکار قدرت های بزرگ برای یافتن نفوذ اطلاق می شد که البته بسیاری از جنبه های آن به آنچه در دنیای امروز می گذرد می ماند. هدف بازی در آن زمان هند بود و روسیه تزاری نيز به آن اقليم چشم طمع دوخته بود.
نبرد بر سر گوهر تاج و تخت بریتانیا یک قرن به درازا انجامید و در سال 1907 هنگامی پایان یافت که لندن و سن پترزبورگ با ایجاد سپر حائلی میان خود یعنی افغانستان بر سر تقسیم مناطق نفوذ به توافق رسیدند. این توافق تا سال 1991 پابرجا بود. از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی کشور های تازه استقلال یافته، نفت را وسیله ای برای تامین بودجه و تقویت استقلال خویش در برابر مسکو يافتند.. شرکت امریکایی شورون در پایان دهه 1970 به ذخیره های نفت تنگیز یکی از بزرگترین معادن جهان که در غرب قزاقستان قرار دارد، چشم دوخته بودند. اين شركت در سال 1993، 50% استخراج اين چاهها را به دست آورد. در کناره دیگر دریای خزر «حیدر علیاف» رئیس جمهور آذربایجان در سال 1992 «قرارداد قرن» را با شرکت های نفتی بیگانه برای بهره برداری از میدان نفتی گونچی - شیراگ - آذری امضا کرد.
همه اينها خشم روسیه را موجب شد چرا كه نفت دریای خزر را از چنگ وی بدر آورده بودند. مسکو در مخالفت با باکو، مسئله نبود وضعیت حقوقی خزر را پیش کشید که کسی نمی داند که آیا دریاچه است یا دریا. مسکو امیدوار بود که اوضاع با علیاف بهتر پیش رود تا با سلف وی ابوالفضل الچییه، نخستین رئیس جمهور آذربایجان استقلال یافته که ملی گرائی ضد روس بود و در سال 1993 چند روز پیش از ان كه قراردادهای مهمی را با کمپانی های عمده «آنگلوساکسون» امضا کند با کودتایی سرنگون شد. علیاف زنرال پیشین کا گ ب و عضو پیشین دفتر سیاسی (پولیت بورو) بود، مردي که پیچ و مهره های نظام شوروی را با باریک بینی می شناخت. او به شيوهاي پنهانی مذاکراتی را با شرکت های نفتی روسی آغاز کرد تا زمینه مناسبی با مسکو بیابد. لوک اویل 10% کنسرسیوم گنچلی - شیراک - آذری را بدست آورد و بدين ترتيب شرق و غرب ربودن معادن ناحیه از چنگ یکدیگر را آغاز کردند.
در سال های دهه 1990 ایالات متحده برای توجیه رخنه خویش در حوزه خزر برآورد میزان ذخیره مواد سوختی این دریا را بیش از آنچه بود، وانمود ساخت و از 243 میلیارد بشکه نفت سخن به میان آورد، یعنی اندکی کمتر از حجم منابع عربستان سعودی در حالي كه امروزه ذخیره نفتی این دریاچه 50 میلیارد بشکه و ذخیره گاز آن 9 هزار میلیارد متر مکعب برآورد می شود.(یعنی حدود 4 تا 5درصد ذخیره جهان).
این بازی نفوذ هم اينك دور برداشته است. به دنبال سوء قصد های 11 سپتامبر و به بهانه حمایت از «جنگ علیه تروریسم» در افغانستان، نظامیان امریکایی به سرزمین های اتحاد شوروی پیشین گام نهادند. واشنگتن با رضایت روسیه ای تضعیف شده، پایگاه هایی را در قرقیزستان و ازبکستان بر پا کرد و قول داد که به مجرد آن که بنيادگرايي اسلامی ریشه کن شود، از آنجاا بیرون رود. لوتز کلومن خبرنگار پیشین جنگ عقیده دارد که بوش از این اردو کشی عظیم در آسیای مرکزی بهره جسته است تا کار پیروزی علیه روسیه در جنگ سرد را تمام کند، جلوی نفوذ چین را بگیرد و گره خفه کننده ای بر گردن ایران بیفکند. واشنگتن همچنین نقش سرنوشت سازی را در «انقلاب های رنگین» گرجستان (سال 2003) اوکراین (سال2004) و قرقیزستان (سال2005) بازی کرده که هر کدام ناکامی و شکست سهمگینی برای مسکو به بار آورده است. برخی از بازيگران منطقه که از واژگونی پیاپی حکومت ها به هراس افتاده بودند، از ایالات متحده روی گرداندند و خود را به روسیه و چین نزدیک ساختند.
به تدریج از زمانی که پکن خود را وارد امور آسیای میانه کرد و اروپا در پی جنگ گاز میان روسیه و اکراین در ژانویه 2006 طرح های دست اندازی خود به «طلای خاکستری» دریای خزر را شتاب بخشید، در واقع بازی پیچیده تر شد. نفت، امنیت، جنگ نفوذ و نبرد عقیدتی، باید در همه این زمینه ها ريسك کرد تا بتوان از معرکه «بازی بزرگ» سر به سلامت به در برد.
در این زور آزمایی، روسیه در آغاز برتری مسلمی داشت. در سال 1991 تمام خطوط لوله ای که به کشور های تازه استقلال یافته امکان انتقال مواد سوختی را می داد در اختیار روسيه بود. اما کارگزاران دستگاه حزب که تازه رئیس جمهور شده بودند، می کوشیدند که فقط به روسیه اتکا نکنند. نتيجه آنكه از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نیم دو جینی از خطوط لوله ای که کشیده شده است، از سرزمین برادر بزرگ نمی گذرند. مسکو بدین سان سیطره سیاسی و اقتصادی خود را از دست داده است.
ترکمنستان نمونه نمایانگر روابط روسیه با تیول های پیشین خود است. از 50 میلیارد متر مکعب گازی که این کشور در سال 2006 بهره برداری کرده، 40 ميليارد متر مکعب آن را به مسکو فروخته، زیرا گزینه دیگری نداشته است. اگر از خطوط لوله کوچکی بگذریم که در سال 1997 گشایش یافت تا گاز استخراج شده را به ایران برساند، این کشور فقط دارای خط لوله گازی دیگری به نام کاک-4 است که به روسیه کشیده شده است. در آوریل سال 2003 ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، توانست همتای ترکمن خود صفر مراد نیازوف را -که در پایان سال 2006 درگذشت- وادار سازد تا قرارداد 25 ساله ای برای عرضه سالانه 80 میلیارد متر مکعب گاز به بهای ناچیز 44 دلار در ازاي هر هزار متر مکعب امضا کند.
چیزی نگذشت که عشق آباد کوشید از این شرایط سر باز زند و به این منظور انتقال گاز را قطع کرد. در زمستان سال 2005 مسکو به پرداخت 65 دلار گردن نهاد زیرا به ویژه برای عرضه گاز ارزان به مردم روسیه ناگزیر از خرید آن از ترکمنستان بود. در سپتامبر 2006 گاز پروم قدم از آن هم بیشتر گذاشت و با عشق آباد قرار دادی امضا کرد که به موجب آن تعهد كرد طی سال های 2009-2007 برای همان حجم گاز 100 دلار بپردازد. زیرا پنج ماه پیش از آن، در ماه آوریل ترکمنستان قراردادي با چين امضا کرده بود که به موجب مفاد ان می بایست از ابتدای سال 2009 سالانه 30 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به مدت 30 سال به چین عرضه کند و یک خط لوله گازی به طول 2 هزار کیلومتر برای انتقال آن بکشد.
قربان قلی بردی محمد اف، در ماه آوریل سال گذشته در بازگشت از نخستین بازدید رسمی خویش از مسکو در مقام رئیس جمهوری، از کمپانی شورون دعوت کرد در توسعه بخش انرژی ترکمنستان مشارکت جوید. سلف وی هرگز جرات نکرده بود که پای یک کمپانی عمده بین المللی را به میان کشد. از سوی دیگر وی به قدم پیش گذاشتن های اروپا در راه ایجاد دالان گذار از خزر هم «نه» گفته بود. شاید این امر تهدیدي به کشاندن غربی ها به بازی برای دریافت بهایی بیشتر از شرکت گاز پروم باشد که در واقع گاز را به بهایی بیش از 250 دلار به کشور های اروپایی می فروشد.
پوتین در جریان بازدیدی یک هفته ای از آسیای میانه در تاریخ 12 می با همتایان ترکمن و قزاق خود توافق نامه ای را امضا کرد كه هدف آن احیاي خط لوله گازی کاک-4 و ايجاد خط لوله دیگری به قصد رساندن گاز ترکمنستان به روسیه بود. رئیس جمهور روسیه به اضطرار به سرزمین ترکمن باشی سفر کرد تا این توافق نامه را امضا كند چرا كه همزمان کنفرانس سرانی در «کرکووی» در لهستان ترتیب يافته بود و شماری از کشور های واقع در کناره روسیه امیدوار بودند بتوانند طی آن طرح های ایجاد خط لوله های معارضی را به راه اندازند.
می توان به روش روسیه ایراد گرفت که غالبا از شيوهاي خشن بهره ميجويد. اروپائیان بحران گاز میان مسکو و کیف در سال 2006 را این چنین دریافتند. شبح قطع عرضه گاز بر قاره کهن که یک چهارم گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می کند، سایه افکنده است و به عقیده برخی کارشناسان،: این بحرانها بیشتر بازتاب پیکار هایی است که در پشت صحنه میان جناح های قدرتمند در صحن کرملین و یا در اکراین جریان دارد تا استفاده سنجیده از «سلاح انرژی».
روسیه نخستین تولید کننده گاز و دومین تولید کننده نفت جهان آسودگی مالی خود را بازیافته است و به ابتکارات استراتژیکی دست می زند. در ماه مارس گذشته این کشور قرار دادی با بلغارستان و یونان برای ساختن خط لوله «بورگاس- الکساندرپلیس» به امضا رسانید که رقیبی برای خط لوله باکو- تفلیس- جیهان به شمار می آید و علاوه بر آن نخستین تاسیسات در سرزمین اروپا است که روسیه در اختیار دارد. نفت خام از این پس در خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به طول 1760 كيلومتر و گاز در خط لوله باکو- تفلیس- ارزروم جاری خواهد شد. شاهرگ حیاتی نفوذ غرب در اتحاد جماهیر شوروی پیشین به کار افتاده است و چنین نفوذی نخستین نشانه های سیاسی خود را آشکار می سازد.
به نظر می رسد که از امسال گرجستان اندکی کمتر به گاز روسیه وابسته باشد و حال آنكه تا یک سال پیش روسيه تنها جايي بود که می توانست نیاز های گازی گرجستان را برآورده سازد. بدین گونه باری که روس ها با افزایش چشمگیر بهای گاز بر دوش این کشور نهادند و طی دو سال بهای گاز وارداتی را از 55 دلار به 230 دلار رساندند، آنچنان اثری بر اقتصاد گرجستان نگذاشت که مسکو انتظار داشت.
در اين ميان چند طرح پبشنهاد شده است:
طرح نخست به احداث «سیستم ترابری قزاقستان- خزر» به منظور استخراج نفت از منابع «کاچاگان» بزرگترین معدن کشف شده جهان در سی سال اخیر اختصاص دارد. استخراج از این معدن می باید در پایان سال 2010 آغاز گردد و سهامداران کنسرسیوم بهره بردار، متشکل از شرکت های عمده نفتی غرب در نظر دارند 2/1 تا5/1 میلیون بشکه تولید روزانه این منبع را از مسیری در جنوب غربی کشور که از درياچه خزر می گذرد انتقال دهند. به علت مخالفت روسیه و ایران، گذر خط لوله از بستر دریا بهکلی منتفی است. از این رو ناوگانی از کشتی های نفتکش میان قزاقستان و آذربایجان در تردد خواهند بود و از آنجا یک پایانه نفتی این سیستم را به خط لوله باکو-تفلیس-جیهان خواهد پیوست. با احداث چند تلمبهخانه اضافی و استفاده از فراورده های شتاب دهنده، جریان نفت خام در لوله ها از یک میلیون بشکه در روز به 8/1 میلیون بشکه خواهد رسيد.
طرح دوم درباره «طلای خاکستری» است. اين طرح هنوز چندان قوامی نگرفته است. بر اساس اسن پيشنهاد، احداث «دالان گذر از خزر» به قصد انتقال گاز قزاقستان و ترکمنستان به اروپا انجام ميشود. فوزی بن سارا مشاور انرژی کمیسیون اروپا تصریح می کند: سخن از گذرگاه است نه «خط لوله». پیشنهاد می کنیم که به راه حل هايي بیندیشیم که فناوریهای بدیلی را جایگزین سازد، مانند ترغیب سرمایه گذاران برای تولید گاز طبیعی مایع شده در ترکمنستان که می توان آن را با کشتی به باکو حمل کرد. این کارمند بلندپایه ابراز عقيده ميكند که اتحادیه اروپا میل ندارد بازیگر این «بازی بزرگ» بشود.
اين نكته را بايد در نظر گرفت كه متقابلا خط لوله بزرگ استراتژیک دیگری که واشنگتن مشوق آن است بخت اندکی براي تحقق دارد. این خط لوله که قرار بود در مسیر ترکمنستان-افغانستان- پاکستان- هند ساخته شود، همان خط لوله مشهوری است که ایالات متحده در نیمه دوم سال های 1990 می خواست به وسیله شرکت نفتی امریکایی یونوکال با طالبان بکشد. پرفسور «اجای کومار پاتنیک» کارشناس روسیه و آسیای میانه در دانشگاه جواهر لعل نهرو در دهلی نو عقیده دارد که از دیدگاه امنیتی با بازگشت طالبان به افغانستان این طرح نارسايی های فراوانی در بر دارد. از سوی دیگر بسیاری از خبرگان بر آنند که حجم منابع ترکمنستان به درستی ارزیابی نشده است..
واشنگتن طرفدار کشیدن خط لوله ترکمنستان- افغانستان- پاکستان ـ هند بود تا هم ایران را در انزوا بگذارد و هم روسیه را در آسیای میانه تضعیف کند. شرايط منطقه به گونهاي است كه امریکا در اين فکر هم هست که افغانستان را به همسایگی خویش بپیوندد و در همان حال سوختی را که برای گرم کردن مردم و راه اندازی اقتصاد خود نیاز دارد به وی عرضه کند و از اين طريق تضمینی برای ثبات جايگاه خود در اين کشور بيابد. با این هدف وزارت خارجه امریکا در سال 2005 تقسیم بندی خود از آسیای جنوبی را مجددا سامان داد و كوشيد با ایجاد مناسباتی در همه سطوح، گستره ای ايجاد كند که آن را «آسیای میان کلان» نامیده است. انرژی از عوامل بنیادین روابط داخلی در این ناحیه است. از این رو شماری از طرح های نیروگاه های آبی مولد برق مثلا در تاجیکستان، به برق رسانی به شمال افغانستان اختصاص یافته است. اما مفهوم کلی «ادغام جغرافیایی» چنگی به دل نمی زند. مشخصا دهلی نو که خود را دور از آسیای میانه می یابد در پیوستن به طرح احداث خط لوله ترکمنستان ـ پاکستان ـ افغانستان ـ هند تردید دارد. این کشور طرح پیشنهادی ایران برای ایجاد خط لوله گاز ایران- پاکستان - هند را دلرباتر می یابد. هر چند مصوبه قانونی ایالات متحده در باره مجازات ها علیه ایران و لیبی که واشنگتن به وسیله آن هر شرکتی را که در صنایع نفت و گاز دو كشور سرمایه گذاری کند، تنبیه می کند، اين كشور را از برداشتن گامی در این جهت برحذر می دارد.
«محمد رضا جلیلی»، کارشناس روابط بین الملل آسیای میانه تصدیق کرده که ایران بازنده بزرگِ «بازی بزرگ» است. اين طرح نه فقط خطوط لوله نفتی ايران را دور می زند بلکه هیچکس نمی تواند در ایران سرمایه گذاری کند. آن هم در شرايطي كه ايران درست به همین سرمایهگذاريها نياز دارد. تاسیسات نفتی کشور در دهه 1970 ساخته شده و کهنگی آنها دولت را وادار کرده است 40% مصرف بنزین کشور را وارد کند. ایران نتوانسته است به کاوش در بخشهاي متعلق به خود در درياي خزر بپردازد و نیز از ظرفیت هنگفت گازی بالقوه خود بهره برداری بهینه ای کند. در حالی که تولید کنندگان مواد سوختی آسیای میانه آرزوی ایجاد مسیری را در سر می پرورانند که از جنوب بگذرد. تعارضی در کنار گذاردن تهران از بازی بزرگ به چشم می خورد. «آرنو بروئیاک» مدیر اروپای مرکزی و آسیای قاره ای شرکت «توتال» تشریح می کند که «چنین مسیری می تواند اقتصادی تر و از لحاظ فنی بسیار ساده باشد. ما پیرو کوتاه کردن راه های اقتصادی خویش هستیم. در این چهارچوب ما مسیر جنوب را برگزیدهایم. بیشتر از آن رو که نزدیک ترین منطقه مصرف به دریای خزر، شمال ایران است».به این دلیل، به عقیده جلیلی، نزدیک شدن به سازمان همکاری شانگهای در چنین زمینه ای، نمودار «کمربند نجات سیاست ایران در آسیای میانه است. تهران بدین وسیله می تواند رشته های پیوندی با آسیا و مشخصا با چین به وجود آورد و در زورآزمایی با ایالات متحده پر توان تر به میدان آید».
«تری کلنر» کارشناس چین و آسیای مرکزی تشریح می کند که در این «بازی بزرگ» چین هم سه هدف را دنبال می کند». نخست، تامین امنیت خود به خصوص در استان ترک زبان «گزینژ یانگ» که با آسیای میانه هم مرز است. دوم، همکاری با همسایگانش به قصد جلوگیری از اهمیت یافتن زیاد قدرت بزرگ دیگری در فضای آسیای میانه و بالاخره، تضمین عرضه مواد انرژیزا. از چند سال پیش، پکن، درباره خرید داراييهاي نفتی از آسیای میانه بسیار قلمفرسایی کرده است. چین حتی در دسامبر 2005 یک خط لوله نفتی را افتتاح کرد که «آتاسوو» در قزاقستان را به «آلاشانکو» در «گزینزیانک» می پیوندد. کلنر خاطر نشان می سازد که «نخستین قرارداد نفتی در آسیای مرکزی را پکن در سال 1997 امضا کرد. چین در برنامه های خود چشم انداز بلند مدتی دارد. این کشور توانسته است بنیادهای استواری را در آسیای میانه بر پا سازد که امروز ثمره آن را دریافت می کند».
برای چینی ها سرمایه گذاری در آسیای میانه شیوه ای برای رخنه کردن در امور منطقه نیز هست تا آن جا که خود می گویند مايلند سهمی در تضمین امنیت داشته باشند. پکن در سازمان همکاری شانگهای خود را متعهد ساخته است تا کشور های عضو را بر محور مسايلي گرد آورد که برایش ارزش فراوانی دارند؛ مسائلي مانند نبرد علیه تروریسم یا همکاری در زمینه های اقتصادی و انرژی. علاوه برآن، این سازمان مجموعه بهم پیوسته ای را پدید آورده که در صورت بی ثباتی منطقه و یا نفوذ احتمالي ایالت متحده و تبديل شدن آن به عنوان تهدیدی برای قدرت های مستقر، بتواند همبستگی استواری را به نمایش بگذارد. بدین سان موج انقلاب های رنگین که از سال 2003 در فضای شوروی پیشین به راه افتاده، سازمان مزبور را در موضعی قرار داده است که بطور مشخص تری علیه واشنگتن موضع گیری کند. برای نمونه در ماه ژوئیه 2005 شش عضو این سازمان از تاشکند پشتیبانی کردند که در تعطيلي پایگاه هوایی نظامی امریکا در «کارشی خان آباد» که در چهارچوب عملیات افغانستان گشوده شده بود اصرار می ورزید. دیگر هیچ تفنگ دار آمریکایی عملا در خاک ازبکستان وجود ندارد.
در حقیقت «بازی بزرگ» به کار جمهوری های آسیای میانه و قفقاز رونق بخشیده است آن هم از طریق ایجاد رقابت میان قدرت های بزرگ. این جمهوری ها در این بازی همانقدر که بتوانند به این یا آن قدرت «نه» بگویند، اندکی بر استقلال خویش می افزایند. بدین سان هنگامی که قزاقستان دروازه های اقتصاد خود را به روی جهان می گشاید، ازبکستان دست به عصا عمل مي كند و در حالی که گرجستان تا به آخر با ورق آمریکا بازی می کند، ترکمنستان عمیقا به واشنگتن بد گمان است. فراسوی همه این اختلاف ها «بازی بزرگ» راهی پیش پای این جمهوری ها می گذارد تا کمتر ناگزیر از پیمودن مسیری باشند که یکی از قدرت های مسلط ناچارشان می کند. مثلا چنان چه بحث و گفتگو های دموکراتیک غرب مایه گزندی به منافع رهبران آسیای میانه و قفقاز باشد، آنها می توانند همواره به این مسائل پشت کنند بویژه آن که پکن یا مسکو که در این باره چندان سختگیر نیستند دم دست اند….
نا گفته نماند واشنگتن یا بروکسل هم، همیشه سخت نمی گیرند. غالبا ملزومات استراتژیک آنها را به سمتی میراند که حقوق بشر را به رده دوم عقب رانند، امری که ارزش های معروف به «غربی» را بسیار از اعتبار می اندازد؛ همان ارزش هائی که قدرت های منطقه ای آنها را به چیزی جز یک سلاح عقیدتی نمی گیرند. رهبران این جمهوری ها از سال 2003 ماه های پیاپی، هر یک برای خاموش ساختن منتقدان، شيوهاي «شرقی» برای بر پا داشتن دموکراسی درکشور خویش ارائه مي دهند. البته تا اين شيوهها به ثمر بنشیند، فساد همچنان بر «بازیبزرگ» فرمان میراند. و اين چنين، بخش عمده گنجینه نفت و گاز که ثروت ملی به شمار می رود، از دسترسی و نظارت دموکراتیک مردم این کشورها دور ميماند.
برگردان: مهین صمدی
iras
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/2009.azr
یازینین اینترنت آدرسی
گوروش کاپانیبدی