- بای بک، بیر میللتین سسی - http://www.baybak.com -

یاشاسین آذربایجان - Long live Azerbaijan

خداحافظ آمريکا - سيندي شيهان

بای بک، آذربایجان | سؤتگؤن, ۱۳-ي قئزاران , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۰۹:۱۳ | خارجی, فارسجا

. اين استعفای من به عنوان “چهره” جنبش ضد جنگ آمريکاست. اين لحظه پايان کار من نيست، زيرا من هرگز تلاش برای کمک به مردمی را که توسط امپراتوری خوب کهن آمريکا آسيب ديده اند رها نخواهم کرد، ولی من به کار در درون، با، و حول اين سيستم پايان پايان داده ام. اين سيستم زورمندانه در مقابل دريافت هر کمکی مقاومت ميکند و مردمی را که سعی ميکنند به آن کمک کنند، می بلعد. من قبل از آنکه خودم يا هرکس ديگری که دوست دارم و همه منابعم توسط آن بلعيده شوند، از آن خارج ميشوم.

خداحافظ آمريکا. تو آن کشوری نيستی که من به آن عشق می ورزم و سرانجام دريافته ام هرقدر هم فداکاری کنم نميتوانم تو را به آن تبديل کنم، مگر آنکه خودت بخواهی.



روشنگری.سيندی شيهان روز 26 مه 2007 چند روز بعد از آنکه حزب دموکرات به بودجه جنگی عظيم جرج بوش رای داد، با جنبش ضد جنگ آمريکا وداع کرد. شيهان در اين رابطه دو نامه نوشت و نخست از طريق اينترنت آنها را انتشار داد. شيهان در اين نامه ها بطور نمونه وار يک مادر ساده آمريکايی با همان نيک نفسی ها و خوش باوری های ويژه اش را به نمايش ميگذارد که به اعتمادش خيانت شده است. او غول بوروکراسی حاکم را در جريان سفر کوتاه، فشرده و پرماجرای خود در همراهی با جنبش ضد جنگ کشف کرده و خود را در مقابل آن ناتوان می يابد. شيهان هنگام استعفا اميدش را به انسانيت از دست نداده است، اما با تلخی و رنج بسيار هرنوع اميد بستن به بوروکراسی حاکم را رد ميکند.

او در يک مصاحبه بعد از استعفايش باز هم از دستاوردهای جنبش ضد جنگ و از نگرانی های خود صحبت ميکند. نگران است به خاطر حرکت ماشين جنگی آمريکا در خاورميانه و جانهايی که زير چرخ آن ويران خواهند شد، او نگران نقشه دولت بوش برای حمله به ايران است و اين که حزب دموکرات هيچکاری برای جلوگيری از آن نخواهد کرد. وقتی گفتگو کننده از او می پرسد آيا استفاده از اصطلاحاتی مثل “دولت فاشيستی کورپورسيوان ها” برای دولت آمريکاتند نيست، او جواب ميدهد روبرويی با واقعيت گاهی بسيار تلخ است و نقش کورپورسيوان ها و رسانه های انحصاری وکمپانی های نفتی در حرکت ماشين جنگی را يادآوری ميکند. شيهان تاکيد ميکند که نجات دمکراسی در آمريکا منوط به پاره کردن پيوند اين کورپوراسيون ها با دولت است تا دولت به خواست های مردم پاسخگو باشد نه به خواست شرکت های بزرگ تجاری و نفتی.

شيهان در اين مصاحبه و در نامه های خود رابطه حزب و دولت را زير سوال ميبرد. قبل از او نوام چامسکی ها بارها تاکيد کرده است که آمريکا به دولت حزبی تبديل شده، آنهم دولت تک حزبی و حزب حاکم در واقع اپوزيسيونی ندارد. شيهان در تجربه عملی خود به همين نتيجه رسيده است. او در آغاز مصاحبه در عين اينکه يادآوری ميکند ,بدنش ديگر نمی کشد,، و از فشار جسمی ناشی از تظاهرات و سفرها و دستگيری های مدام ياد ميکند، اما تاکيد ميکند که رای حزب دموکرات به بودجه عظيم جنگی بوش و “کارت سفيد” که کنگره به بوش داده و ممکن است برای حمله به ايران مورد استفاده قرار گيرد، عامل قطعی برای تصميم گيری نهايی او بود.[ لينک اين مصاحبه در زير مقاله آمده است.]

شيهان بطور قطع حاضر نشد بر احتجاجات حزب دموکرات صحه بگذارد. اين است که به استعفای او معنا ميدهد. بيش از همه و پيش از همه سيندی شيهان در اين استعفا، اصالت و صداقت خود را به نمايش گذاشت که اجازه نداد حزب دمکرات آمريکا از او مرکبی بسازد که امثال هيلاری کلينتون و نانسی پلوسی که نه فقط در ماهيت، بلکه حتی در رنگ و روغن زدن به ماشين جنگی در سياست روزانه نيز فرقی با جرج بوش ندارند، برآن سوار شده و بر قدرت تکيه بزنند و سياست های جنگی جمهوريخواهان را در قالبی ديگر به پيش ببرند.شيهان هم در نامه و هم هنگام مصاحبه وقتی از حزب دموکرات صحبت ميکرد اصطلاح چپ را که در آمريکا به آن ها اطلاق ميشود، در گيومه گذاشت. استعفای شيهان همانطور که در متن نامه می بينيم يک اعتراض است.

خانم شيهان در ياداشتی در 28 ماه مه 2007 ، نوشته است از زمانی که پسرش کيسی کشته شد و بويژه از زمانی که عنوان ,چهره, جنبش ضد جنگ آمريکا به او داده شد هدف حملات و ناسزاهای شديدی بوده است. بخصوص از وقتی که هر نوع رابطه با حزب دمکرات را قطع کرد، ,وبلاگ های ليبرال, که به عنوان شبکه زير زمينی حزب دموکرات عمل ميکنند، او را بيش از پيش مورد حمله قرار داده اند. ,خلاص شدن از شر,،,روسپی جويای نام, از جمله ملايم ترين پيام هايی بود که دريافت ميکرد. شيهان عليرغم استعفای خود، به عنوان ,چهره, جنبش ضد جنگ آمريکا در تاريخ باقی خواهد ماند، به عنوان سند دادخواهی مردمی که به آزادي، صلح و عدالت عشق ميورزند، از سياستمدارانی که به خاطر قدرت و ثروت ميليون ها را به کام مرگ فرستاده اند.

در زير نامه سيندی شيهان را که اندکی کوتاه و بطور آزاد ترجمه شده ميخوانيد.

*کيسی نام پسر اوست که يک سال بعد از حمله به عراق در 4 آوريل 2004 در عراق کشته شد.

*کمپ کيسی اشاره به خيمه ای است که شيهان از ژانويه سال 2005 در کنار ويلای تفريحی جرج بوش در تکزاس برافراشت. بوش هرگز حاضر با ملاقات با او نشد.

* “چپ”در اظهارات شيهان اشاره به حزب دموکرات آمريکاست.

خداحافظ آمريکا

طی يک سال اخير به آرامی و عليرغم ميل خودم به نتايجی رسيدم که برايم به شدت درد آور است.

نخستين نتيجه گيری اين است که من برای اصطلاح چپ ها تاوقتی عزيز دردانه بودم که اعتراض خود را به جرج بوش و حزب جمهوريخواه محدود ميکردم.

راست ها به من برچسب ميزدند که به “ابزار” حزب دموکارت تبديل شده ام. اين برچسب برای اين بود که به من يک نقش حاشيه ای بدهد: چطور يک زن ميتواندافکار اصيل داشته باشد، يا خارج از سيستم دو حزبی کار کند؟ به هرحال وقتی من حزب دمکرات را با همان معيارها نقد کردم که حزب جمهوری خواه را، حمايت از مرا کاهش دادند و “چپ” همان برچسب های را به من زد که معمولا”راست “ها ميزدند. فکر ميکنم وقتی که گفتم مساله صلح و مرگ بی دليل مردم مساله “راست يا چپ” نيست، مساله “راست و نادرست است” هيچکس به من توجه نکرد.

مرا به عنوان يک راديکال محکوم ميکردند چون من بر اين باورم که وقتی صدها هزار نفر از مردم دارند برای جنگی ميميرند که برپايه يک دروغ استوار است و جمهوريخواهان و دمکرات ها هردو از آن حمايت کرده اند، بايد سياست طرفداری از اين يا آن حزب را کنار گذاشت.

برای من اعجاب آور است که آدم هايی که در مسايل بسيار تيز هستند و مثل يک وسيله ليزری کوچک ترين نکات در باره دروغ ها، دستکاری در واقعيت به قصد بهره برداری سياسی را تشخيص ميدهند، حاضر به پذيرش همين مسايل در مورد حزب خودشان نيستند. وفاداری کورکورانه به حزب، صرفنظر از اين که کدام طرف آن را اعمال ميکند، خطرناک است. مردم جهان ما آمريکايی ها را به سخره خواهند گرفت، اگر به رهبران سياسی خود چنين ميدان وسيعی برای اعمال جنايت بدهيم. و اگر نتوانيم آلترناتيوی برای اين سيستم فاسد “دو” حزبی پيدا کنيم، جمهوری نمايندگی ما خواهد مرد و جای آن را سيستمی فاقد حسابرسی و پاسخگويی خواهد گرفت که ما هم اکنون با شتاب در سراشيب آن سقوط ميکنيم: يک برهوت فاشيستی کورپوراسيون ها.

مرا شيطانی جلوه ميدهند چون من وقتی يک انسان را می بينم، به عضويت حزبی او فکر نمی کنم، بلکه او را انسانی با يک قلب می بينم. اگر کسی ظاهرش مثل يک جمهوری خواه است، و مثل يک جمهوريخواه لباس می پوشد، عمل ميکند، حرف ميزند و رای ميدهد، پس چرا بايد فقط برای اينکه خودش را دموکرات می خواند، از او حمايت کرد؟

من همچنين به اين نتيجه رسيدم که اگر انچه که دارم ميکنم برای اين است که “يک روسپی تشنه شهرت” هستم ،پس واقعا مستحق حکم مرگ هستم. من هرچيزی را که داشتم مايه گذاشتم تا صلح و عدالت را به کشوری بياورم که هيچکدام از اين ها را نمی خواهد. اگر شخصی هردو اين ها را ميخواهد معمولا کاری بيش از اين نمی کند که برای اعتراض به راه پيمايی برود يا پشت کامپيوترش بنشيند و از ديگران انتقاد کند. من هر سنت از پولی را که کشور “حق شناس ” من در ازای کشتن پسرم به من داده بود، و هر پنی از پولی را که بابت سخنرانی ها و کتاب های خود گرفته ام در اين راه گذاشتم. من 29 سال ازدواج را در اين راه فدا کردم و در دوره های طولانی به سفر رفتم و از خواهران و برادران کيسی بی خبر ماندم. سلامت خود را از دست دادم. صورت حساب بيمارستان من در سال گذشته “وقتی که تقريبا به حال مرگ بودم” هم در اين کلکسيون هست. من تمام انرژی ام را به کار انداختم تا مانع آن شوم که اين کشور موجودات بی گناه را سلاخی کند. پست ترين ناسزاها يی را که کمتر کسی ميتواند فکرش را بکند به من دادند و چندين بار مرا به مرگ تهديد کردند.

بدترين نتيجه ای که امروز صبح من به آن رسيدم اين بود که کيسی به واقع به خاطر هيچ مرد. خون گرانبهای او در کشوری بسيار دور از خانواده ای که او را دوست داشت بر زمين ريخته شد، توسط کشور خودش که بايد به عنوان مسوول پاسخگو باشد و توسط يک ماشين جنگی که حتی افکار ما را کنترل ميکند. از وقتی که او مرد من به هر تلاشی دست زدم تا به فدا شدن او معنايی بدهم. کيسی برای کشوری مرد که بيشتر به فکر اين است که American Idol بعدی کيست تا اينکه طی ماه های آينده وقتی که جمهوريخواهان و دموکرات های با جان مردم ,سياست بازی, ميکنند، چند نفر خواهند مرد.

برای من اين دردناک بود که دريابم طی همه اين سالها به اين سيستم باور داشتم و کيسی بهای همراهی من با آنها را پرداخته است. من در مورد پسرم کوتاهی کردم و اين بيش از هرچيزی برايم درد آور است.

همچنين، من با جنبش صلحی کار کردم که خودخواهی های شخصی را بر حيات انسانها مقدم ميداند. اين گروه نمی خواهد با آن گروه کار کند، اين يکی نمی خواهد به آن تظاهرات برود اگر آن ديگری آنجا باشد، و چرا سيندی شيهان هميشه در مرکز توجه باشد. دشوار است برای صلح کار کردن وقتی که در درون خود جنبشی که نام صلح را بر خود دارد، اين همه انشقاق وجود دارد.

استيضاح جرج بوش و خطر بيرون آمدن اسکلت های دموکرات ها از خاک

رهبران بزدل ما، مردان و زنان شجاع ما رابرای ابد در عراق رها کرده اند و باآنها مثل مهره های بی اختيار روی صحنه شطرنج ويرانگری بازی ميکنند و مردم عراق توسط کسانی که به انتخابات بيش از جان مردم فکر ميکنند، به مرگ و سرنوشتی بدتر از مرگ محکوم شده اند. سرانجام سربازان ما بعد از 5 يا 10 يا 15 سال لنگ لنگان،سرافکنده از شکستی ديگر به خانه باز ميگردند و ده يا 20 سال بعد از آن فرزندان فرزندان ما خواهند ديد که عزيزان شان بدون دليل مردند زير پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های آنها اين سيستم فاسد را پذيرفته بودند. جرج بوش هرگز استيضاح نخواهد شد زيرا اگر دموکرات ها خيلی عميق بکاوند، ممکن است اسکلت های گورهای خودشان از خاک بيرون بيايد و سيستم دايما بطور ابدی خودش را تکرار ميکند.

هراس از تبديل شدن به يک مجسمه مرمری مردم فريب

من هرجه را که برايم باقی مانده برميدارم و به خانه ميروم. ميروم به خانه و مادری ميشوم برای آن فرزندانم که باقی مانده اند و سعی ميکنم بعضی از چيزهايی را که از دست داده ام دوباره به دست آورم. تلاش خواهم کرد برخی روابط مثبت را که طی سفر اجباری بعد از مرگ کيسی به دست آورده ام حفظ کرده و بارور کنم و تلاش خواهم کرد برخی از روابطی را بازسازی کنم که با آغاز لشکرکشی صليبی يک نفره ام برای تحول در پارادايم کنونی از دست داده ام. هراس من از اين است که به تصويری بدون حرکت و صامت و جامد که در سنگ مرمری فريبکارانه حکاکی شده تبديل شوم.

کمپ کيسی کار خود را انجام داد. حالا به فروش گذاشته ميشود. آيا کسی مايل است چند متر زمين زيبا در کرافورد، تکزاس بخرد؟ من در نظر دارم هرپيشنهاد معقولی را مورد بررسی قرار دهم. شنيده ام که جرج بوش نيز به زودی از آنجا می رود. اين بر بهای آن می افزايد.

خداحافظی با سيستم نه با تلاش انسانی

اين استعفای من به عنوان “چهره” جنبش ضد جنگ آمريکاست. اين لحظه پايان کار من نيست، زيرا من هرگز تلاش برای کمک به مردمی را که توسط امپراتوری خوب کهن آمريکا آسيب ديده اند رها نخواهم کرد، ولی من به کار در درون، با، و حول اين سيستم پايان پايان داده ام. اين سيستم زورمندانه در مقابل دريافت هر کمکی مقاومت ميکند و مردمی را که سعی ميکنند به آن کمک کنند، می بلعد. من قبل از آنکه خودم يا هرکس ديگری که دوست دارم و همه منابعم توسط آن بلعيده شوند، از آن خارج ميشوم.

خداحافظ آمريکا. تو آن کشوری نيستی که من به آن عشق می ورزم و سرانجام دريافته ام هرقدر هم فداکاری کنم نميتوانم تو را به آن تبديل کنم، مگر آنکه خودت بخواهی.

* مصاحبه ريز خان با سيندي شيهان
[1] www.informatio…
*تصاوير ديگر از کمپ کيسی را اينجا ببينيد
[2] www.outofthear…
* منبع نامه
[3] www.dailykos.c…

BayBak, All about a Nation، بیر میللتین سسی
پایلاش | پرینت
بعضی عکسلر خبره باغلی اولمایا بیلیر. لطفا دیقتتلی اولون
بورا باغلي يازيلار:
  • تاپيلمادي


گوروش کاپانیبدی


http://www.baybak.com بای بک سایتیندان پرینت اولوب
http://www.11007.baybak.com/1151.azr یازینین اینترنت آدرسی

azeribaybak[at]gmail.com

یازیده ایشه آلینان اینترنت آدرسلری
[1] www.informatio…: http://www.informationclearinghouse.info:80/article17815.htm
[2] www.outofthear…: http://www.outofthearmy.com/recentactivities.htm
[3] www.dailykos.c…: http://www.dailykos.com/storyonly/2007/5/28/12530/1525