- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

آقايان, اين موطلايی را نمی پسندند - روشنگري

بای بک، آذربایجان | آنناآخشامي, ۹-ي آغلارگؤلر , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۰:۲۱ [گ.ؤ] | خارجی, فارسجا

در تعقيب ماجرا، رد پای مجرم، قانونا متهم، از دفتر ديک چنی سر در می آورد، يعنی از دفتر کسی که رسما معاون رئيس جمهور آمريکاست، ولی او را مرد شماره يک کاخ سفيد می خوانند. اندکی بعد جوزف و والری ويلسون رسما از ديک چني، کارل رو دستيار ويژه بوش و لوئيس اسکوترليبی مقام مهم ديگر دفتر چنی به دادگاه شکايت برده و آنها را متهم ميکنند که به قصد بی اعتبار کردن ويلسون و گزارشش، هويت همسر او را افشا کرده و زندگی آنها را در معرض خطر قرار داده اند.

مردسالاري، بدون تبعيض

ماجرای رسيدگی به شکايت پليم – ويلسون يا ,پليم گيت, به محاکمات کافکايی شباهت پيدا کرده است. با اينکه تمامی ماجرا برای همه کسانی که اخبار را تعقيب ميکنند روشن است و مدارک کافی هم وجود دارد، ولی محاکمه به مساله اصلی يعنی جرمی


روز جمعه 16 مارس، در آستانه ورود به پنجمين سال تهاجم به عراق، خانم والری پليم در رابطه با پرونده پر سر وصدای ,پليم گيت, شهادت داد. اين پرونده و شهادت خانم پليم از نظر سياسی آنقدر اهميت دارد که ريچارد آلن گرين گزارشگر بی بی سی در واشينگتن، دستگاه قدرتمند تبليغاتی و حفاظتی کاخ سفيد را در مقابل خانم پليم ناتوان توصيف کرد. مضمون مقدمه گزارش او اين است:
,,بوش تاکنون در انتخاب دشمنانش يا شانس داشته يا زرنگ بوده است. صدام حسين که آنهمه او را برای همسايگانش و آمريکا خطرناک خوانده بودند، وقتی تانک های آمريکا بطرف بغداد حرکت کردند، معلوم شد پرکاهی بيش نيست. سناتور جان کری که ميخواست سابقه اش در جنگ ويتنام را به بزرگ ترين سرمايه در رقابت انتخاباتی اش تبديل کند، وقتی متحدان بوش به همين سابقه حمله کردند، هاج و واج برجای خشک شد. ولی اين وضع ممکن است تغيير کند. آخرين حريف رئيس جمهور نه مرد سن و سالدار قويدست خاورميانه ای است، نه يک سناتور اشرافی با چهره ای عبوس. بلکه يک جاسوس پرزوق و برق پيشين است که آمده بگويد چطور کاخ سفيد با او به خطا رفتار کرده است. همانطور که شبکه خبری آمريکا ميگويند والري پليم نلسون حفاظ را فرو ريخته است.,,

والری پليم

تفاوت البته فقط به سبيل کلفت و سن و سال صدام حسين و يا صورت خشک ودراز جان کری محدود نيست. محافظه کاران آمريکا، سبيل کلفت های خاورميانه ای را به عنوان دشمن خارجي، و دمکرات ها يا ,ليبرال های بی اخلاق شکم سير, را به عنوان دشمن داخلی به توده های آمريکايی معرفی ميکنند، کسانيکه به جای,دفاع از ميهن و خانواده, وقت خود را به ,خوشگذرانی وعياشی, و,بی بند و باری, و حمله به تقدس خانواده از طريق حمايت از همجنسگرايان, يا ,قتل جنين انسان, يا ,خوکچه آزمايشی کردن يک سلول مقدس پايه ای, ميگذرانند[ محافظه کاران آمريکا عليرغم خصومت شان با محافظه کاران اسلامی از همان ابزار ايدئوژيک قرون وسطايی برای مقابله با رقبايشان استفاده ميکنند].

تفاوت خانم پليم با رقبا يا حريفان ساختگی ديگر بوش - و اهميت محاکمه ای که تاکنون چند تن از نزديک ترين دستياران جرج بوش و ديک چنی را سرنگون کرده است - در اين است که آمريکايی ها اکنون ميتوانند به چشم ببينيد که در لشگرکشی های ماورای درياهای دولت بوش، نه ديکتاتورهای وحشی خاورميانه، و نه,ليبرال های پولدار بی غيرت ,، بلکه زنی هدف دشمنی کاخ سفيد قرار گرفته است که اولا به ظاهر شبيه خود آنهاست و بطور نمونه وار شکل و شمايل يک زن آمريکايی را به نمايش ميگذارد، ثانيا خودش و شوهرش به نام ,دفاع از ميهن و خانواده، در صف جاسوسان و درحلقه نزديک به دستگاه قدرت در آمريکا خدمت ميکنند.

آمريکايی های ساده شايد يک ميليون قربانی جنگ عراق و نابودی يک ملت در آنسوی درياها را ميتوانستند با اين توجيه بوش بپذيرند که اين همه جنايت و خسارت و قربانی برای حفظ امنيت آمريکايی ها لازم است و ترور را به عراق صادر و ازآمريکا دور کرده است. اما امنيت يک زن آمريکايی آنهم مامور خود دستگاه امنيتی آمريکارا به خاطر جنگ عراق بر باد دادن و حريم تقدس خانواده پليم - ويلسون را به قصد سوء استفاده سياسی شکستن، چيزی است که به راحتی نميتوان به خورد آمريکايی ها داد. لااقل نه اکنون که فجايع جنگ عراق و مصيبت های آن برای خود آمريکايی ها، به اندازه کافی افشا شده است.

با اين اوصاف مشاهده ی خانم پليم در صندلی شاهد در مقابل کميته تحقيق، بطور طبيعی اين سوال را برای آمريکايی ها مطرح ميکند: آيا اين جنگ ها درخدمت آمريکاست يا آمريکا در خدمت اين جنگ ها؟ اگر اين جنگ هم امنيت عراقی ها و هم امنيت آمريکايی ها را در خطر قرار داده، پس چه کسانی هستند که از آن منفعت می برند؟

مجازات همسر به خاطر صراحت شوهر
والری پليم فقط به لحاظ ظاهر و شکل و قيافه شبيه ميليون ها زن آمريکايی است. اما در واقعيت، او و خانواده اش به کاخ سفيد نزديک تر بوده اند تا به زنان عادی آمريکايی. خود او در سازمان امنيت آمريکا کار ميکند و قبلا به عنوان يک جاسوس مخفی شغل حساسی داشت. همسرش جوزف ويلسون II ، ديپلمات و سفير آمريکا در کشورهای افريقايی در دوره بوش پدر بود. ويلسون آنقدر در دستگاه حاکم بر آمريکا محترم و معتبر شمرده ميشد، که بعد از بازنشستگی و قبل از حمله به عراق برای تحقيق در مورد “ماجرای فروش کيک زرد به صدام حسين” و تهيه گزارشی در اين مورد به نيجريه فرستاده شد. اين زمانی بود که تيم ,بوش – چنی – رامسفلد, زمين و زمان را به هم ميدوختند و به کمک آدم های خود مثل احمد چلبی يا از طريق کمک به اينگونه کارگزاران، مدارکی جور ميکردند تا ثابت کنند گزارشات هيات بازرسی سازمان ملل کافی نيست و صدام حسين سلاح کشتار جمعی دارد، خطرناک است، وبايد هرطور شده به عراق حمله کرد.

جوزف ويلسون در تحقيقات خود دريافت که ماجرای فروش کيک زرد از بنيان نادرست است و از طريق قرينه سازی سرهم بندی شده است. او در اين مورد گزارشی تهيه کرد و به واشينگتن ارسال داشت. يک گزارش معتبر و تهيه شده توسط فرد مورد اطمينان دستگاه، که در کنار انبوه گزارشات و اسناد ديگر نشان ميداد صدام سلاح کشتار جمعی در اختيار ندارد. اما کاخ سفيد بدون اعتنا به اين اسناد بر ادعای خود پافشاری کرد. همچنين دولت تونی بلر که زد و بند سنتی دولت انگليس با آمريکا را به سطح اطاعت بی چون و چرا و کارگزاری برای کاخ سفيد تنزل داده است، مو به مو و حتی در شکل ادعاهای کاخ سفيد را تکرار کرد.

بعد از تجاوز به عراق در مارس 2003، جوزف ويلسون که با روش های غيرقانونی دولت بوش در حمله به عراق مخالف بود و از ناديده گرفتن گزارش خود ناراحت شده بود، بی احتياطی کرد و در 6 جولای 2003 در مقاله ای تحت عنوا ن ,چيزی که در آفريقا پيدا نکردم, مضمون گزارش خود را علنی کرد. به زودی معلوم شد زمانيکه کاخ سفيد و کاخ نخست وزيری انگليس در مورد کيک زرد د درمقابل مردم و ارگان های رسمی دولت داد سخن ميدادند، گزارش را دريافت کرده بودند. به اين ترتيب سندی بر انبوه شواهد و گزارشات و اسناد ديگر اضافه ميشود که نشان ميدهد هم بوش و هم تونی بلر قبل از حمله به عراق اطلاعات واقعی را ناديده گرفته و آگاهانه در مورد وجود سلاح های کشتار جمعی دروغ می گفتند.

تونی بلر مثل بقيه رسوايی های دوران دولت خود، از کنار اين ماجرا به آسانی لغزيد و در رفت. زيرا اگرچه انگلستان يک دموکراسی قديمی است و برخلاف جهنم استبدادی حاکم بر کشورما، در انگليس نميتوان هرکاری را به زور کرد، ولی در دموکراسی های غربی هم از ما بهتران برای دفاع از موقعيت و منافع خود در برابر دموکراسی راه هايی پيدا کرده اند. در دموکراسی انگليس موانع و مشکلات نخبگان و “خواص” سرانجام به شيوه ,لردی, و ,ريش سفيدی, حل ميشود و چنانکه در مورد خودکشی دکتر کلی ديديم لردها نه تنها ماجرا را ماستمالی کردند، بلکه دست تونی بلر را هم باز گذاشتند تا خبرنگار ,بی احتياط, بی بی سی را گوشمالی بدهد و درس عبرتی برای بقيه گزارشگران منابع”معتبر” انگليسی باشد که به فکر, تجاوز, به ,حرمت, و حريم لردها و خواص نيفتند.

اما کارکرد دمکراسی در آمريکا متفاوت است، در آنجا اگرمعلوم شود قانون و بويژه حقوق مدنی افراد به شيوه لردی و علنا زير پا گذاشته شده است، مقامات دچار دردسر ميشوند. چنانکه در همين پليم گيت نمونه آن را ميتوانيم ببينيم.

البته در آمريکا هم مردم صاحب نفوذ و ثروتمند روش های خود را دارند. درآمريکا هرقدر شيوه های لردی مذموم است، کسب و کار بازاری محترم به شمار ميايد. در اينجا نخست وزيران و شاهان جهان و حتی رئيس جمهور خودی يک ,قيمتی, دارند و در بازار سياسی مبادله ميشوند، چه رسد به رسانه و روزنامه نگار و نويسنده و وکيل و نماينده.[ اخيرا هانس فون اسپاک بازرس سابق سازمان ملل افشا کرد که پادشاه اردن در جريان تحريم ده ساله عراق ، تنها در يک قلم ناچيز 8.2 ميليارد دلار پول بی زبان عراقی ها را تحت عنوان”ترانزيت کارگران ميهمان”! دريافت کرد، پولی که از کيسه عراقی ها در ازای همکاری برای قتل عام کودکان عراقی پرداخت شد. ,قيمت, تونی بلر را چند ماه پيش روزنامه اينديپندنت انگليس افشا کرد و روسای جمهور خود آمريکا شانس انتخاب شدنشان بسته به پولی است که در خرجين انتخاباتی شان جمع شده است ,

معلوم نيست که شيوه لردی بود يا شيوه بازاری ولی به هرحال در 14 جولای سال 2003 يعنی درست يک هفته بعد از انتشار مقاله ويلسون، يک روزنامه نگار آمريکايی به نام رابرت نواک درمقاله ای افشا ميکند که خانم والری پليم، يعنی همسر ويلسون جاسوس است. خانم پليم نه فقط جاسوس بلکه يک مامور مخفی هم بود. يعنی بايد هويت او به عنوان مامور سيا مخفی می ماند . اين البته وظيفه روزنامه نگار نيست که طبق قانون و اخلاق حرفه ای موظف است اخباری را که به او می رسد به مردم اطلاع دهد. بلکه وظيفه همکاران و دستگاه دولتی است که هويت ماموران مخفی خود را محفوظ و محرمانه نگاهدارند. چه کسی يا کسانی اين قانون را زير پا گذاشته وهويت خانم پليم را به رسانه ها درز ميدهند؟

در تعقيب ماجرا، رد پای مجرم، قانونا متهم، از دفتر ديک چنی سر در می آورد، يعنی از دفتر کسی که رسما معاون رئيس جمهور آمريکاست، ولی او را مرد شماره يک کاخ سفيد می خوانند. اندکی بعد جوزف و والری ويلسون رسما از ديک چني، کارل رو دستيار ويژه بوش و لوئيس اسکوترليبی مقام مهم ديگر دفتر چنی به دادگاه شکايت برده و آنها را متهم ميکنند که به قصد بی اعتبار کردن ويلسون و گزارشش، هويت همسر او را افشا کرده و زندگی آنها را در معرض خطر قرار داده اند.

مردسالاري، بدون تبعيض

ماجرای رسيدگی به شکايت پليم – ويلسون يا ,پليم گيت, به محاکمات کافکايی شباهت پيدا کرده است. با اينکه تمامی ماجرا برای همه کسانی که اخبار را تعقيب ميکنند روشن است و مدارک کافی هم وجود دارد، ولی محاکمه به مساله اصلی يعنی جرمی که وقوع يافته نزديک نمی شود. افرادی که دخالت شان در ماجرا روشن شده يکی يکی به بهانه های جانبی محکوم ميشوند، ولی تاکنون ثابت نشده که جرمی صورت گرفته است. محاکمه لوئيس اسکوترليبی نشان داده است که حداقل چهار کارمند ارشد کاخ سفيد درافشای هويت شغلی خانم پليم نقش داشته اند. اما تعقيب پرونده فعلا حول و حوش مشاور درجه يک ديک چنی يعنی اسکوتر ليبی متوقف شده است. حتی اسکوتر ليبی هم به جرم افشای نام مامور مخفی دولت محکوم نشد، بلکه جرم رسمی او اين است که در راه تحقيقات مانع ايجاد کرده است.

در جريان اين پرونده پر سر و صدا و پر درد سر برای دولت بوش، محافظه کاران و مدافعان کاخ سفيد برای بی اعتبار کردن ويلسون و بی اثر کردن شکايت، از هر وسيله ای استفاده کرده اند، پس چرا ابزاری را که مرد سالاری در اختيارشان قرار داده مورد استفاده قرار ندهند.اين ابزاری است که به علت فوايد سياسی فراوان، اينهمه دوام آورده است. اين حوزه ای است که زنان هيچ طبقه ای از آن بطور کامل در امان نمی مانند. چرا در مورد خانم ويلسون تبعيض قايل شوند. البته به علت حساسيت آمريکايی ها آنها سعی ميکنند، گزک به دست ندهند. اما مجموعه گزارشات به نحوی است که به آسانی القا ميکند “چون آقايان موطلايی ها را دوست دارند”، دموکرات ها خانم پليم را جلو انداخته اند تا از اين جنس مرغوب در خدمت اهداف حزبی خود استفاده کنند.

حتی ريچارد آلن گرين گزارشگر بی بی سی يا در قالب توضيح سياست جمهوريخواهان و يا خود راسا از اين ابزار “مفيد” و “بی درد سر” و “جذاب” استفاده ميکند. گزارش او از صحنه شهادت به نحوی است که گويا اتهامی در اين ابعاد، يعنی افشای هويت ماموران مخفی سيا توسط مقامات درجه اول کاخ سفيد و وزارت خارجه به خودی خود هيچ اهميتی ندارد. بلکه مساله اصلی همان موهای طلايی و شکل و قيافه خانم پليم است. گزارشگر بی بی سی گويا برای مقابله با اين ,ترفند, دموکرات ها يا خانم پليم است که تقلبی بودن کالا را هم افشا کرده و يادآوری ميکند رنگ طلايی موهای خانم پليم حاصل کارخانجات توليد رنگ موست، چهره و کاراکتر او را هم به نحوی تصوير ميکند که بيش از آنکه شيرينی ,موطلايی های ملوس, را به نمايش بگذارد، تلخی دمامه ای را به کام می نشاند که وحشت ايجاد ميکند. کاراکتری که نه مريلين مونرو، بلکه بت ديويس بهتر است نقش او را بازی کند. ستاره ای که البته زمانی بسيار زيبا بود، ولی نسل های زنده او را با چهره ای پوشيده از چين و چروک به خاطر می آورند:

,,اما وقتی خانم پليم نمايان شد، تمام چشم ها به او دوخته شده بود. کت چهارخانه و دامن سياهش حالتی شق و رق و حرفه ای به او ميداد. حتی جمهوريخواهان کميته به جوک میگفتند از ديدن او اندکی مرعوب شده اند. لين وستمولند نماينده جمهوريخواه ..با اين سخنان آغاز کرد که حتی ستارگان بيس بال هم که در باره استفاده از استروئيد شهادت داده اند، چنين جمعيت عظيمی را به جلسه جلب نکرده اند. اوگفت: ,من قبلا هرگز از يک جاسوس سوال نکرده ام., ولی خانم پليم در واکنش به سادگی گفت:,من هرگز قبلا شهادت نداده بودم, …

دوربين عاشق خانم پليم است، زنی شديدا بلوند (البته به کمک رنگ مو، ولی به هرحال بلوند) با داستانی دراماتيک. و دولت جرج بوش، مطمئنا نه به عمد بلکه از روی تصادف نقشی کلاسيک را به او سپرده است: نقش زنی که با او به خطا رفتار شده است. نقشی که روز و روزگاری يکی از ستاره های زيبا – اما سخت هاليوود مثلا بت ديويس - بايد آنرا بازی ميکردند.,,

به هرحال معلوم است که علاوه بر آقايان حاکم بر کاخ سفيد، تعداد زيادی از آقايان ديگر هم اين موطلايی را نمی پسندند.

خانم پليم در نقش پارس های شرور و محافظه کاران در نقش اسپارتی های سخت کوش

فقط کاربدستان رژيم اسلامی ايران نيستند که تلاش ميکنند از فيلم هاليودی 300 نهايت سوء استفاده را بکنند. در واقع اين تحفه را طرف مقابل در سينی آنها گذاشته است. کم کم استفاده از مضامين فيلم 300 در ادبيات سياسی رايج ميشود. ريچارد آلن گرين گزارشگر بی بی سی هم از غافله نمانده است.

او توضيح ميدهد که در جلسه شهادت در مقابل کميته، ده نماينده از حزب دمکرات آمريکا شرکت داشتند، درحاليکه فقط دو نماينده از حزب جمهوريخواه در جلسه حضور داشتند، اما اين دو نماينده محافظه کار مثل 300 اسپارتی در مقابل خانم پليم از حريم خود دفاع کردند:
,,اما آنها در دفاع از حريم خود چنان آتشين جنگيدند که 300 اسپارتی در مقابل پارس ها در ترموپيلا., چيزی که جمله ريچارد آلن گرين کم دارد کلمات ,وطن، خانواده و دموکراسی, است تا جمله به اين صورت در بيايد: محافظه کاران در دفاع از حريم ,وطن و خانواده و دموکراسی , در مقابل هجوم خانم پليم چنان جنگيدند که 300 اسپارتی در مقابل هجوم پارس ها. اما اين را ميتوان بين خطوط خواند.

به هرحال به نظر ميرسد عليرغم تلاش های محافظه کاران و نيز خبرنگار بی بی سي، خانم پليم هم بيدی نيست که به اين بادها بلرزد. هرچه باشد او سالها با اين آقايان همکاری کرده و به قواعد بازی سياسی وارد است. او شهادت خود را بر مبنای دو اصلی ارائه داد که قدرتمداران حاکم در آمريکا با سوء استفاده از آنها افکار عمومی را تخدير ميکنند. “وطن”، و “خانواده”.

بنا بر گزارش بی بی سی او گفت : “نام و هويت من توسط مقامات ارشد کاخ سفيد و وزارت امورخارجه، بی رحمانه و بدون ملاحظه زير ضرب قرار گرفت، در حاليکه اين وظيفه آنها بود که از نام و هويت من محافظت کنند.” او گفت وقتيکه ديد هويتش در مقاله نواک افشا شده است:” مثل اين بود که به دلم مشت زدند. به امنيت خانواده ام فکر کردم، به ماموران و شبکه ای که با آن کار ميکردم …”

او گفت در نوشتن مقاله شوهرش نقش نداشته :”اين توصيه من نبود، پيشنهاد من نبود، من اجازه چنين کاری را نداشتم.”… “من هدف سياسی نداشتم. جو [شوهرش] هدف سياسی نداشت. ما فقط ميخواستيم به وطنمان خدمت کنيم.”

ترديدی نيست که محاکمه خانم پليم وسيله مناسبی برای حزب دموکرات آمريکا در رقابت انتخاباتی است. زيرا رهبران حزب دموکرات به خوبی واقفند که اين بار در انتخابات آمريکا برخلاف سنت تاريخي، مساله اصلی انتخابات نه مسايل داخلی بلکه جنگ عراق است. حزب دموکرات اگر بخواهد، ميتواند با ايستادن در مقابل سياست بوش درعراق، به آسانی پشت حزب جمهوريخواه را در انتخابات به خاک برساند. اما محل واقعی چنين مصافی در کنگره، بويژه هنگام رای دادن به بودجه های جنگی است.

در حاليکه حزب دموکرات نمی خواهد واقعا در مقابل جنگ بايستد ودر ميدان واقعی مبارزه سياسی با جمهوريخواهان يعنی در مجلس، بودجه ها و طرح های جنگی بوش را يکی بعد از ديگری تصويب ميکند. در اين شرايط ميدان های فرعی از قبيل پرونده پليم بهترين محل بازی آن به شمار ميرود. چون هم به مساله ای که مردم به آن علاقمندند يعنی جنگ عراق مربوط است، هم ضرورتا به پايان دادن به اين جنگ ربط ندارد و آن را ميتوان در چارچوبی محدود کرد که فقط به درد بازی انتخاباتی بخورد. اينهمه ذره ای از اهميت اين موضوع نمی کاهد که سلاطين نفت و اسلحه برای کشورگشايی در خاورميانه نخست دمکراسی آمريکا را قربانی کردند و در تحقيقات مربوط به شکايت پليم و همسرش به اين جنگ با دموکراسی ادامه ميدهند.

اما آمريکا فقط منحصر نيست به دو حزب دموکرات و محافظه کار. در حاليکه اکثريت آمريکايی ها بيزاری خود را نسبت به جنگ کاخ سفيد در عراق نشان داده و برای پايان دادن به آن بی تابی ميکنند, نيروهای دمکرات و صلح طلب از هيچ امکانی برای پايان دادن به جنگ و برقراری صلح چشم پوشی نمی کنند. بنا بر گزارش بی بی سی در جلسه شهادت والری پليم نيز فعالين گروه معروف و بسيار فعال ضد جنگ زنان که تحت عنوان کد صورتی Code Pink مبارزه ميکنند، حضور داشتند و کاردستی ها زيبای صورتی رنگ خود را بالا گرفته بودند که روی آن ها نوشته بود: “صلح،اکنون”.

مقاله بی بی سی
[1] news.bbc.co.uk…

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/162.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com

یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] news.bbc.co.uk…: http://news.bbc.co.uk/2/hi/americas/6460053.stm