- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
جالب است٫ بخوانيد: گفتوگوي دوم امي گودمن با جان پركينز نويسنده کتاب اعترافات يک جاني اقتصادي!
بای بک، آذربایجان | دوزگؤن, ۲۵-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۲:۱۳ | فارسجا, مقاله
![]() |
. | ما يك افزايش عظيم در آگاهيهاي مردم را شاهد بوديم كه ميخواهند در مسير نوين و دموكراتتري حركت كنند و رهبران سياسيشان به احكام و خواستههاي دموكراتيك آنها جوابگو باشند.
شما راجع به خودتان به عنوان يك «جاني اقتصادي» صحبت ميكنيد، گرچه ما قبلا راجع به اين مساله صحبت داشتهايم، اما لطفا يك بار ديگر براي شنوندگان ما كه قبلا گفتوگوي شما را نشنيدهاند در مورد شغلتان به عنوان يك مشاور توضيح بدهيد. ما «جانيان اقتصادي» در طي چهار دههء گذشته برنامهريزي كردهايم تا اولين «امپراتوري حقيقي جهاني» خلق شود و من در كتابم «اعترافات يك جاني اقتصادي» به طور مشروح دربارهء آن صحبت كردهام. در واقع به قصد خلق چنين «امپراتوري جهاني» و به اين منظور به كشورهاي مختلفي براي ماموريت رفتهايم. ما اين عمل را در وهلهء اول بدون دخالت نظامي انجام ميدهيم. عمليات نظامي تنها به عنوان راه حل آخر منظور ميشود. ما از طريق اقتصادي، مسايل را پيش ميبريم و خيلي خيلي هم آنها را استادانه و ظريف پيش ميبريم، چرا كه شيوهء كار امپراتوري، بسان آنچه كه در تاريخ تمامي «امپراتوري»هاي سابق به شكل پنهاني و مخفي بوده است، ميباشد. اغلب آمريكاييها متوجه نيستند و نميدانند كه ما «امپراتوري آمريكا» را خلق كردهايم. آنها نميدانند كه ما اين عمليات را در آمريكاي لاتين انجام دادهايم. |
از صحبت آخر ما در اينجا، اتفاقات بسياري در جهان افتاده است: نشست سازمان تجارت جهاني در هنگكنگ، تا پيروزي و انتخاب اوو مورالس در بوليوي تا اعتصاب حمل و نقل عمومي شهر نيويورك. آيا ميتوانيد در مورد ربط اين قضايا برايمان صحبت كنيد؟** و شما ميدانيد، اين چيزي است كه همين حالا هم در آمريكاي لاتين در شرف وقوع است. همين هفته يك جاني اقتصادي، «اوو مورالس» را در دفتر كارش ملاقات خواهد كرد و به او خواهد گفت: «آقاي پرزيدنت! تبريك ميگويم…»
منبع: روزنامه سرمایه
ترجمه: الميرا مرادي
گفتوگوي دوم امي گودمن با جان پركينز
جانيان اقتصادي و امپراتوري آمريكا
اشاره:آنچه در پي ميخوانيد گفتوگوي دوم امي گودمن، مجري برنامه «اينك دموكراسي» با جان پركينز، كارشناس اقتصادي و نويسندهء كتاب جنجالي: «اعترافات يك جاني اقتصادي» است كه در آن از تلاشهاي خود و ديگر همكارانش براي اخلال در اوضاع اقتصادي كشورهاي «غيرهمسو» و «غيرهمراه» با امپراتوري جديد ايالات متحده و نظم سلطهجوي جهاني سخن ميگويد. اين مصاحبه در تاريخ 9 ژانويه 2006 انجام شده است. روزنامهء «سرمايه»، ماه پيش، يك گفتوگوي ديگر گودمن با پركينز را در همين صفحه منتشر كرد.
***********
ما اكنون با جان پركينز صحبت خواهيم داشت. پركينز نويسندهء كتاب «اعترافات يك جاني اقتصادي» است. جان پركينز از 1971 تا 1980 به عنوان مشاور بينالمللي در موسسهء Chas T. Main ، جايي كه او شغل خود را «جاني اقتصادي» مينامد، مشغول به كار بوده است. سالها پيش او نوشت: «جاني اقتصادي كسي است كه به دليل تخصص و كاردانياش دستمزد بسيار بالايي به او پرداخت ميشود تا او متقابلا با تقلب بر سر كشورهاي جهان، ميلياردها دلار از جيب آنها خالي كند. جانيان اقتصادي پول را از بانك جهاني، آژانس آمريكايي توسعهء بينالملل (The US Agency for International Development) و ساير سازمانهايي كه كلمهء «كمك» ( Aids ) را در عناوين خود يدك ميكشند، گرفته و به خزانهء كمپانيهاي بزرگ و جيب تعدادي از خانوادههاي سرشناس و متمول كه كنترل منابع طبيعي كرهء زمين هم در دستان آنان است، هدايت ميكنند. از جمله ابزارهاي جانيان اقتصادي، تهيه گزارشات مالي جعلي، دستكاري و تقلب در انتخابات كشورها، دادن رشوه و حق السكوت، اخاذي و رابطه جنسي و قتل است. آنها همان بازي قديمي «امپراتوري» را انجام ميدهند با اين تفاوت كه اكنون اين بازيها در «دنياي جهاني شده» ابعاد بسيار هولناك و دهشتباري را پيدا كردهاند. جان پركينز مينويسد: «بر اين واقفم كه من يك جاني اقتصادي بودم.»
جان، به برنامهء دموكراسي الان، خوش آمديد!
ممنونم امي. خوشحالم كه دوباره اينجا هستم.
خب، از صحبت آخر ما در اينجا، اتفاقات بسياري در جهان افتاده است: نشست سازمان تجارت جهاني در هنگكنگ، تا پيروزي و انتخاب اوو مورالس در بوليوي تا اعتصاب حمل و نقل عمومي شهر نيويورك. آيا ميتوانيد در مورد ربط اين قضايا برايمان صحبت كنيد؟
فكر ميكنم كه ما هماكنون شاهد يك تغيير واقعي در ميزان «آگاهيها» هستيم، چيزي كه سال گذشته در همين حوالي زماني در همين جا ما به دنبالش بوديم. يكي از دلايلي كه من اين كتاب را نوشتم، براي اين بود كه مردم نياز دارند آگاه شوند، مردمي كه در زير سايهء دموكراسي زندگي ميكنند، احتياج دارند آگاه باشند كه در پيرامونشان چه ميگذرد و فكر ميكنم كه مردم آگاهيشان از آنچه كه در پيرامونشان ميگذرد، در حال افزايش است. بله بوليوي به «اوو مورالس » راي داد و مورالس يكي از هفت رييسجمهوري آمريكاي جنوبي است كه آراي بيش از 80 درصد از جمعيت رايدهندهء آمريكاي جنوبي را نمايندگي ميكند، هفت رييسجمهوري كه به دليل مخالفت با سياستهاي ايالات متحدهء آمريكا، به مقام رياست جمهوري كشورشان برگزيده شدهاند.
ما در جريان اعتصاب اخير حمل و نقل شهري نيويورك مشاهده كرديم كه چگونه اعتصابيون در برابر «كمپاني سالاران» و مقامات عاليه شركت حمل و نقل شهري نيويورك ايستادند و گفتند «ما حق داريم كه حقوق بازنشستگي داشته باشيم. ما حق داريم كه سيستم بهداشتي شامل حالمان بشود. ما حق داريم مزايا و بيمه داشته باشيم.»
و خوب بله در اجلاس سازمان تجارت جهاني در هنگكنگ ما شاهد بوديم كه مردم چگونه حال «كمپاني سالاران» را جا آوردند. كشورهاي شركتكننده در انتها بيانيهاي دادند كه همه چيز عالي است، اما در حقيقت كشورهاي در حال توسعه در آنجا با آنها سرشاخ شده بودند. شروع اين برخوردها و رودرروييها هم از سال 1999 در سياتل شروع شد و پس از آن در سال 2003 در كنكون (مكزيك) ادامه يافت. بنابراين فكر ميكنم كه سال گذشته ما يك افزايش عظيم در آگاهيهاي مردم را شاهد بوديم كه ميخواهند در مسير نوين و دموكراتتري حركت كنند و رهبران سياسيشان به احكام و خواستههاي دموكراتيك آنها جوابگو باشند.
شما راجع به خودتان به عنوان يك «جاني اقتصادي» صحبت ميكنيد، گرچه ما قبلا راجع به اين مساله صحبت داشتهايم، اما لطفا يك بار ديگر براي شنوندگان ما كه قبلا گفتوگوي شما را نشنيدهاند در مورد شغلتان به عنوان يك مشاور توضيح بدهيد.
ما «جانيان اقتصادي» در طي چهار دههء گذشته برنامهريزي كردهايم تا اولين «امپراتوري حقيقي جهاني» خلق شود و من در كتابم «اعترافات يك جاني اقتصادي» به طور مشروح دربارهء آن صحبت كردهام. در واقع به قصد خلق چنين «امپراتوري جهاني» و به اين منظور به كشورهاي مختلفي براي ماموريت رفتهايم. ما اين عمل را در وهلهء اول بدون دخالت نظامي انجام ميدهيم. عمليات نظامي تنها به عنوان راه حل آخر منظور ميشود. ما از طريق اقتصادي، مسايل را پيش ميبريم و خيلي خيلي هم آنها را استادانه و ظريف پيش ميبريم، چرا كه شيوهء كار امپراتوري، بسان آنچه كه در تاريخ تمامي «امپراتوري»هاي سابق به شكل پنهاني و مخفي بوده است، ميباشد. اغلب آمريكاييها متوجه نيستند و نميدانند كه ما «امپراتوري آمريكا» را خلق كردهايم. آنها نميدانند كه ما اين عمليات را در آمريكاي لاتين انجام دادهايم.
شيوهاي كه جاني اقتصادي به كار ميگيرد، با تكنيكهاي مختلف و گوناگوني همراه است، اما احتمالا مشخصترين شيوهاي كه به كار ميبريم اين است كه ما يك كمپاني (يا كشور) را شناسايي ميكنيم كه داراي منابعي بوده و كمپانيهاي بزرگ به آن چشم طمع دارند، مانند نفت. ما تدارك گرفتن وامي بسيار بزرگ از يك سازماني مانند بانك جهاني را براي آن كشور ميبينيم، اما اين وام و پول به هيچ وجه به جيب آن كشور نميرود. اين پول به جيب كمپانيهاي بزرگ آمريكايي - مانند بكتل، هاليبرتون و كمپانيهايي مانند آنها كه مدام در موردشان ميشنويم- ميرود كه قرار است براي آن كشورها پروژههاي زيربنايي بسازند.اين پروژهها، مانند مجتمعهاي صنعتي و نيروگاهها تنها در جهت منافع ثروتمندان آن كشورها و نه براي به كارگيري در جهت منافع مردم فقير و تهيدست آن كشور به اجرا در ميآيد و تنها چيزي كه براي مردم فقير باقي ميماند وامهاي كمرشكني است كه كشور را به كام خويش فرو ميبرد، وامهايي كه احتمالا هيچگاه از پس پرداخت آن بر نميآيند و به اين ترتيب آن كشور بايد سرويس خدمات اجتماعي، آموزش عمومي، سرويسهاي بهداشتي براي عموم مردم و مستمندان را كاملا كاهش داده و وضع مالي خود را چنان سامان دهد كه قادر باشد از پس بازپرداخت چنين وامهايي برآيد. بنابراين ما در چنين مواقعي دوباره ظاهر ميشويم، يعني در وضعيتي كه اين كشورها با همهء صرفهجوييهايشان در خدمات اجتماعي و حذف آنها باز هم قادر نبودند كه وام خود را بازپرداخت كنند، آن موقع ما جانيان اقتصادي دوباره ظاهر ميشويم و ميگوييم: «ببينيد، شما نميتوانيد وامهاي خودتان را بازپرداخت كنيد، بسيار خب در عوضش يك پوند گوشت به ما بدهيد. نفت به كمپانيهاي نفت ما با قيمت خيلي ارزان بدهيد و يا در نشست بعدي سازمان ملل به نظر ما راي بدهيد، به پيشنهادهاي ما راي موافق بدهيد و يا ارتشتان را به حمايت از ارتش ما به مكانهايي كه ما در جهان، لشكرفرستادهايم بفرستيد و اينگونه بوده است كه «امپراتوري» خود را در جهان آفريدهايم و ما اين كار را بدون اينكه بسياري از آمريكاييان حتي كوچكترين آگاهي نسبت به اين عمليات و چگونگي شكلگيري امپراتوري داشته باشند، ساختهايم.
لطفا توضيح بدهيد شما براي چه كساني كار ميكرديد؟
من را سازمان امنيت ملي آمريكا (National Security Agency, NSA) استخدام كرده بود، يعني سازماني كه هم اكنون در كار جاسوسي ميان مردم آمريكا بسيار فعال است، زماني كه من هنوز در دانشگاه بوستون مشغول تحصيل بودم، NSA مرا در معرض يكسري تستها و آزمايشها قرار داد، كه از جملهء آنها، تستهايي مانند آزمايش دروغسنجي و تستهاي شخصيتسنجي بود. من آن موقع در دانشكدهء اقتصاد و تجارت بودم. با انجام اين تستها آنها مطمئن شدند كه من قادرم كه يك جاني اقتصادي خوبي باشم. آنها همچنين طي اين آزمايشات كشف كردند كه در كاراكتر و شخصيت من نقطه ضعفهاي متعددي نيز وجود دارد (علاقه دارم كه راجع به اين ضعفها به عنوان سه عنصر افيوني- فرهنگي جامعه آمريكا ياد كنم كه: پول، قدرت و سكس هستند) كه آنها با استفاده از آن نقاط ضعف ميتوانند من را به ميدان بكشند. از همان آغاز توسط كلودين (زني حيرت انگيز كه در كتابم به تفصيل توضيح دادهام) كه كار آموزش من به عهدهء او بود، به من گفته شده بود: «تو داخل شغل كثيفي ميروي. زماني كه به اين شغل وارد شدي ديگر هرگز امكان اينكه از آن بيرون بيايي، وجود ندارد، اما ما در عين حال سعي ميكنيم كه برايت اين شغل را بسيار جذاب كنيم.»
پس شما براي NSA كار نكرديد؟
نه، هيچوقت به طور مستقيم براي NSA كار نكردم، من براي يك كمپاني به نام Chas T. Main كه يك موسسهء مشاور بسيار بزرگ و در خارج از بوستون است، كار ميكردم. امروزه اين جور عمليات به وسيله همين كمپانيهاي خصوصي انجام ميشود، سازمانهاي امنيتي مانند سيا يا NSA اين عمليات را به طور مستقيم خودشان انجام نميدهند. آنها اشخاصي مانند ما را استخدام ميكنند و البته ما هم براي صنايع خصوصي و پيمانكاران خصوصي كار ميكنيم.
براي شغالها هم همين طور است. اگر جانيان اقتصادي نتوانند كار خود را به درستي انجام دهند، كه غالبا هم نميتوانند (آنطور كه من در پاناما انجام دادم به طور كامل در كتاب توضيح دادهام كه ماجرا چگونه ختم شد)، اما شكست من با عمليات شغالها خاتمه يافت، به اين ترتيب كه آنها در نهايت «عمر توريخوس» رييسجمهوري پاناما را ترور كردند. زماني كه عمليات جانيان اقتصادي مانند ما به شكست بينجامد، شغالها وارد عمليات ميشوند كه در اين صورت يا حكومتها را سرنگون ميكنند و يا رهبران آن كشورها را به قتل ميرسانند و البته شغالها هم همينطور، آنها هم مستقيما براي دولت آمريكا كار نميكنند. اين روزها از پيمانكاران خصوصي براي اين كارها استفاده به عمل ميآورند. ديگر روزهاي ماموران سرويس مخفي حكومتها - مانند مامور 007 كه گواهينامهء آدمكشي هم داشتند- سرآمده است.
وقتي كه ميگوييد در ماموريتتان شكست خورديد منظورتان دقيقا چيست؟
من را به پاناما فرستادند تا عمر توريخوس را به راه بياورم، يعني او را به سيستم خودمان واردش كنم، ولي او از اين كار امتناع كرد. او گفت: «ببين، من ميدانم اگر بازي شما را انجام دهم (او اين حرف را مستقيم به خودم گفت)، خيلي ثروتمند ميشوم، اما اين چيزي نيست كه براي من جالب باشد. من ميخواهم به مردم فقيرم كمك كنم.» و در ادامه گفت: «شما ميتوانيد از پاناما خارج شويد و يا اينكه بايستيد و به بازي كه روش من است، بپردازيد.» ما تصميم گرفتيم كه در پاناما بمانيم و بر تلاش خودمان براي به راه آوردن او ادامه دهيم، اما او هيچگاه به راه نيامد و من اين را ميدانستم كه زماني كه در كارم شكست بخورم و نتوانم اين آدم را به راه خودمان بياورم اتفاق بدي براي او خواهد افتاد.
و شما ميدانيد، اين چيزي است كه همين حالا هم در آمريكاي لاتين در شرف وقوع است. همين هفته يك جاني اقتصادي، «اوو مورالس» را در دفتر كارش ملاقات خواهد كرد و به او خواهد گفت: «آقاي پرزيدنت! تبريك ميگويم…»
كي؟ چه كسي مورالس را ملاقات خواهد كرد؟
يك جاني اقتصادي كه تا اين زمان بايد ناشناس باقي بماند، اما…
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/1852.azr
یازینین اینترنت آدرسی
گوروش کاپانیبدی