- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -
لبخندي بر حماقتنامه وحيد كاظم زاده قاضي جهاني٫ کفگير شوونيستهاي فارس به ته ديگ خورده و ديگر نويسنده ندارند
بای بک، آذربایجان | سؤتگؤن, ۱۷-ي قوراپيشيرن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۲۲:۱۴ | خبرلر, فارسجا, مقاله
![]() |
. | اين در حاليست كه شخصيت هاي نامبرده هيچ هماهنگي با تفكر تجزيه طلبي پان تركها نداشتند (قهرمانان ملي و روشنفکر تورک را به حساب ايرانيهاي عقب مانده مينويسند!!). بر فرض مثال اگر ستارخان داراي افكار جدايي مي بود در آن دوران كه كشور ايران (هنوز کشور ايران تحميلي متولد نشده بود) بصورت ملوك الطوايفي اداره مي شد و اوضاع نابساماني داشت. وي مي توانست با مجاهدين خبره خود آذربايجان را از ايران جدا نمايد (ايراني در آنموقع وجود نداشت٫ هر چه بود مال امپراطوري تورک قاجار بود) و
در واقع در پشت سناريوي تعيين شده ، الهام علي اف و دوستان وي در تركيه به اين نتيجه رسيده اند كه از طريق ديپلماسي امكان بازپسگيري قره باغ از ارمنستان وجود نخواهد داشت و اقدام نظامي هم منتفي هست چونكه جمهوري آذربايجان هيچ مرزي با قره باغ ندارد (اين ديگر حماقت محض است٫ قراباغ در داخل آذربايجان است ولي اين شخص ابله ميگويد آذربايجان با قاراباغد مرز ندارد!!! البته من ميدانم که نويسنده ناخچيوان را با قاراباغ اشتباه گرفته و اين حاکي از بلاهت شوونيستها ميباشد. البته جداماندن ناخچيوان نيز به دليل اعطاي سرزيمن آذربايجان ره ارامنه توسط شوروي ميباشد٫ اما هنوز به عنوان بخش جدائي ناپذير آذربايجان شناخته ميشود.). مي ماند يك راه بايد با يك تير دو نشان را هدف گرفت. بدين ترتيب كه با جدا كردن آذربايجان از ايران بدليل وجود مرز ميان آذربايجان ايران با قره باغ مي توان اقدام نظامي براي گرفتن قره باغ صورت داد. اين پروژه ننگ آور و منحوس است كه پان تركهاي به ظاهر وطني در آن نقش پياده نظام را ايفا مي كنند. (با اين اطلاعات ابلهانه طوري از پروژه سخن ميگويد که انگار در سازمان اطلاعات کار ميکند!!!) |
تفسير اختصاصي باي بک:قلعه باستانی بابک خرمدين که در کوهستان بذ واقع در شهرستان کليبر قرار دارد، هر ساله در اولين جمعه نيمه دوم تيرماه كه مصادف با ايام تولد بابك رهبر سرخ جامگان آذرآبادگان (رهبر ملي تورک آذربايجان) مي باشد محملي براي تجمع شمار زيادی از مردم محلی و همچنين برخی مسافران از ديگر نقاط آذربايجان و ايران می شود. موقعيت استراتژيكي و جغرافيايي اين قلعه و نفوذناپذيري آن در طي سالهاي جنگ با عربها سبب شده است كه قلعه بابك به يكي از بناهاي اسطورهاي تاريخ ايران تبديل شود. اين منطقه به دليل طبيعت و آب و هواي دلربا و جنگل هاي بكر ارسباران (موغان) همواره تفريحگاه مردم محلی بوده اما در يک دهه اخير صحنه برخی فعاليتهای فرهنگی شده که در برخی موارد جنبه سياسی نيز داشته اند.
جشني كه با حضور ده ها هزار آذري (تورک آذربايجاني) و گردشگران خارجي از جرگه دوستداران تاريخ و فرهنگ ايران و آذربايجان برپا شده و به بهانه تولد بابك اجتماع عظيمي شكل مي گيرد ؛ بابك خرمدين ، رهبر سرخ جامگان و از سرداران ايراني (آذربايجاني) كه بيست و دو سال در مقابل خليفه عباسي مقاومت كرد و دست آخر به دستورمعتصم عباسي به طرز فجيعي دست، پا و گردن او را قطع كرده و بدنش را با كاه پر كردند و از دروازههاي بغداد آويختند.
بابك از اين رو محبوب آذربايجاني شده است كه وقتي انگشتان و دست راست او را قطع كردند، چهرهاش را با خون آغشته كرد تا معتصم تصور نكند زردي رنگ رخسارش از ترس است. به اعتقاد كساني كه اين جشن را برپا مي كنند او نماد مقاومت و ايستادگي آذربايجاني ها و ايرانيها است. از همين روست كه در اين روز قوميتهاي مختلف گردهم ميآيند تا با سرودن شعر و داستانسرايي ياد او را زنده نگه دارند و به رسم نياكان زرتشت خويش آتش به پا كرده در اطراف آتش به رقص محلي و پايكوبي مبادرت مي كنند و با صداي زخمه سازهاي خويش نام بابك را فرياد ميزنند. هرچند در سالهاي ابتدايي برگزاري اين جشن گروههاي پان تركيسم (هويت طلب) انحصار آن را به عهده داشتند اما با گذشت زمان با تدابير متوليان فرهنگي و مديران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمان دولت سيد محمد خاتمي اين مراسم در بين تمام ايرانيها اعم از ترك (خودشان ميدانند تورک٫ نه آذري) و فارس و مسلمان و زرتشتي (مليت را با دين قاطي کرده اند) محبوب شد و به يك جشن ايراني و ملي (کدام ايران و کدام ملت) تبديل گرديده وجزئي از تاريخ ايران گرديد ولي متاسفانه در سه سال گذشته در اثر تبليغات شوم تجزيه طلبان (هويت طلبان) اين جشن رنگ و لعاب سياسي به خود گرفته است .
برغم اينكه در نظر انديشمنداني همچون استاد شهيد مطهري ، بابك خرمدين در جلد آيين مزدك و با شورش بر عليه خلفاي عباسي موجبات كشته شدن بيش از 250 هزار نفر از مسلمانان را فراهم ساخته پس پرونده لكه دار و ننگيني دارد ولي شادي ايرانيان نه از آن روي كه با حمله بابك به بغداد و خلفاي عباسي عده كثيري از تبار عرب كشته شده اند مي باشد بلكه ايرانيان به آن مي بالند كه با حمله بابك پايه هاي حكومت عباسيان اين دشمنان سرسخت ائمه اطهار(ع) و اسلام تضعيف شد و اسباب سقوط تدريجي ايشان فراهم آمد. (سؤاستفاده ها و تحريفها به نفع شيعه فارس)
بايد بگويم در اثر غفلت و گاه عدم اهتمام مسئولين فرهنگي در بهره برداري مناسب از جشن هاي اين روز ، عناصري از گروه هاي پان تركيسم (هويت طلب) كه به شدت از سوي عوامل نفوذي آن سوي مرزها (شاه هم ميگفت تظاهر کنندگان خارجي هستند) تقويت مي شوند در پي به انحصار درآوردن اين جشن و نام بابك اين فرمانده ايراني (ايراني نه٫ تورک آذربايجاني) بوده و با برگزاري برنامه هاي جنبي سياسي در كنار آن و دعوت از سخنراناني از محافل و هیئت های طرفدار مرجعيت درباری سعي دارند به اهداف شوم و تجزيه طلبانه (مبارزات ضد شوونيسم و شد استعماري) خويش نايل گردند ، حضور شخصيت هايي كه از تعصبات قومیتی آنان مي توان به خوبی به تفکرات پان ترکیستی (ملي آذربايجاني) شان پي برد ، جرياني كه به شدت از سوي رهبراني همچون دكتر محمودعلي چهرگاني در آذربايجان شوروي و آمريكا هدايت مي شود.
محمود علی چهرگانی كه از لحاظ مواضع سابقه جهت گيری سياسی، قابل مقايسه با افرادی همچون حشمت الله طبرزدی است که در چرخشی صد و هشتاد درجه از يک خودی به رهبري اپوزيسيون (اين دليلي است که اقدامات گذشته هر فردي در حرکت ملي اهميت داشته و حساس است) تغيير موضع داده اند توانست پس از فرار از كشور به عضويت حركت جاماح (جنوبی آذربايجانين ميلّی آزادليق حرکاتی) يک سازمان جدائی طلب از جنس گروههايی همچون الاهواز در خوزستان می باشد وبه شدت از سوی دولت باكو حمايت می شود (اقدامات فرامرزي و اتهامات دولتي که بايستي مورد بررسي دول مربوطه قرار گيرد) درآيد. دكتر چهرگانی كه هم اکنون در كشورمان با نام دکتر چهره قانلی (!) شناخته مي شود در راس گروهکی است با نام گاموح يا جنبش بيداری ملی و در راستای پروژهء Break Down ايالات متحده برای ايران ، با مقامات کاخ سفيد ديدارهای مکرر داشته و با مصاحبه از طريق تلويزيون گونز (شايد خود را به نفهمي ميزنند و يا شايد اشتباه چاپي است٫ گون آذ طرز صحيح نوشتن تلويزيون ملي آذربايجان است) براي دوستداران چند هزاري نفري خويش پيام مي فرستد.
آري شبکۀ ماهواره ای گونز (GunazTV) از دیگر محرکین نا آرامی های شهر های ترک نشین (اعتراضات ملي ميشود ناآرامي و آذربايجان ميشود مناطق ترک نشين!!) در سالهاي اخير بوده و از محركين تغيير شكل ماهوي جشن عادي مردم در قلعه بابك به حركتي تجزيه طلبانه مي باشد. شبکۀ گونز که برنامه های خود را از طريق ماهواره آمريكايي «تل استار دوازده» ارسال می کند، با هدایت آشوبگران، محل های آشوب را از قبل تعیین کرده و دائما وضعیت این مناطق را بحرانی نشان می داد. این شبکه ماهواره ای در سالهاي اخير و در جريان كاريكاتورروزنامه ايران با دروغ پردازی، سعی در بزرگ نمایی اعتراضات داشت و مردم را به تلاش برای تجزیه طلبی دعوت می كرد. و متاسفانه در اثر غفلت مسئولين در تغيير نگاه مردم به حركت و قيام بابك خرمدين تلاش مي كند. (اعتراف ميکنند که توهينهايي به ملت تورک آذربايجان شده و ميشود و نيز تاثير يک تلويزيون محدود را نيز ميدانند٫ همچنين اين کج انديشان فارس شده٫ مسئولان شوونيست را به شدت عمل بيشتر عليه آذربايجان فرا ميخوانند)
در اثر غفلت ، سرخوردگي و عدم اهتمام جدي كارشناسان تاريخي ، نويسندگان و انديشمندان منطقه ، عناصر پان تركيسم (فعالين ملي آذربايجان) سعي دارند از شخصيتهاي ملي آذري (آذري مورد نظر شوونيسم يعني آريايي فارس!! ولي بابک قهرمان ملي تورکهاي آذربايجان است) در جهت مصالح ايدئولوژيكي ايشان سوءاستفاده شود ، نمونه هاي برجسته آنها بابك خرمدين ، محمد خياباني و ستارخان و باقرخان مي باشند. اين در حاليست كه شخصيت هاي نامبرده هيچ هماهنگي با تفكر تجزيه طلبي پان تركها نداشتند (قهرمانان ملي و روشنفکر تورک را به حساب ايرانيهاي عقب مانده مينويسند!!). بر فرض مثال اگر ستارخان داراي افكار جدايي مي بود در آن دوران كه كشور ايران (هنوز کشور ايران تحميلي متولد نشده بود) بصورت ملوك الطوايفي اداره مي شد و اوضاع نابساماني داشت. وي مي توانست با مجاهدين خبره خود آذربايجان را از ايران جدا نمايد (ايراني در آنموقع وجود نداشت٫ هر چه بود مال امپراطوري تورک قاجار بود) و اعلام استقلال كند. اما اين كار رانكرد ورهبري انقلابي را بر عهده گرفت كه امروزه باعث افتخار ايرانيان است. در نتيجه تا زمانيكه فرهنگ و تاريخ ايران اعم از پيش يا پس از اسلام در عرصه عمومي و اجتماع بسط نيابد در اين فضاي خلاء تحريف تاريخ همچنان به عنوان يك راه كار در پيش روي عناصر پان ترك وجود خواهد داشت.
در حقيقت پروژه استعمار بیگانه و در راس آن دولت ايالات متحده جهت خرد كردن اتحاد ملي ايران اسلامي (همان شعار ساختگي و دلخوشکنک براي فارسها جهت در اختيار گرفتن ملتهاي تحت ستم) متحد اعم از ترك ، لر ، كرد ، بلوچ ، فارس ، گيلك ، تركمن و عرب به چند واحد كوچكتر جهت افزايش نفوذ خود در اين واحدهاي داراي قدرت بسيار كمتر نسبت به ميهن قبلي خود امري اثبات شده است. پديده پان تركيسم (هويت طلبي تورکهاي آذربايجاني) در ايران هيچ گاه داراي هويت مستقل نبوده وبه فراخور زمانه از جانب كشورهاي بيگانه مختلفي پشتيباني مي گردد .چه در دوران كمونيسم و چه در دوران امروز پان تركها بجاي اينكه طبق مدعاي مطرح كرده خود بدنبال احقاق حقوق مردم آذربايجان باشند طبق يك سناريوي تعيين شده از آن طرف مرزها سعي مي كنند تاريخ و تمدن ايران را زير سوال برده وتخريب كنند به فرض بر شخصيت كورش بزرگ كه مورد تحسين جهانيان هست (هماني خونخوار وحشي) مي تازند و ناپسنديده ترين الفاظ ممكنه را نثار وي مي نمايند ، نمونه اي ديگر فردوسي حكيم (نژادپرست نادان) مي باشد كه سعي دارند با نوشته هاي خويش ، تنفرعمومي هموطنان ترك زبان (تداعي اينکه آذربايجانيها تورک نيستند بلکه زبانشان به ترکي تغيير کرده!!) را نسبت به وي سبب گردند . پان تركهايي كه قصد سوءاستفاده از نام بابك خرمدين و ستارخان را دارند در ادعاي خود صداقت لازم را ندارند زيرا با اندكي تامل در سرنوشت اين قهرمانان نامي و شرح آخرين لحظات زندگي شان مي توان به عمق هدف و نيات حركتشان دست يافت . يكي از ترفندهاي جريان مزبور وانمود كردن اين امر مي باشد كه قوم آذري (چسباندن ملت تورک به آرياييهاي موهوم امکان پذير نيست) قومي غير آريايي بوده واصليت ونژاد وزبان اين قوم از ابتداي تاريخ ترك بوده است .اين در حاليست كه اقوام آريايي عبارتند از پارتها ، پارسها و مادها كه پارتها و پارسها از جنب خراسان كنوني وارد ايران گشته و مادها از جنب درياي مازندران (شروع اقدامات احمقانه براي تغير نام درياي خزر٫ جوجه شوونيستهاي آذربايجاني نظير فرهنگي و مجتهد شبستري هم به عنوان دم اين فارسها فعاليت ميکنند) در مهاجرتي كه در حدود 1000 تا 1500 سال بطول انجاميده وارد منطقه آذربايجان و كردستان (تلفيق هدفدار براي حقانيت بخشيدن به تعرضات کردها در آذربايجان) كنوني شده ودر آنجا سكنا گزيده اند. به اين ترتيب آذريها و كردها بازماندگاه قوم ماد هستند كه قوم نامبرده همانطور كه ذكر شد خود شاخه اي از نژاد آريايي است ودر عين حال پس از تاسيس دولت ماد در ايران ناحيه آذربايجان به نام ماد كوچك معروف شد. اما ممكن است اين شبهه در ذهن خوانندگان گرامي ايجاد گردد كه پس اگر مردم آذربايجان آريايي هستند چرا زبان ايشان تركي است؟ در پاسخ متذكر مي شوم كه همزباني دليل بر هم نژادي نيست . (سفسطه احمقانه)
احمد كسروي تبریزی (تورک آسيميله شده) مي نويسد: “از سال 736هجري قمري سال در گذشت ابوسعيد آخرين سلطان مغول تا ظهور شاه اسماعيل در سال 906 هجري قمري زبان تركي در آذربايجان محدود به تركان و مغولان بود (زبان تورکي چه ربطي به مغولها دارد؟) و مردم آذربايجان همچنان به زبان آذري پهلوي (جعلي و دروغ) صحبت مي كردند”. دكتر امين رياحي نويسنده كتاب ‹‹ زبان وادب فارسي در قلمرو عثماني›› مي نويسد: “در خود تبريز پايتخت تركمن هاي آق قويونلو و قرا قويونلو چنان كه منابع تاريخي مي گويند تا اواخر قرن دهم زبان آذري پهلوي رواج داشت واحتمالا شروع دگر گشت به تركي پس از جنگهاي شاه طهماسب با عثماني و اشغال 20
ساله تبريز پيش از شاه عباس بزرگ انجام گرفته است”.
عبدالعلي كارنگ در كتاب ‹‹تاتي وهرزني›› علت دگر گشت زبان آذري را از قرن هاي 11 و 12 هجري قمري به بعد به تركي چنين تحليل مي كند:” پس از روي كار آمدن صفويه و ترويج تركي بوسيله آنان و قتل عام هاي متوالي مردم آذربايجان توسط تركان متعصب عثماني و در جنگهاي متمادي با ايران به تدريج زبان آذري از شهرها و نقاط جنگ زده آذربايجان رخت بربست وفقط در نقاط دور دست باقي ماند… ولي هنوز روستاهايي هستند كه به همين لهجه با نام تاتي و هرزني (آذري پهلوي) تكلم دارند.
به باور هيدارنه رضايي از پژوهشگران و صاحبنظران كشورمان علت پيدايش موج جديد ( و البته اندک ) پان تركيسم بدين خاطر است كه در واقع در پشت سناريوي تعيين شده ، الهام علي اف و دوستان وي در تركيه به اين نتيجه رسيده اند كه از طريق ديپلماسي امكان بازپسگيري قره باغ از ارمنستان وجود نخواهد داشت و اقدام نظامي هم منتفي هست چونكه جمهوري آذربايجان هيچ مرزي با قره باغ ندارد (اين ديگر حماقت محض است٫ قراباغ در داخل آذربايجان است ولي اين شخص ابله ميگويد آذربايجان با قاراباغد مرز ندارد!!! البته من ميدانم که نويسنده ناخچيوان را با قاراباغ اشتباه گرفته و اين حاکي از بلاهت شوونيستها ميباشد. البته جداماندن ناخچيوان نيز به دليل اعطاي سرزيمن آذربايجان ره ارامنه توسط شوروي ميباشد٫ اما هنوز به عنوان بخش جدائي ناپذير آذربايجان شناخته ميشود.). مي ماند يك راه بايد با يك تير دو نشان را هدف گرفت. بدين ترتيب كه با جدا كردن آذربايجان از ايران بدليل وجود مرز ميان آذربايجان ايران با قره باغ مي توان اقدام نظامي براي گرفتن قره باغ صورت داد. اين پروژه ننگ آور و منحوس است كه پان تركهاي به ظاهر وطني در آن نقش پياده نظام را ايفا مي كنند. (با اين اطلاعات ابلهانه طوري از پروژه سخن ميگويد که انگار در سازمان اطلاعات کار ميکند!!!)
اين قلم به پان تركهايي كه زماني قبله پدرانشان مسكو و امروز قبله ايشان كاخ سفيد، باكو و آنكاراست هشدار مي دهد كه از سرنوشت پيشينيان خود درس عبرت گرفته وخود را بيش از اين آلت دست بيگانگان قرار ندهند ودر مبارزات مدني هم ميهنان آذريمان براي احقاق حقوق قوم قهرمان پرور آذربايجان شركت بجويند و بيش از اين جشن سالانه مردم كشورمان را در منطق ارسباران آلوده منويات تجزيه طلبانه خويش نسازند.
*وحيد كاظم زاده قاضي جهاني (قلم شما حتي نميتواند بنويسد٫ چگونه هشدار ميدهيد!!! خود را مسخره خوانندگان و مخصوصا تورکهاي آذربايجاني نکنيد. هر چند مسخره بوديد و هستيد و خواهيد ماند)
مقاله مسخره اي که مورد بررسي قرار گرفت در سايت انخاب منتشر شده است. براي آناني که ميخواهند اصل مقاله را بخوانند و يا نظرات احتمالي را دنبال کنند و يا مطمئن شوند که چنين مزخرفاتي در يک سايت ايرانيست منتشر شده آدرس زير ياريگر خواهد بود:
[1] www.tiknews.ne…
، بیر میللتین سسی
http://www.baybak.com
بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/1727.azr
یازینین اینترنت آدرسی
یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.tiknews.ne…: http://www.tiknews.net/display/?ID=43862&Send
گوروش کاپانیبدی