- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

ياشاسين آذربايجان - Long live Azerbaijan

پس از اعلام اتحاد فارس-ملي-اسلامي براي ايران! در داخل٫ اتحاد فارس-ملي-شاهنشاهي براي ايران! در فرانسه اعلام شد

بای بک، آذربایجان | آننا, ۱۸-ي قئزاران , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۴:۴۶ [گ.ؤ] | بای بک, خبرلر, فارسجا, مقاله

. ۱۵ ژوئن امسال (۱۵/۰۶/۲۰۰۷) يکي از مهمترين روزهاي ما ملتهاي غير فارس محسوب ميشود. به خاطر اينکه شوونيسم فارس با استفاده از امکانات فوق العاده زياد خود و نيز با بهره مندي از حمايت کامل دول غربي و استفاده حرفه اي از تريبونهاي بيشمار و وابسته خود به دنبال ايجاد آلترناتيو قدرتمندي در مقابل موج استقلال طلبي ملتهاي دربند ميباشد. پارلمان در تبعيد ملي ايران براي سرکوب غير مستقيم ملتهاي تحت ستم تشکيل ميشود. چون دول غربي نميخواهند ايران به معني فارس از هم بپاشد. کنترل منابع اقتصادي يک حکومت دست نشانده و تربيت شده٫ آسانتر و به صرفه تر از سر و کله زدن با حکومتهاي محلي و تازه کار و ناوارد خواهد بود. دول محلي که شايد در آينده خلاف اميال دول غربي حرکت کرده و به اين سو و آنسو متمايل شوند. باور کردن اين امر با مراجعه دوباره به بندهاي اصلي اساسنامه پارلمان و موافقت ضمني دول غربي با آن آسانتر خواهد بود: حفظ تماميت ارضي ايران!!!! موردي که سالهاست بلاي جان ملتهاي غير فارس ميباشد.

تفسير اختصاصي باي بک: عده اي از افراد شناخته شده و پانفارس که با نقاب دموکراسي در خارج فعاليت ميکنند٫ پارلمان ملي در تبعيد ايران را تشکيل خواهند داد.

از نخستين نقاط ضعف آن ناديده گرفتن ملتهاي موجود در ايران ميباشد. در اساسنامه و اعتقاد نامه و اعترافنامه هاي منتشبيه از سوي اين افراد در طي ساليان٫ به وضوح ميتوان پايمال شدن حقوق ملتهاي محصور در جغرافياي ايران را لمس نمود. اينان ميخواهند ايران را به عنوان يک ملت و آنهم ملت فارس قالب نموده و از راههاي مختلف به آسيميله ملتها ادامه دهند.

شعارهاي عامه پسند نظير حمايت از قشر دانشجوئي٫ حمايت از زنان و کارگران و يا حمايت از اقليتهاي قومي-ديني سالهاست که رنگ خود را باخته اند. اما در کمال تعجب ميبينيم که افراد معلوم الحالي چون آخرين وارث سلسله تورک-آزادي ستيز پهلوي٫ در اقدامي بي شرمانه همان شعارها را مبناي کار قرار داده و با بريدن و دوختنهاي بودار و مورد تائيد کشورهايي نظير آمريکا و فرانسه٫ برنامه اي براي اغفال عموم تدارک ميبينند.

براي آشنا شدن بيشتر با اين گروهها به اهداف کنگره دموکراتیک ملی ایران (پارلمان در تبعيد) توجه نمائيد:

۱. متحد کردن مردمان ایران برای آزادی کامل مملکت از هرگونه استبداد و استقرار یک نظام دموکراتیک، سکولار و لائیک. (اشاره صريح به کلمه “مردمان” قبل از کلمه “ايران” نشانگر عدم باور تشکيل دهندگان پارلمان به وجود ملتي به نام ايران ميباشدو اما چنانچه در ادامه خواهيد ديد همه چيز اين پارلمان وقف دفاع از ملت فارس و فرهنگ کذائي ان خواهد شد)

۲. خاتمه دادن به آپارتاید مذهبی و جنسی و انتقال و تحول سریع ایران به مملکتی دموکرات و غیر جنسیتی مبتنی بر میثاق ها و اصول جهان شمول حقوق بشر.

۳. دفاع از حقوق دموکراتیک مردمان و استقرار جامعه یی که حاکمیت و دولت آزادانه بوسیله مردم در انتخاباتی آزاد انتخاب میشود.

۴. مبارزه برای عدالت اجتماعی و تلاش برای فقرزدائی و شکاف اجتماعی که رژیم اسلامی بوجود آورده. (مشکلاتي نظير فقر و بي عدالتي به ارث رسيده از سلسله منحوس پهلوي نيز به حساب آخوندهاي حقه باز نوشته ميشود)

۵. ساختن یک میهن مشترک برای همه مردمان ایران که در آن تفاوتهای فرهنگی، زبانی و مذهبی همه محترم و به رسمیت شناخته میشود. به رسمیت شناختن این حقوق نه تنها موجب شکوفایی فرهنگی و اقتصادی مملکت میگردد، بلکه موجب استحکام و پایداری وحدت ملی خواهد شد. (يکي از اصليترين نکاتي که بايستي مورد تحليل نمايندگان ملل محصور در ايران قرار گيرد همين بند ۵ ميباشد. توجه کنيد که ديگر از تفاوت قوميتي سخني به ميان نميايد!! و اين زنگ خطري است براي غير فارسها که اعتراض خود را از هر طريق ممکن به گوش هم و جهانيان برسانند. همينطور در انتهاي بند متوجه ميشويد که استحکام و پايداري وحدت ملي براي مردماني که در بند ۱ سخن از آن رفت تجويز ميشود. ملتي که اصل و پايه اش بر فارس بودن تعريف شده است.)

۶. حفظ و نگاهبانی از تمامیت سرزمینی ایران. سیاست های نظام استبدادی ولایت فقیه تهدیدی است بر تمامیت سرزمینی و هویت فرهنگی ایرانی. (ترکيب کلمات جعلي و خطرناک “هويت ايراني” و “سرزمين ايران” نيز در راستاي اجراي سياستهاي آسيميلاسيون مورد استفاده قرار ميگيرند. مردماني که در بند ۱ از حقوق مساوي برخوردا شده بودند٫ در بند ۶ کاملا از رده خارج شده معرفي ميشوند مگر اينکه به مليت ساختگي فارس اعتراف کرده و به آن ايمان بياورند.)

۷. حمایت و پیشبرد برابری زنان با مردان.

۸. پشتیبانی از حقوق کودکان و توسعه آن.

۹. مخالفت با جنگ و پشتیبانی از صلح جهانی. (بندهاي ۷٫ ۸ و ۹ چنانچه شرحش رفت براي فريب اذهان عمومي و نيز براي ايجاد اشتراکات با کشورهاي پيشرو در امر دموکراسي نوشته شده اند. زماني که چند ملت ناديده گرفته ميشود! کودک٫ زن و يا مرد آن منسوب به آن ملتها چگونه از حقوق مساوي و انساني برخوردار خواهند شد؟)

شايان ذکر است که در اين اساسنامه يکي از نقاط تاکيد پان فارسها از قلم افتاده مينمايد٫ و آن اشاره به زبان فارسي به عنوان زبان مشترک يا زبان رسمي است. شايد عده اي فکر کنند که اين اتفاق نشاني از رشد افکار دموکراتيک در جامعه قارس محور و يا سر به راه شدن افراد منسوبه ميباشد!! ولي با کمي تعمق در چگونگي به وجود آمدن تفکر ايجاد پارلمان در تبعيد براي ايران٫ ميتوان مطمئن شد که اين مورد نه تنها از قلم نيافتاده٫ بلکه به شکلي وقيحتر و موذي تر به حيات خود ادامه ميدهد. زبان فارسي از نظر افراد معلوم الحال مجري طرح پارلمان٫ موردي حل شده٫ قبول شده و تائيد شده انگاشته شده است. يعني ملتهاي ساکن در جغرافياي ايران٫ زبان فارسي را بدون اعتراض قبول کرده و به زبان مادري خود ترجيح داده اند.

البته نبايد از انگيزه هاي سياسي-اقتصادي و حتي نظامي قدرتهاي بزرگ در پشت اين طرح غافل شد. هزينه تشکيل جلسات متعدد٫ قبل از تعيين تاريخ براي جلسه اصلي تماما از سوي مقامات متعلق به سرمايه داران غربي پرداخت شده است. ناگفته نماند که تني چند از ثروتمندان وابسته به سلسله پهلوي و نيز تني چند از تجار تهران نيز در اين امر سهيم بوده اند.

۱۵ ژوئن امسال (۱۵/۰۶/۲۰۰۷) يکي از مهمترين روزهاي ما ملتهاي غير فارس محسوب ميشود. به خاطر اينکه شوونيسم فارس با استفاده از امکانات فوق العاده زياد خود و نيز با بهره مندي از حمايت کامل دول غربي و استفاده حرفه اي از تريبونهاي بيشمار و وابسته خود به دنبال ايجاد آلترناتيو قدرتمندي در مقابل موج استقلال طلبي ملتهاي دربند ميباشد. پارلمان در تبعيد ملي ايران براي سرکوب غير مستقيم ملتهاي تحت ستم تشکيل ميشود. چون دول غربي نميخواهند ايران به معني فارس از هم بپاشد. کنترل منابع اقتصادي يک حکومت دست نشانده و تربيت شده٫ آسانتر و به صرفه تر از سر و کله زدن با حکومتهاي محلي و تازه کار و ناوارد خواهد بود. دول محلي که شايد در آينده خلاف اميال دول غربي حرکت کرده و به اين سو و آنسو متمايل شوند. باور کردن اين امر با مراجعه دوباره به بندهاي اصلي اساسنامه پارلمان و موافقت ضمني دول غربي با آن آسانتر خواهد بود: حفظ تماميت ارضي ايران!!!! موردي که سالهاست بلاي جان ملتهاي غير فارس ميباشد.

در سياست نبايستي يکرنگي و صداقت به خرج داد٫ سياست يعني تضمين منافع به هر قيمتي که باشد. چنانچه قدرتهاي بزرگ براي حفظ و گسترش منافع خود حتي ملتها را نيز فدا ميکنند٫ چرا ما قولهاي خالي و مورددار آنها باور کرده و فرصتها را از دست ميدهيم؟ بيانديشيم.

مسعود انتظار

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی

_ _ _ _ _ _ _
مربوط اُلان یازیلار


پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون

بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي

گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/1227.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com